تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیر درکلبه فقیرانه ام جواهر پربهایی رادارم که شما درجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شما رادارم و شماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ">سال 1387 سال پرچم شیروخورشید پاسارگاد2

دهم خرداد دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

     

تروریسم یاهمان حذف فیزیکی افرادبرای رسیدن به مقاصدی خاص ،بحران بزرگی است که متاسفانه باآغازحکومت تاریک خمینی ،شکل وسیع تروهمه گیرتری رادرسراسردنیابه خودگرفته وموجب نگرانی ملل ودولت های جهان شده است..دراین پیرامون پیشترنیز،حقیرپست هایی نوشته ام ودرپست حاضر،بازبه واقعیت تلخی به نام "ترورفیزیکی" پرداخته می شود.

امروزه ده هاوصدهاسمینارباصرف بودجه های چندین میلیون دلاری درممالک مختلف برگزارشده وبه این معضل خطرناک می پردازند.تروریسم اکنون مشکل وخطری به مراتب عمیق تر ومهلک تر ازموادمخدر،شناخته می شود.کنترل ویژه ومستمر خطوط هوایی ومرزهای کشورها،نشان ازتهدیدجدی تفکرتروریسم درعصرحاضردارد.

وبه راستی ریشه درکجاست؟

نخست بایددیدچه افراد وگروه های فکری، باترورفیزیکی موافق وهمسومی باشند؟ افرادی که حامی "سلطه ارعاب و وحشت"یا"کشتن اشخاص برای محوتفکرات آنها"می باشندبدون شک افرادی هستندکه دردو ویژگی باهم وفاق دارندیعنی:

الف:دچاراعتقاداتی هستندکه برآن اعتقادات، احساسات حاکم است ودرنتیجه افکار واعتقادات خودراکفی برآب می بینندوچنان ازمحوارزش هاوهویت فکری خودبیمناک اندکه وجود وحضوراشخاص می تواندتهدیدی کشنده برای ایدئولوژی آنان باشدوبه گونه یی ازضربه دیدن وخاموش شدن اجاق مکتب خوددرهراس هستندکه دست به قتل یک یاچندین انسان می زنندتااعتقاد وارزش های(قطعن بی ارزش)خودراازسقوط نجات دهندوالبته باچنین اقدامی، کلنگ سهمناک تری را ازسمت خودبرافکار وآرمان های تهی خویش واردمی آورندزیرافرد قربانی-حتااگرتاامروزیک شخص معمولی بوده باشد-پس ازترورشدن به بالاترین جایگاه درقلب ،ذهن وکلام دوستان خود ویاغریبه گان می رسدودرنقطه یی دیگرتروریست وتحریک کننده اودرحدبی نهایت، موردتقبیح، نفرت واشمئزازواقع می شوندواین معنایی جزشکست تفکرتروریسم درپایه وذات خودندارد.

ب:افراد معتقدبه حذف فیزیکی، تک تک وبی استثنا درجایی ازعمرخود،دچاریک ضربه روحی -روانی شده اندکه همین ضربه ،صورتی ازسرخوردگی رابرای شان ارمغان آورده است و می خواهندبابه قتل رساندن مخالفان ازدردپنهان خودگره گشایی کنندکه بازثمری جزمحوکردن خودشان درسایه سیاه انزجار وخشم سایرین نسبت به آنان نخواهندبرد.

نمونه بارزی ازسردمداران تروریسم درقرن حاضر،سران رژیم مستبداسلامی هستند وبه طورشاخص تر پایه گذار ومبدع این رژیم درایران که همان روح الله خمینی بود.وی براساس شواهد،ازکودکی دچارعقده های آشکار وپنهان بودکه وقتی برمسندقدرت نشست وحس کردپشتوانه های محکمی برای ابقای افکارموهوم وبی ارزش خودش داردباصراحت ازحَرب وجهادگفت وگروهک سپاه رادردستان پلیدخودایجادکردو ازیک مشت لاابالی،به قول خودش ارتش بیست میلیونی پدیدآورد(همانان که به بسیجی شهرت دارندوجزارعاب وسرکوب مردم واطاعت حیوانی ازولایت فقیه هنری ندارند)وبه فرمان این ملای درنده وروان پریش، بسیارافرادآزاده یی درگوشه گوشه دنیاترورشده یابدون برخورداری ازکمینه حق دفاع ازخود،به جوخه های اعدام سپرده شدند.تاکنون به دستور جمهوری ولایت فقیه بیش ازهشتادتن ازرهبران اپوزوسیون درآن سوی مرزهاترورشدندوآن تعدادکه درهرکسوت وسمتی به صرف مخالف بودن باافکارننگین وخون آلوداین حکومت ،درداخل مرزهاوبه شکل زنجیره یی یاغیرزنجیره یی کشته شدند، بیش ازچندصدنفربوده است.همین خمینی دژخیم ،وقوع جنبش کشتارگر وهولناکی رانیزدرفلسطین وبه نام "انتفاضه" ترغیب کرد که پیدایش این گروهک کثیف تاامروزعاملی است برای اینکه کشوراسراییل وملت فلسطین نتوانندبه مرحله یی از صلح وسازگاری برسندوهرروز وهرهفته بااقدامات تروریستی همین انتفاضه، مردم بیگناه اسراییل ومتقابلن خودمردم فلسطین به قتل می رسندوجای تردیدی نیست که این جوی خون، مرهون تلاش های مغرضانه روح الله خمینی ودرواقع نتیجه پیاده شدن  افکاریک بیمارروانی(خمینی) است که متاسفانه با صلاحدیدبیگانه گان برمیهن عزیزماچیره شد.

مضحک ترین بندماجرا-که شایدازفرط تلخ بودن زهرخندی رابرلب هرآنکه ازشعوربهره یی برده است بنشاند-احساسات گرایی وجسارت احمقانه شخص "ترورگر" یاتروریست دراجرای عمل شوم خود می باشدوبه واقع همانکه مسوولین رژیم حاکم ومزدوران شان به شهادت طلبی یاازجان گذشتگی تعبیرمی کنند.مساله بسیارواضح است ونبایددرپرده اصطلاحات وکنایه ها غامض شود:کسی که معتقدبه دین ومذهبی باشدکه آن دین ومذهب درامورزندگی او دخالت مستقیم داشته باشد،هنگامی که هرعاملی رابرابرباورهای خودش ببیندقدم جلومی گذاردتاآن عامل راازسرراه افکارخودبردارد ودراین گریزبه ازمیان رفتن جان بی ارزش خودنمی اندیشدوپرسش اینجاست که درچه حساب وکتابی ،نام یک جنایت توام بازبونی ویابهتربگویم نوعی "ترس ایدئولوژیک" که دربطن یک "بی پروایی جاهلانه" ریشه دارد،شجاعت نامیده می شود؟؟

پرسش رابه گونه یی دیگردرمی آوریم وملموس ترمی کنیم:حاکمانی که درهرمحفل وکوی وبرزنی ناله مرگ برامریکاومرگ براسراییل ومرگ بر...سرمی دهندویاآنقدرتهی مغزندکه خودرا"حزب اللهی" نامیده وبه خداوندماهیتی مادی اطلاق می کنندکه توگویی خدانیزدربندحزب وحزب بازی است!! وبه واقع جماعتی که خودرازیرچتربی معنای"دار ودسته خدا"نشانده ومرگ جهانیان رابرای بقای خویش خواستارند،راه وچاره وکلیدی به جزتروریسم برای ادامه حاکمیت خود می بینندیاخیر؟آنهادرضمیرخودخوب می دانندکه درحزب!!خداقرارندارندودست پنهان خدابرشانه های عدمی شان سنگینی نمی کندپس برای پیشبرداهداف خود،جز"ترور"کدام راه پیش پای شان موجوداست؟این پرسش هاهمه گی یک سوال بیش نیستندکه جواب دردرون شان مستتراست :ادامه حکومت اسلامی برابرباادامه جولان تروریسم و وخیم ترشدن آن است وحذف این نظام ،مساوی باحذف کانون ومداراصلی تروردرسراسردنیاست.

ماجرابه همین ختم نمی شود.مبحث تروریسم ،مبحث پیچیده ودامنه داری است وریشه هایش درمنجلاب تابوپرستی وجهل ناشی ازتکیه تهی مغزان تمام دوران هابرارزش هاومکاتب معیوب،منقضی یاتحریف شده  شان قراردارد.

دراین واقعیت ماباهم اتفاق نظرداریم که اگرفردی یاحکومتی براستحکام اعتقادات خودباورقاطعی داشته باشددغدغه یی برای ازمیان برداشتن مخالفان خودنداردومطلب دیگراینکه یک دین یامذهب(هردین ومذهبی) درماهیت خوداثبات پذیرنیست ودرنتیجه موردهجمه دایمی مخالفینش قراردارد پس اگرحکومتی برپایه دین ایجادشود،برای اثبات خود خواه وناخواه "یک حکومت تروریست" خواهدبود.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

چهارم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

پیش تراگرخاطردوستان مانده باشد،بحث تروریسم وابعادمختلف آن را-که رژیم اسلامی مورداستفاده قرارداده ومی دهد-بررسی کردیم. موردواپسین٬ "تروریسم اعتقادی" بودکه همان سانسور وارعاب دگراندیشان معنامی دهد وصدالبته شکل وساختارمهلکی ازتروریسم بوده وموجب می شودمردم دریک "تنگنای اعتقادی"قرارگرفته وحقی برای "ابراز اندیشه" نداشته باشند.همه می دانیم که حکومت ملاییسم سردمدارسانسور وسرکوب افکار است.اگرنگاهی به جامعه هنرمندان ایران(نویسندگان،شعرا،کارگردان ها،هنرپیشگان،اهالی موسیقی و آواز و...)بیاندازیم ٬به آسانی ردپای سانسور وکانالیزه کردن افکار راملاحظه می کنیم.بادقت برجامعه روزنامه نگاران ومنتقدین ،سایه شوم ارعاب رابهترتماشاخواهیم کردوالبته دردنیای مجازی اینترنت ودرجای جای زندگی مردم ایران، دست پنهان وپیدای رژیم برای محدودسازی مردم تاجایی که نتوانندحقایق پیرامون رابه درستی ببینندویا"حرف"خودرابه زبان بیاورندبه چشم می خورَد.

نیک بختانه ملت ایران ،غالبن تن به چنین سانسورهاومحدودیت هایی- که برآمده ازذهن بیماروتفکرعفن مسوولین است -نداده وجالب اینکه هرچه نوع وشدت محدودیت ها(خصوصن درحیطه قلم ویادنیای مجازی)بیشترشود،روش های مقابله باآن ازدیادیافته وبرمیزان "محبوبیت" فردی که سخنش مغایرباافکارتهی این سیاست بازان بدشمایل است افزوده می گردد.

چندی پیش فیلم "سنتوری" ساخته آقای داریوش مهرجویی به علت اینکه پاره یی ازبنیان های ایدئولوژیک وارزش های بی ارزش رژیم وقت رابه بازی گرفته بودتوقیف شد.نتیجه حاصل اینکه فیلم مربوطه به صورت زیرزمینی به بازارآمدوبیش ازسه چهارم ملت ٬فیلم سنتوری رابرروی سی دی وباکیفیتی تقریبن مطلوب ملاحظه کردندضمن اینکه فیلم نامبرده درکانادانیزبه نمایش عمومی درآمدتادیگرخسارتی شامل سرمایه ی تهیه کننده محترم فیلم سنتوری نباشد.

مثال هابیشمارند وشایدیک کتاب برای نام بردن ازروزنامه های توقیف شده ،خواننده هاوهنرمندان ایرانی درتبعید،نویسندگان تبعیدی ،کتاب هاوفیلم های توقیف شده توسط وزارت ارشادناپذیرارشاد،هنرپیشگان وکارگردانانی که به دلایل مضحک مدنظرحکومت وقت مدت مدیدی راممنوع الفعالیت بوده وبعضن سوگمندانه تمام عمراین عزیزان رادربرمی گرفت و....لازم باشدوالبته کتاب قطوری نیزخواهدشد.

بایدنگاه کردکه حاصل دریافت شده ازاینهمه سرکوب و"تروراندیشه ها"برای رژیم چه بوده است؟آیانتیجه یی که ازاینهمه خفقان وارعاب اقشارجامعه عایدحکومت اسلامی شده برای شان بیشتررضایت بخش است ویاشرم آور؟آیاهمین روشنفکران،دانشجویان ،هنرمندان وجوانان ودرواقع مردمی که امروزناچارنددرزیرسلطه ی یک رژیم دیکتاتوری٬ ازکمترین حق آزادی بیان هم برخوردارنباشنددرفردایی نزدیک تومار این اهریمنان رادرهم نخواهندپیچید؟آیاسکوت نسبی حاکم برجامعه- که گهگاه فریادی آن راازهم گسسته وحکومت ،باسرعتی برق آساآن فریادوآن فریادزننده راخاموش می کند-هشداری برای یک توفان سنگین وغیرقابل تصورنیست؟ درتاریخ هیچگاه یک سیستم تروریست، بخت واقبالی برای بقانداشته است.ممکن است که امروز ودراوج حماقت شان٬ به زوردشنه هرفریادی رادرگلوخفه کنندامادیرنیست وبسیارزودهنگام خواهدبودروزی که دردادگاه بزرگ ملت ایران ،به عنوان زشت کارترین حاکمان وپلیدترین متولیان، متهم ومحکوم گردند.سردمداران رژیم ومزدوران مواجب بگیرشان امروز،به قدرت نظامی-تروریستی وهمینطورجنون سرکوب اندیشه ها افتخارمی کنند.اما ازسدسُستی که پشت سرشان قرارداردبی خبروغافلندونمی دانندباشکسته شدن این سد،خاکسترشان نیزبربادخواهدرفت.دکترشفیعی کدکنی سروده  زیبایی داردکه قسمتی ازآن، پایان بخش این نوشتاراست:

گفتند روبه اوج روانیم

دیدیم سیر،سوی هبوط است

شعرسپیدنیست که خوانیش

این جعبه ی سیاه سقوط است.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیستم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

  گیرت وایلدرز-نماینده آزاداندیش پارلمان هلند

ماجرای ساخت فیلم فتنه(fitna)وجنجالی که درطی سه چهارهفته اخیرازسوی مسلمانان افراطی وبنیادگرابرخاست به گوش همگان آشناست.هرچندازبام افتادن طشت رسوایی دین فروشان جاهل و واکنش تهدیدگرانه  ازسوی حاکمان دینی ٬تازگی نداشته وسوژه یی تکراری است.

گیرت وایلدرز(greet wilders)رهبرحزب آزادی وعضوپارلمان هلند،چندی پیش اقدام به ساخت فیلمی کوتاه نمودتاواقعیت پشت پرده ی دین سیاسی رابه تصویربکشد.این نماینده آزادی خواه مجلس هلند،درزمان شانزده دقیقه یی که دراختیارداشت ،چیره دستانه روح پلیدجامعه مسلمانان جهان رابه نمایش درآورد وبحث شوم "جهاد" و"فرهنگ قتال" را-که سرمایه نخستین و واپسین اسلامیان است -دستمایه کردتافیلم خردمندانه یی بسازد وسینه خود را برابرتیغ ودشنه ی بیرحم ترین وجانی ترین موجودات تاریخ(مجریان اسلام)آماج کند.

ازهمان بدوپخش این فیلم -که بااقبال شایانی هم مواجه بود-موج تهدیدهاورفتارهای ناراحت رژیم وقت ایران وتنی ازلاشخورهای دست پرورده اینان درسایرکشورها٬متوجه آقای وایلدرزشدواگرچه تااین لحظه که این مقاله نگارش می شودوی ازامنیت وسلامت برخوردار است اماباتوجه به آنچه ماازاین تبهکاران سراغ داریم مشخص نیست چه معامله یی بایک هنرمندآزاداندیش خواهندداشت.

دراین مطلب ،بحث اصلی برروح تروریست وسرکوب گر پرچمداران اسلام درقرن حاضردورنمی زند.حال آنکه این راهمه می دانیم وبرخردوکلان پوشیده نیست که کارنامه سیاه وبیست ونه ساله حکومت الله وهمچنین بخشی ازتفکرتیره شان- که برطبق سخن خمینی به دنیاصادرشده ودرحال صدوراست!- جزجنایت وکشتاربشری هیچ نبوده ونیست.

حرف برسرتمایل یک رژیم دیکتاتور٬به "ناآگاه نگهداشتن"توده های مردم است ٬تادرزمان لازم چون گوسپندی حرف اینان رابی کم وکاست تکرارکرده ویاوه های این حاکمان بی لیاقت رابی تامل باورکنند.سوگمندانه بعضی ازافراد-که تمایلی به حکومت وقت نیزندارند-تحت تاثیرجوسازی رسانه یی، نابخردانه اصرارمی ورزندکه فیلم فتنه(یانظایرآن)به محمد(ص)اهانت کرده است ومحمدپیامبرمانیزهست و...ازاین دست خزعبلات .

مانده ام چرا افرادی-که توده غالب ملت بوده ودلخوشی ازسیاست های این حکومت ندارند-چرادوست دارندنشخوارکننده دروغ های سیاسی این حضرات باشندبی آنکه به خودزحمت نگاه کردن این فیلم کوتاه رابدهند؟؟این یک "سیاست بازی" کثیف ویک سناریوی تکراری است که رژیم خمینی ازبدوآغازش می خواست دراذهان خام مردم خودراجانشین امام دوازدهم جازده وهرواقعیتی که درموردماهیت زشت او ویارانش گفته می شداهانت به امام وپیغمبروانمودکند!!کاش بعضی هاازخواب خرگوشی بیدارمی شدند تامی دیدندحاکمان جور،ازیک دین برای خودسنگری محکم ساخته اند.آنهم ازدینی که بیشترایرانیان به آن گرایشی کم ویازیاددارند.تروریسم اسلامی ارتباطی به محمدندارد.مگرنعش متعفنی به نام حسن نصرالله یااسماعیل حنیه ووو دیگراصحاب قتل وکشتار،جانشینان محمدهستند.اگراین است که وای برچنین پیامبری واگراین نیست وای براین نادانان درخواب مانده وزودباور.

یک مسلمان لزومن تروریست نیست،این راهمه می دانیم بلکه شخص پیاده کننده اسلام وبه خصوص احکام آن مظهری ازفسق ،تروریسم،دنائت وفتنه انگیزی است.فتنه،به فتنه گری مسلمانان درانفجارمهیب یازده سپتامبرمی پردازد.به گردن زدن ودست وانگشت قطع کردن توسط مسلمانان٬جداکردن دست وپای افرادزنده زنده ازبدن شان٬جمله های هولناکی که اززبان ملایان حیوان صفت بیان می شوند ،بر جهادوفرهنگ کثیف شهادت طلبی(بخوانیدکشتارطلبی)این پدیده های شوم عصرامروزانگشت گذاشته وچهره زشت اینان رادربرابرنظرمان آشکارمی سازد.اسلام امروزوبه طورکلی اسلام سیاسی٬یک دین اهریمنی است٬یک دیوسنگدل که برای نابودی ملت هاوفرهنگ هاکمربسته وآماده است.فیلم فتنه ٬برآمده ازیک ذهن آگاه ودیدگاهی انساندوستانه است که به جنگ اسلامیسم وایدئولوژی خون وخشونت آمده است٬ تاازحقوق وآزادی یکایک بشریت دفاع کند.

کمی به خودبیاییم وآزادی اندیشه راغنیمت بدانیم.به دیدگاه های روشنگرانه احترام بگذاریم ونگذاریم دموکراسی ٬مرعوب بت پرستی جاهلان واپسگرای رژیم وقت ایران شود.

آتش این فتنه هاازگورهمین حکومت بلندمی شود.این راکسی نیست که نداند.هم دنیای غرب وهم ملت عزیزبراین واقعیت تلخ واقفند.گیرت وایلدرزها می خواهنداین واقعیت تلخ راازدیده مابگذرانندتاشایدبه خودآییم وریشه ناکامی جهان را-که همان حکومت دینی است- ازبیخ وبن برکنیم تا"خورشیدحقیقت" برآیدوجانشین تاریک اندیشی شود.

فیلم فتنه راازسایت وزین ایران ب ب ب آنلاین ببینید

"هشدار!تماشای این فیلم به علت صحنه های دلخراش٬ به کودکان وبیماران روحی توصیه نمی شود"

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست وپنجم اسفنددوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

  مجموعه یک مشت پرعقاب-یک نمونه ازوارونه جلوه دادن وقایع معاصر

مبحث ترور وتروریسم رادرپستی به نام "منجلاب تروریسم حربه نخستین وواپسین حکومت اسلامی" آغازکردیم وشکل ترورفیزیکی درآن مقاله به بحث درآمد.شوربختانه رژیم ولایت فقیه ازابزارگوناگونی برای تروراستفاده می کندکه ترورفیزیکی یکی ازآنهاست وشایدبعضی تعجب کنندامانخستین شکل تروردرپروتکل تروریسم اسلامی،همین حذف فیزیکی است واگربه دلایلی موفق به انجام آن نشونداز"ترورشخصیت"بهره می برند.این امردرصدربرنامه های اینان جایگاهی ویژه دارد.هرساله به مناسبت هایی ماننددهه فجر!!،پانزدهم خرداد،سالگردبه گورواصل شدن خمینی ،مدرس، اندرزگو و...مانندآن میلیون هاتومان سرمایه آماده است تافیلم وسریال وغیره برای مخدوش سازی حکومت آریامهرفقید و رضاشاه کبیرساخته شودتادرمقابل برای خرابکاران ومخالفان جائردوران پهلوی کسب مظلوم نمایی کنند.درمدارس دانش آموزان رابه چهارمیخ می کشندتامقاله هاوپوسترهایی دراین زمینه طراحی کنندوبااین روش،ازحکومت مردمی وملی شاهنشاهان پهلوی،صورت حکومتی خشن بسازند.مجریان این شکل ازترور،افرادی نقاب برچهره کشیده ،مسلح وچریک نیستندبلکه کادرآموزش وپرورش،سیمای ضدملی جام جم ،هنرمندان ریالی وروزنامه نگاران زرخرید شده توسط رژیم هستندکه این وظیفه شوم رابرعهده دارند.

دراین صورت ازتروریسم،مجریان این عمل احساس راحتی بیشتری دارندزیرانه تحت تعقیب قرارگرفته ونه دچارترس از"مقابله به مثل"ازسوی مخالفین شان هستند.براین واقعیت تلخ همگی واقف هستیم درترورفیزیکی ،هدف تنهایکبارمی میردامادر"ترورشخصیت"هدف مدنظرتروریست هابارهاوبارهامورداهانت وهتاکی واقع شده وهنوزمرهمی بردل زخم خورده وچرکین آنهانمی نشیند٬تاازاین همه وقاحت خوددست بردارند.معمولن رژیم دیکتاتوری ملاییسم ،واهمه یی ازواکنش مخالفینش ندارد.چرایی آن واضح است زیرامخالفین این جانوران ازدست کم شعوری برخوردارندتابه چنین مهملاتی واکنش مشابه نشان ندهند.بایک مثال دنبال می کنیم:برفرض شما برای ملاقات ازیک دیوانه خانه رفته اید وبه محض بازشدن درب هاباخیل دیوانه گانی روبه رومی شوید که بعضن حالت تهاجم داشته وبرخی دیگرمدام الفاظ زشت برزبان دارند.شمایی که به عنوان یک مددکار،یک پزشک وحتایک همدرد ودلسوزپابه چنین مکانی گذاشته ایدآیاقادریدهمان عبارات رکیک رابه آنهابرگردانید؟مسلمن خیر وآیاشماقادریدآنهارابه خاطرکلمات ناشایسته یی که دارندنثارتان می کنندتنبیه کنید؟هیچگاه چنین نخواهیدکرد،چرا؟چون آنهارافاقددرک موقعیت دانسته ومی دانیدتنبیه بر ایشان کارگرنیست .یک دیوانه براساس "خرد"سخن نمی گویدزیراخردی نداردوبنیانگزاران یک رژیم مذهبی نیزفاقد"شعور"و"خرد"بوده ودرنتیجه، عقل به مافرمان می دهدتارفتاری مشابه رفتاراین دیوانگان نداشته باشیم.

ترورشخصیت تنهابه همین مسیرخاتمه نمی یابدوجنبه های مختلفی راداراست.به عنوان نمونه وقتی رژیم دین سالارسدمحکمی برسرراه خودببیندکه پس ازبررسی وتامل فراوان دریابددرصورت انجام سوقصدی به جان آن شخص اقبالی نخواهدیافت وریسک بی نتیجه یی رامتحمل می شود،ازحربه لجن پراکنی بهره می گیردواتهاماتی چون:فسادمالی،فساداخلاقی و...رابه دروغ نسبت داده وبه خصوص بادست گذاشتن براحساسات مذهبی کوری که درمیان توده یی ازمردم به مقدارکم یازیادوجودداردبرچسب هایی راانتخاب می کندکه این احساسات درمردم به غلیان افتاده ودرموردسوژه مدنظر،دچارانزجارشوند.آن هنگام که یک آیت الله دربرابراین حکومت دیکتاتوری قدبرافرازد،بستن اتهامی چون "مشروب خواری"آسان ترین راه برای خدشه دارکردن وجهه این فرددرنزدپیروان اوست واگریک هنرمندیاقلم به دست برضدآنهابنگاردویاجنایات شان راباظرافت به بوته سرزنش بکشاند،خیلی راحت اتهامات اخلاقی به اومنسوب می کنندوالبته بحث سانسورقلم واندیشه خودش مقوله جداگانه یی ازتروراست که "تروراعتقادی"تلقی شده ومطلبی جدامی طلبد.

روشن است اگر"واهمه"یی ازاندیشه ی مخالف وجودنداشته باشدیک رژیم دست به ترورشخصیت مخالفین نمی زندزیرادلایلی محکم وشفاف برای اثبات "غلط بودن"سخن هاواقدامات مخالفین موجوداست اماوقتی حکام جور وجهالتی مانندحاکمین کنونی ایران برای اثبات حقانیت نداشته شان هیچ نوع استدلالی ندارند،ترور یک استراتژی پایه برای زمان خریدن وبه وقت اضافه کشاندن بازی است وبی شک وقتی برهان وجودندارد،خشونت وهتاکی دوتاازساده ترین ابزار برای ادامه دادن سلطه وقدرت هستند.

عمری اگرباقی بوددریک پست دیگربه بحث تروراعتقادی خواهم پرداخت که همان ارعاب دگراندیشان است.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

دوازدهم اسفنددوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

         بزرگترین تروریست قرن

اگرچه پیشتربه این مقوله شوم پرداخته شده  امابنادارم درچندپست متمادی ،بازبه بحث ترور وتروریسم بپردازم.پدیده یی که باظهورحکومت اسلامی درایران ،طوری نهادینه شده وباسجل این حکومت گره خورده است که صریحن می توان گفت ازاجزای ماهیتی این جمهوری دیکتاتوراست.معنای واژه ترور-که ریشه یی فرانسوی دارد-همان ایجادوحشت است والبته به همین تعریف ساده بسنده نمی شودوازهمین "وحشت"بهره برداری واستفاده های گوناگونی می شود.ازوقوع انقلاب کبیرفرانسه این اصطلاح باب شدزیراکمیته های انقلابی فرانسه ،مدتی کوتاه دست به ترور و قلع وقمع مخالفین شان می زدندکه همین موجب نفرت مردم فرانسه ازآن انقلاب شد.آنچه برای آنان رویه یی کوتاه مدت بودبرای دستاربندان دین فروش نه تنهاروشی طولانی مدت، بلکه رمزبقای این رژیم درعبوراین سه دهه بوده است .ترورهاچندین وچندگونه هستند.به عنوان نمونه شاخص ترین آنها:

ترورفیزیکی

ترورشخصیتی

تروراعتقادی(به نوعی همان ایجادمحدودیت بیان، که باروش ارعاب ٬تعزیر٬شکنجه وغیره صورت می گیرد)

هرسه نوع ازترور،دردستورکاررژیم حاکم برامروزایران وجوددارند.این پست تنهاشکل اول راموردبحث قرارمی دهدتاشکل دوم وسوم ترور- که خودموضوع مجزایی دارند-درحوصله مقالی دیگربه بحث درآیند.

درصورت نخستین یعنی ترورفیزیکی عاملین ومجریان ترور،هدف موردنظررا"سدراه پیاده شدن افکارخود "یا"عاملی برای پخش وگسترش باورهای مخالف خویش"می بینند.این عمل شوم، ازرئوس اهداف حکومت ملایان ازبدوپیدایش آنهاتاامروز بوده است. دیگربرکسی پوشیده نیست که لیستی محرمانه بانام "لیست سیاه" دردست شخص اول حکومت وقت قرارداشته که هرکسی برخلاف اهداف واعمال آنان قدمی برداشته ویااسنادی رابرضدشان افشاکندویابه هرعنوانی سدی برسرامیال پلیدشان باشد،نام وی بی شک وتردیددراین لیست موجودبوده ودربرنامه حذف فیزیکی قرارخواهدگرفت.البته این رژیم ازآنجاکه وضعیتش مستثنای تمام حکومت هادرسراسرگیتی است وبه قولی روی قدارترین تروریست های عصرحاضرراهم سپیدکرده است ،به صورت علنی نیزبحثی به نام" محاربه" و"ارتداد"راطرح کرده وازاحساسات دینی کوری که درقلب بعضی ازافرادموجوداست بهره می بردتابه نام شهادت وشهادت طلبی ،سوژه موردنظربزرگان تروریعنی ملایان رابه قتل رسانده واگرخودوی نیزدرخلال این حرکت کشته شد،برچسب حاضروآماده یی به نام "شهید"وجودداردکه پیشوندنام اوکرده تاازجنایت خودحماسه یی دروغین بسازند.اینان تزی عملیاتی به نام "جهاد"هم دارندکه نبردباغیرمسلمان تعریف شده وصورتی وسیع وهولناک ازتروریسم است.

باتمام این احوال تروریست ،همیشه ازیک حقیقت غافل است که بامرگ افراد،مرگ ایدئولوژی هاهرگزرخ نخواهندداد.تروریست همیشه گرفتاراحساس است وبه عقل نهادی خودبهایی نمی دهد.عمدتن افرادی که طراح وتئوریسین ترورهاهستند،ازهجوم عقده های نهفته رنج می برندومایلندتنهابانشانه رفتن یک یاچندین وچندانسان، برآتش گدازنده روح شان آبی بریزند.بدنیست بایک مثال ادامه دهیم :وقتی ازدست کودکی خردسال، اسباب بازی موردعلاقه اش رامی گیرندیاآن راجلوی چشمش خردمی کنند،کودک شروع به گریه می کندومی کوشدباعامل مخرب هماوردی کندواگرآن لحظه ازکودک بپرسیدچه حسی داردبی تامل خواهدگفت :اورامی زنم ...اورامی کشم.واضح است کودک هنوز پختگی عقل ندارد وهنوزبه درکی منطقی از"کنش" و"واکنش" نرسیده است .اومی خواهدتنهادشمنان خودرانابودکندزیراازمرگ وزندگی وازتبعات گفته اش صددرصدبی اطلاع است.جالب اینجاست که خشم آن کودک ناراضی نیز،دلیلی سست وکم ارزش دارداودرغم شکسته شدن تنهایک اسباب بازی بی قیمت ،می خواهدجان بزرگ ترخودرابستاند.کمی دقت کنیم ودوجنبه راموردتوجه قراردهیم:

1- کودک به عواقب گفته اش نمی اندیشد.

2-دلیل انتقام جویی اودلیلی کم اهمیت است واین دلیل دردنیای بزرگسالان ودنیای عقل ومنطق، قابل اغماض وچشم پوشی است.

حالابه وضعیت کنونی ورویه بیست ونه ساله رژیم وقت ایران نقب می زنیم :

یک نویسنده هندی تباربه نام سلمان رشدی دست به قلم می بردتاکتابی بنویسد.کتاب یادشده موردخشم تنی ازمسلمانان افراطی قرارمی گیرد.ماجرارابه گوش خمینی می رسانندواوباشنیدن اینکه رشدی درکتاب خود(آیات شیطانی)به پیامبراسلام توهین کرده بدون آنکه حتااین کتاب راتورقی کند، درگیراحساسات شده وبی درنگ فرمان قتل یک نویسنده راصادرمی کند.چندین جوان نیزتحت القای این فردنادان ،برای ترورآقای رشدی گسیل می شوندوجملگی بی نتیجه به کام مرگ می افتند.

شادروان شاهپوربختیار،درگریزی ازسال پنجاه وهفت باتشکیل دولت "مهر وآشتی"واردعمل شده وبه عنوان چهره یی دموکراتیک می تواند به آسانی وجهه ساختگی وشکسته بست خورده ی خمینی راتحت الشعاع قراردهدوازهمان زمان نامش درلیست سیاه قرارگرفته وحتاسوقصدی به جان وی نیز ناکام می ماند.پس ازسلطه حکومت اسلامی اینباربختیارمغزمتفکریک قیام به نام "نقاب"برای نجات ایران ازچنگال ملایان است.این عملیات درساعات مانده به اجرا ،توسط یک عنصرخائن افشامی شود.بسیاری ازمجریان کودتای نوژه(نقاب)ازجمله شهیدخلبان آیت محققی ودیگران دستگیروتیرباران می شوندامامبدع این عملیات یعنی بختیارهمچنان درپاریس ودورازدست ناپاک جلادان به زندگی ادامه می دهد.این کودتا اگرچه بدون فرجام امابه ابهت پوشالی نظام اسلامی خدشه یی جدی واردکرده واین مساله یی نیست که رژیم ازآن عبورکند.سال هاطرح ترورشاهپوربختیارتوسط وزیراطلاعات وقت، وزرات کشوروهمچنین وزیرامورخارجه وقت دردست بررسی قرارمی گیرد تادرنهایت به وسیله جوانکی لبنانی اصل به نام" انیس نقاش" –که سالیانی پیش مرتکب همان ترورناموفق بود-دکتربختیاربه همراه منشی اش سروش کتیبه به طرزدلخراشی کشته می شوند.شادروان ارتشبداویسی نیزبه عنوان یکی ازاعضای نافذ این جنبش،سالیانی پیش درلیست سیاه واقع شده وسرانجام درپاریس ترورمی شود.

کارگردانی هلندی وخوش فکربه نام تئوونگوگ، فیلم تسلیم رامی سازد. درآن فیلم صحنه یی است که بربدن عریان یک زن آیه های قرآن نقش شده است وازهمین یک صحنه، رگ تعصب یکی ازمسلمانان مراکشی ساکن هلند(محمدبویری)طوری برآمده می شودکه این هنرمندرادرخیابان باضربات چاقوبه قتل رسانده سرش راازبدنش جدامی کندودردادگاه محکوم به حبس ابدمی شود.

و...

مثال هابسیاراندک امابرای بیان مقصودکافی بودند.انگیزه هایی خفیف وحقیربرای ترور وخشمی که برعقل سایه می اندازد(درست مانندآن کودک)وهمچنین احساس به بن بست رسیدن که تنهاراه باقی مانده رادرکشتارجستجومی کنند.طراح ترورهای فیزیکی ،درچندویژگی باهم اشتراک دارند:

الف)مبانی اعتقادی خودراشکننده ورنجورمی بینندوهرلحظه دربیم آن هستندکه این اعتقادات رنگ ببازندومسیرنابودی راطی کنند.آنچنان که متفکرین، تصمیم به ترور رابه "اراده به تنبیه ازترس شکست خوردن"تعبیرمی کنند.

ب)ازعواقب عمل خودغافلندیادرشکلی ساده ترازاین عواقب خبرندارندودرنهایت جهل،بااین اقدام ددمنشانه ازدشمن خودبتی ابدی برای مخالفین خردوکلان شان می سازند.

پ)شالوده یی بی رحم وجنایت پیشه دارندوغالبن برای اجرای هدف پلیدخود،خشک وترراباهم می سوزانند.

ت)درتصمیم گیری برای هدف قراردادن قربانی ،دچاراحساسات وخشم ناشی ازسرکوب شخصیت هستندامادرهنگام اجرای توطئه ازهوشمندانه ترین روش هابهره می برند.

بادرنظرگرفتن آن دسته ازتروریست ها که اخیرن دست به ترورهای انتحاری می زنندواکثرن درمیان گروهک حزب الله ،حماس ،طالبان وغیره این شکل ازترور رواج دارد دچاریک وضعیت دیگرنیزهستند.آنهاازمیزمحاکمه احتمالی والتماس کردن شان ٬دروریارویی باجوخه اعدام واهمه دارندوترجیح می دهندبادست خودمرگ خویش رارقم بزنندتالااقل مجبوربه تحمل بازجویی ومحاکمه واعدام نباشندودرحقیقت یک ذلت راباذلت دیگرمعاوضه می کنند.

اگرمجالی باشددرپست های بعدی شکل های دیگری از"ترور" راموردبحث قرارمی دهیم که مانندترورفیزیکی ازرویه های حکومت الله بوده وتاآخرین ساعت برپایی اش همچنان خواهندبود.
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

 

بیستم شهریوردوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

 

   

 

یازدهم سپتامبرسال دوهزارویک،واقعه یی رخ دادکه ازآن پس جهان درآتش خشمی سیری ناپذیرسوخت وهمچنان درحال سوختن است.برسراین که ریشه این ماجراچه بوداختلاف نظروجودارد.امااین که دست اسلام گرایان واپس گرا  درماجراوجود داشته راتردیدی نیست.

اسلام گرایانی که شاهدویرانی پایه های دین عوام فریب ودست سازخودهستندودربرابردیده هاشان هرچه رانزدمردم شان رشته بودند،پنبه می دیدندوپیشرفت تکنولوژیکی امریکا٬خاردردناکی برچشم این تنگ دیدگان بود.

تروریعنی چه؟

این واژه به معنای قتل وخشونتی ست برای ایجادوحشت . واضح تراین که یک فردیاچندفردیاهزاران انسان به وسیله بمب، گلوله یاهروسیله ی دیگر.کشته شوندتایک گروه ،مسلک ،حکومت یا...حساب کارخودرابکندوتغییررویه دهد.

به راستی چه کسانی باترورهای فیزیکی موافق هستند؟

یاددارم درچندین پست پیش، پیرامون بحث ارتدادسخن گفتم واشاره به فرمان تروریستی وتاریخی خمینی درباره حکم قتل سلمان رشدی نمودم .نمونه یی بارزوآشکار ازتفکرتروریسم نهفته درپشت پرده ی اسلام امروز.

اسلام انتحاری ٬انتحاراسلامی:

نیک می دانیم واقعه یازدهم سپتامبر٬یک عملیات انتحاری بودکه برای خیلی هاتداعی کننده حسین فهمیده رهبرخمینی می توانست باشد.رسانه هانوشتند:خلبان هرسه هواپیمامسلمانان افراطی بوده اندکه پیش ازاین اقدام جنون آمیزخود٬غسل شهادت به جاآورده بودند .

تبعات شوم این واقعه:

درست چند ماه پس ازفروکش کردن شعله های بی رحم برج های دوقلووساختمان پنتاگون،جرج دبلیوبوش دراجلاسی رسمی ٬درحالی که شایداولین بار بود،وی بدون کراوات وباتیپ اسپورت برابردوربین هاظاهرمی شد،مرکزتروریسم راخاورمیانه وبه خصوص عراق ،افغانستان وایران معرفی کرد.پارالل باهمین مساله روزنامه های مزدوری نظیرکیهان –سخن گوی ولایت فقیه-وسایرین نتوانستندجلوی شادمانی خودراازمرگ هزاران انسان بیگناه بگیرندوآشکاراابرازرضایت خودرانشان دادند.غافل ازاین که تازه آغازبازی بود.پرزیدنت بوش نقشه حمله به افغانستان رازودبه اجرادرآوردوبرای حمله به عراق لختی درنگ کرد.بازهم سران ج.انفهمیدندیانخواستندبفهمندآخربازی چه خواهدشد.حمله به عراق برابربودباجانب داری سریع حکومت ایران نسبت به عراق تاجایی که حتابعضی ازدست نشانده ها،مقاومت صدام راتحسین کردند.همان صدام که هشت سال ملت رابه خاک وخون کشیده بود.

صدام دویست وچهل روز،خودرادرسوراخی مخوف پنهان کردتاسرانجام چندروزمانده به سال نومیلادی ٬سربازان امریکایی وی راپیداکردندوباانجام آزمایش فوری d n aپی بردندکه اوخودصدام می باشدو...

دیدگاه ایالات متحده نسبت به ایران بدترازپیش شد.دیگرمهاجرین و ایرانیان مقیم امریکاوضعیت سختی پیداکردندوامریکاهرروزحلقه محاصره اقتصادی ایران راتنگ ترکرد.

تحلیل حکومت ولایت فقیه ازحادثه یازده سپتامبر:

آن هاطبق معمول ادعامی کنند،این اقدام ازسوی صهیونیسم بوده است .ومانندهمیشه فرافکنی می کنند.این رافراموش نکنیم دراین حادثه دلخراش، چندصدیهودی اسرائیلی مقیم امریکادربدوامرکشته شدندوابعادحادثه به قدری وحشت ناک بودکه هنوزتعداد دقیق کشته هاپس ازشش سال مشخص نیست واحتمال می رودعده یی درهمان ثانیه اول به طورکامل درآتش سوخته واثری ازآن هاباقی نمانده باشد.

بحث مهم امروزونتیجه گیری:

امریکابرای اجرای یک تصمیم همیشه تامل می کندچنانچه درموردعراق وقدرت سهم گین صدام وسلاح های کشتارجمعی اش داشت.

شکی نیست که دست حکومت الله دراین بازی مرگباروجودداشته است .پیش ازآن که سیاست مداران امریکابگویندتمام تحلیل گران سیاسی دنیا٬خصوصن ایران برهمین باوربوده وهستند.

اگرامریکایاهرکشوری بخواهدهرگونه ضربه یی به این خون آشامان حاکم بزنداهمیتی ندارداماتکلیف ملت بی گناه ایران چیست؟

می توان نتیجه گرفت، ج ا نه تنهاخطری برای منطقه، بلکه جهان وازهمه مهم ترخودملت ایران به شمارمی رود.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

دوازدهم امرداد دوهزار وپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

 سلمان رشدی نویسنده هندی تبار                                      

ارتدادبه چه معناست؟آیاکسی که دین اسلام راقبول نداردمرتداست؟آیامرتدشایسته مرگ است؟و...تمام این پرسش هادرذهن بسیاری وجوددارد.درابتدابایدگفت دین ومذهبی که پایه های ایدئولوژیک آن قوی باشد٬به هیچ عنوان ازصداهای مخالف نمی ترسدوموجودیت یک دین نیازبه تاییدواثبات نداردوتکذیب آن نیزلطمه یی به پیکره اش واردنمی سازد.ازدیربازایران عزیزماموردحمله وحشیانه اعراب قرارگرفت ودین اسلام باروشی خشونت آمیزتوسط عمر وسربازان وی جایگزین آیین اوستایی زرتشت گردید.پیش ازسال پنجاه وهفت٬ درزمان پادشاهان بزرگ پهلوی البته اکثریت مردم مسلمان بودندوآن عده هم که نبودندمراوده یی معمولی ودرکمال آرامش باهم وطنان مسلمان شان داشتندودرین باره برتری ویامحرومیتی وجودنداشت .اماحالاوضع به جایی رسیده که اگرکسی هربخش ازمبانی فقه اسلام و...رابه چالش بکشد٬لرزه یی موحش برتن سردمداران دین می افتدوآن شخص را-حتااگرروحانی٬ جانبازو...باشد-موردپیگردوشایسته سخت ترین تنبیه تاحتاچوبه دارمی دانند.به راستی چرا؟آیااسلام نسبت به سی چهل سال پیش ضعیف تر و رنجورترشده ونیازبه شمشیرکشی داردیانکنداین دین آسمانی نیست وخدایی درپشت سرش حامی آن نمی باشد وتنهابایددرچارچوبه خون وخشونت ازین دین پرستاری شود؟بسیارمتاسفم که دین اسلام ٬دشمنی قدارتر وبی رحم ترازاین حضرات نداردوخوب البته بسیاری بحث هاکه درین دنیای مدرن امروزبایدمطرح شودوخیلی ابهام زدایی ها-که شایدبه نفع اسلام هم باشد-ازترس مراقبت بی خردانه آن هامسکوت می ماندودرعوض محافل روشن اندیشان مملوازانزجارنسبت به این دین است .مقصرکیست؟بایدگفت هرکس درباوروعقیده خودآزاداست ویک دین وشریعت کامل نیازبه اربابی برای محافظت ازخودنداردخصوصن اگراین اربابان ازراه رسیده روشی جزتروروتهدیدوایجادوحشت نیاموخته باشند.عمیق ترنگاه کنیم درزمانی که هستیم  زنده گی کنیم وبپذیریم دین -اگرپاک وآسمانی باشد-نیازبه دفاع ندارد ونبایدخونی به پایش ریخته شود.این میهن ما٬ایران عزیزماست که اگرهوشیارنباشیم آن راازدست خواهیم داداین میراث کهن آریایی ماست که درخطرنابودی ست درزیرسایه حکومتی که دغدغه یی جز وضعیت فلسطین ولبنان و...ندارد.

مافرزندان ایران هستیم وقبل ازهرچیزخودراایرانی می دانیم وبه هیچ جنبنده یی اجازه تعدی به میراث  گرانقدرآریایی مان نخواهیم دادودرعین حال نمی توانیم سکوت کنیم تابحث احمقانه ارتدادمنجربه ازدم تیغ گذشتن مردم جهان به خصوص هم وطنان مان گردد.

لازم به گفتن است عکس بالامربوط به آقای رشدی٬ نویسنده مستقل هندی تبار است که حدود بیست سال پیش به خاطرنوشتن کتابی که صرفن بیان عقاید وی بود٬توسط  خمینی مرتدشناخته شده وحکم تیر او صادرگردید.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

<