">
دوازدهم تیر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

نکته یی دلکش بگویم خال آن مهرو ببین
عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین
عیب دل کردم که وحشی وضع و هرجایی مباش
گفت چشم شیرگیر و غَنجِ آن آهو ببین
حلقه زلفش تماشاخانه ی بادصباست
جان صد صاحبدل آنجا بسته یک مو ببین
فردا سیزدهم تیرماه ٬وبلاگ پاسارگاد یک ساله می شود.
یک سال باشما یاران و هواداران ایران گذشت.یک سال در سایه فره همایونی اعلاحضرت و با گرفتن اذن از ذات مبارک حضرتش، این حقیر قلم زدم و نوشتم و عمر اگر مجال بدهد باز خواهم نوشت. هرچند قلم و نوشته های جان نثار٬هرگز توان و لیاقت بیان "حقیقت"را در خود نمی بیند،اما تاهستم من همچنان و هماره دوشادوش میهن پرستان و مبارزان همسنگرم می نویسم و درون مایه پوچ شب پرستان آوارشده برمیهن عزیزم را آشکارتر می سازم.
قلم شرمسار و سرافکنده از نوشتن است وقتی در پیشگاه آن سرو رعنا و آن خورشید سراپا فروزَندگی و آن بهتر از بهترین بنویسد. قلم شرمنده و هراسان است هنگامی که در محضریگانه شهریارایران و شاهنشاه خوبان ٬ذات باکرامت و ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی برخود وظیفه داند که بنویسد و گوشه یی از آن ذات اهورایی را وصف کند.
آرزومندم جان ناقابل این حقیرهرچه زودتر بلاگردان وجود نازنین و شاهانه رضاشاه دوم پهلوی بگردد و اگر نگاه دلارای پادشاه همیشه برقرار میهنم مرا رخصت زیستن می دهد،در تک تک نفس های باقی مانده ام برای نابود ساختن دَجالان دون صفت و خرقه پوشان حاکم بر ایران و در راه محقق شدن یگانه آرمان آریاییان راستین قدم برخواهم داشت تا دامان مام میهن از لوث وجود اهریمنان پاک شود و به لطف وجود معبودبزرگ ایران،باز پرطراوت و معطرگردد.
پایداری پادشاهی پیروزی