">
دهم تیر دو هزار و پانصد و شصت وهفت شاهنشاهی

ایران درمرزجنگی نابوده کننده است، اگرچه همه چیزدال براین مساله است هنوزهم درمیان اپوزوسیون چنددستگی وعدم اتحاد دیده می شود.
ژنرال اسحاق بن اسراییل رییس حزب حاکم برکابینه اسراییل،سه روز پیش درگفتگویی بانشریه اشپیگل آلمان اظهارکرد که حمله به تاسیسات اتمی ایران٬ همین امروزنیزبرای ما میسر است.
وی به گفته هایش چنین افزودکه اگراقدامات کنونی یعنی روش های دیپلماسی وتحریم هایی که برضد رژیم وقت ایران صورت می گیردنتیجه نبخشند وبه نقطه بحرانی برسیم ازآخرین گزینه یعنی حمله نظامی استفاده خواهیم کرد.
آیامعنای این گفته هاچیست؟جملات بالا از زبان فردی بیان شده که بی شک دست قدرتمندی درسیاست کشورش دارد وپیشترنیزطراح نابودکردن تاسیسات هسته یی مشکوک عراق بود.این ژنرال اسراییلی کاملن منطقی تصریح کرده که حکومت اسلامی ایران مجازنیست بمب هسته یی داشته باشد.
ازسوی دیگر و درپشت صحنه رژیم مستبدحاکم،تروریست بزرگ و فقیه کارآزموده درزمینه آدم کشی به عبارتی شخص "علی خامنه یی" دراندیشه و سودای دست یابی به کلاهک هسته یی است تابه خیال خام خودش جهان اسلام!!! راقدرتمندسازد و ازآنجاکه معیارهای یک نظام دین سالار،بردنیای پس ازمرگ وبه واقع برمرگ بشریت پایه ریزی شده است این به اصطلاح رهبر،درگوشه یی ازمغزش هم به خطرات وعواقب شوم این بلندپروازی جاهلانه نظام خودنمی اندیشد.
چندروزپیش تاسیسات راکتورهای اتمی کره شمالی-کشوری که تاچندی پیش درکنارایران و درلیست کشورهای تروریست جاداشت-توسط امریکامنهدم وباخاک یکسان شد.چه بخواهند وچه نخواهندسرنوشت دیریازودتاسیسات اتمی مخوف جمهوری حاکم برایران چیزی جزاین نخواهدبود.
ایران ما درچندقدمی یک حمله نظامی سنگین وجدی قراردارد وگریزی ازاین واقع نیست.آنچه آزارنده به نظرمی رسدقربانی شدن مردم بیگناه وخسارات مالی وطبیعی بیشمار است که به کشورمان واردخواهدشد.
چاره چیست؟
به ایران امروزبیاندیشیم.جایی برای تردیدنگذاریم که حمله نظامی اسراییل به تاسیسات اتمی این دژخیمان برابربا واکنشی احمقانه وکوته فکرانه یعنی مقابله به مثل وهدف قراردادن اسراییل ازسوی حکومت الله خواهدبود واین به واقع جرقه جنگی تمام عیار وخان ومان سوزاست جنگی به مراتب مهلک تر ازجنگ ایران باعراق که خسارات جانی ومالی وحشتناک وغیرقابل برگشتی به ایران وبه پیکره میهن عزیزمان واردخواهدساخت.
پس بیاییم وچنددستگی های تاسف آور امروز رابه کناری نهیم.ماامروزتنهایک دشمن داریم وآنهم نظام متعفن ولاشخورصفت ملایان است.نظامی که می خواهد رویاروی تمام دنیابایستد و در رویاهای احمقانه اش نوع بشر رابه کام مرگ بفرستدتادراین کره خاکی تنهانسل کثیف تازی برجای بماند ودراین رهگذرقطعن ایران وایرانی راپامال خواهدکرد ودم تیغ افکارپلیدخودخواهدگذراند.چنانچه تاکنون نیز رویه یی جزاین نداشته است.
جای تاسف وافسوس فراوان است اگرامروز و دراین شرایط بحرانی وحساس، عده یی همچنان بخواهندبه کینه های قدیمی چنگ زنند وتنهاامید ودلخوشی دستاربندان را(یعنی همان تفرقه درمیان اپوزوسیون)تحقق ببخشند.
به عنوان یکی ازمبارزان کوچک راه بزرگ آزادی،این حقیرتمام ذهن و اعماق روحم متبلور ازشکوه اهورایی پادشاه ومعبود ایران ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی است.شکی دراین واقع نیست که ایران را جز رفتن به زیرسایه شکوهمندخاندان جلیل سلطنت پهلوی ٬هرگزحکومتی شایسته نیست...اماامروزفقط بایدبه اتحاد اندیشید و بحث برسراینکه نظام آینده ایران چه باشد رابه زمان خودموکول کرد.آنهایی که مدام درسازمخالف می دمند و باجسارت هرچه تمام تر،اتهامات دروغین و رنگارنگ به پادشاهان بزرگ پهلوی نسبت می دهند و درعین حال نیزعوام فریبانه دم ازمردم گرایی و دموکراسی می زنند،اگربه واقع ازملی بودن وبهره ازاقبال مردمی خودمطمئن وخاطرجمع هستند،مانده ایم چرانمی گذارندتادست توانای اتحاد،نظام ملایان راسرنگون سازد و یک رفراندوم آزادبه میان آید؟نکندبرخلاف ادعای مردم گرایی شان، ملت ایران را در آنچنان جایگاهی نمی بینندکه اجازه یابنددریک رفراندوم آزادشرکت کنند؟یا نکندبیم دارندکه ملت آنهارابه عنوان آلترناتیو دررژیم آینده گزین نکنند؟نکندفهمیده اندکه حنای شان بیرنگ است وترجیح می دهندایران ومردمش درزیرسم ددمنشان حاکم ٬نیست ونابودشونداماشرایط همچنان همین بماندتاخدای ناکرده آن داغ کهنه وبی مرهمی که حکومت مردمی وپر از رافت آریامهربزرگ،برقلب اینان نشانده با بازگشت و بر اریکه شاهنشاهی نشستن فرزندارشد وتاجدار ایشان دوباره سرریزنکند و یاحس شرمساری بیش ازاندازه ازکارنامه سیاه این مثلن حامیان دموکراسی ٬وادارشان می سازدتاهمچنان که سی سال پیش خمینی را دربه مسندقدرت نشستن یاری دادند،امروزهم بالگدپرانی و افاضات بزرگ تر ازدهان شان برعمرشوم حکومت نجس ولایت فقیه بیافزایند؟
به نظرمی رسدآنهایی که سرمویی ازشرافت ومیهن پرستی دروجودشان باقی مانده است –ازهرمسلک وفرقه ومرامی-جزسرنگونی وبراندازی رژیم غاصب وغیرمردمی اسلامی فکری درسرنداشته باشندوبرای این مهم دست یاری و اتحاد رابا یکدیگربفشارند ومسیرآزادی ایران راهموار وکم هزینه کنندزیراخطری جدی وضایعه یی دردناک درشرف وقوع برای میهن ماست واگرشرایط همین گونه ادامه یابدشایدبه قدری همه چیزسریع رخ بدهدکه فرصتی برای عقب رفت وجبران آن درکف نمانَد.
بیست ویکم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

در ایران چندی است که شمارش معکوس آغازشده است.این روزهاوضعیت به شکل قابل توجهی تغییرکرده ،همه چیز وهررویدادی نشان ازوقوع یک دگرگونی همه جانبه دارد والبته رژیم ملایان داردآخرین دست وپایش رابرای حفظ بقای خودمی زند.دیگرمی توان گفت تک تک شعارهای پوسیده بدو استقرارشان اگرخودبه خودمنقضی نشده اند،مسوولین رژیم عامدانه آنهارابه کناری نهاده اندتادرزیرفشاربی امان جهان آزاد،ملت ناراضی،ومبارزین درون مرزوبرون مرزبتواننداندکی تحمل کنندتاشایدبااستفاده ازیک گریزگاه به عمرشوم خودبیافزایندویاتضمینی قاطع برای بقای رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه بیابند.همه می دانیم وامری مسلم است که حکومت اسلامی(مانندتمام کشورهای جهان سوم)بدون کمک وحمایت قدرت های بزرگ جهان ثانیه یی نمی توانسته سرپابماند والبته چنین گمانه یی دورازذهن نیست که رژیم ولایت فقیه ازروزاول استقرار، دست یاری اش به سوی دولت های بزرگ جهان درازبودوهرچه زمان گذشت این حس نیاز وعدم داشتن استقلال(واژه مضحکی که درشعارهای شان بسیار ازآن خرج کرده اند)بیشترمشهود ونمایان شد.رژیم وقت ایران دردوسال نخستین سلطه اش برایران براثربی کفایتی گرفتارجنگ باعراق شدوبامددگرفتن از مهماتی که درایت وحکمت آریامهرفقیدموجب ذخیره آنهاشده بود-حاشاکه ایشان احتمال حمله به تمامیت ارزی ایران راداده وتدابیرلازم رااندیشه کرده بودند-وهمچنین باصرف کردن وبه فنادادن جوانان پاک ایرانی،پس ازهشت سال سرانجام این جنگ فرسایشی ،بدون هیچ حاصلی برای دوطرف به پایان رسید ودیری نگذشت که رژیم دریافت ازخودش هیچ نداردزیراسرمایه حاصل ازخردورزی پنجاه ساله خاندان بزرگ پهلوی بخشی مصروف جنگ شده وهمینطورجای آن ارتش دلاورشاهنشاهی،جمهوری انیرانی اسلامی جزیک مشت اوباش بسیجی –که به قولی تشخیص الف وب برای شان دشواربود-ویک ارتش ازهم گسسته و ارگانی به نام سپاه-که بی رحم وخون آشام امافاقدلیاقت جنگی بودند-هیچ درچنته ندارد.مغزهاونخبه هابه شکل برق آسایی ازایران گریخته بودند.سرمایه هاواندوخته های صندوق مملکت بخشی به پای جنگ وبخش عمده یی نیزبراثرحیف ومیل سران رژیم اسلامی جمله به بادرفته بود والبته تعدادبی شماری ازملت، بی خان ومان گشته ویابراثرجنگ علیل یابی سرپرست شده بودندواگرچه مقامات وقت ارزشی برای درداین ملت قایل نبوده ونیستنداماباموج خروشان احتمالی اعتراض هاچه بایدمی کردند؟
مذاکرات ومماشات پنهانی سران حاکم بادولت های بزرگ جهان، کم کم رنگ آشکارتری به خودگرفت ودرطی زمان وپس ازجنجال اصلاح طلبان دربحرانی که احتمال قوی نابودی رژیم اسلامی می رفت–و حکم دادن شوک الکتریکی به قلبی راداشت که درحال ایستادن است-وماجراهای پس ازآن، امروز ودرزیرهجمه اعتراض تمام جهان وفریادآزادی خواهانه ملت که بسیاری ازرسانه های مستقل هرروزدارندبه این فریادهاپوشش خبری می دهند،تدابیرتازه تری ازسوی حاکمین وقت اندیشیده شدتاباگردن زدن بسیاری ازایدئولوژی های کهنه خودبه پای قدرت های بزرگ جهان غرب ،فرجی حاصل شده وباحل بحران هسته یی ونجات جمهوری ولایت فقیه ازاین گرداب ،موفق به داشتن" کلاهک هسته یی" شده وتضمین کوتاه یا بلندی برای ادامه حکومت جبارانه علی خامنه یی یافت شود.
امروزاگرچه احمدی نژادوخامنه یی بادست وپای لرزان دم ازاقتداراسلامی!!می زنندامادرآنسوی پرده دارندباچنگ ودندان مسندمسروقه حکومت ایران رانگاه می دارند.
امروزدیگربسیاری ازیاوه گویی های خمینی هندی زاده پخش نمی شود.امروزمصلحت یک رژیم به انتهارسیده ایجاب نمی کندوبه قولی جرات نمی کنندبه شکل علنی به رهبران اپوزیسیون اهانت کنند وامروزاینان ازموج سهمگین خشم ملت درهراسندونمی توانندباصراحت ازپایبندی شان به افکار وایدئولوژی سرکوب گرانه روح الله خمینی دم بزنند.دیگرحکومت الله نمی تواندانکارکندچشم امید وقبله آمال ملت ایران جان جانان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ابرفرزندوجانشین همان پادشاهی است که روزی همین تازه واردان ٬مجنون وار و کف برلب آورده خواهان تبعیدایشان بودندوخواهان نشستن درجایگاه آن حضرت،جایگاهی که این ملایان بی قدر وقیمت هرگز وبه اندازه یک ثانیه شایسته گی آن رانداشته اند.ساعت داردبرای این اهریمنان وارونه حرکت می کندوچیزی به فرارسیدن" ساعت صفر"نمانده است.بالاخره ایران وایرانی پس ازقریب به سی سال دارندبه طعم شیرین روزگاری نزدیک می شوندکه نابخردانه آن روزهای طلایی رابایک مشت بی سر وپای تازه واردعوض کرده والبته تاوان سنگینی هم بابتش پرداخت کردند.امروزسخن هرایرانی که سرمویی ازنژادگی دروجودش باقی مانده باشداین است : ننگ برمابادکه برتاریخ پرشکوه میهن مان پشت کردیم ورفتن زیرپرچم بیگانه گانی راپذیرفتیم که درسایه شوم شان رفته رفته شرافت ،هویت وانسانیت مان را ازمابازستاندندوامروز،وقت آن رسیده که بیدارشویم واین لکه ننگ راازدامان مام وطن بزداییم وپیش ازآنکه خاک ایران رانیزبه تاراج دهندبرخیزیم وخط باطل به رویای دیوسیرتانی بکشیم که سه دهه است کابوس عمر مان هستند.
بااین اوصاف چه کسی می داندآیاحکومت اسلامی، وارد سی اُمین سال سلطه خودخواهدشدیاخیر؟
بیست وهشتم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

کوششی که رژیم حاکم برای دست یافتن به غنی سازی اورانیوم ٬قریب به ده سال ابتدامخفیانه وسپسترآشکارپی گیری ودنبال کرده یابه عبارتی بهترهمان بحران اتمی رژیم اسلامی٬ اکنون شتاب عملیاتی به خودگرفته وچنانچه ازتلاش های مصرانه این حضرات پیداست برآن هستندکه تاپایان سال هشتادوهفت خورشیدی ٬به نتیجه تلاش های مکارانه ومخرب خوددست یابند.
اینکه رژیم عصیانگر اسلامی مایل است ،ازاین به اصطلاح فناوری هسته یی به ساخت کلاهک هسته یی دست یابدکسی تردیدی ندارد.مساله بسیارواضح است وامروزه حتابرخی ازخودهواداران وسرسپردگان ولایت نیزبه شکل ضمنی تاییدمی کنندکه وقتی بسیاری ازکشورهاچنین سلاحی رادارندپس چرا"ما"نداشته باشیم؟؟والبته روی این واژه "ما"کمی تامل بایسته است که "ما"دقیقن به چه معناست واینکه صدالبته تفاوت سران سرکوب گریک رژیم ضدمردمی ،باتوده های مظلوم وستم کشیده ملت ٬تفاوت اززمین تابه آسمان است.حالاکه درصورت مساله تردیدی وجودندارد٬ یک چرایی طرح می شود:
چراجمهوری استبدادی اسلامی می خواهدبه سلاح اتمی دست یابد؟
پاسخ این پرسش نیازبه یک پیش آگهی دردناک داردکه اگرچه هرگزنمی خواستم چنین مطلبی رادریک وب عنوان کرده وخاطربازدیدکننده هارا آزاردهم اماحس کردم، درک وخامت موضوع نیازبه شرح تاسف باریک" فاجعه انسانی" داردکه دیریازودرخ داده ومسوول ومسبب آن ٬یک حکومت بدوی واپس گرا-آن هم دربدترین شکل خود-خواهدبود که تک تک ایرانیان رافدا وقربانی آمال یاهمان ذهنیات پوچ خودکرده است.
شرحی برگذشته ی تاریک این رژیم:
اززمانی که خمینی افکار وبینش سیاه وایران ستیزخودرافرموله کرد،یکی ازمهم ترین دیدگاه هاویاترجیع بندتزهای سیاسی اش:"نابودی اسراییل" بود.البته صرف نظرازاینکه رژیم اسلامی پایه ومبنایش رابر"مرگ"گذاشته ودرصدر-به تعبیرخودشان- ارزش های انقلاب!، مرگ مردم درسراسردنیاونابودی نوع بشرقراردارد.این طرح ازسوی شخصی به نام "روح الله خمینی هندی زاده" عنوان شدکه ازپایین ترین حدسوادبرخورداربوده وتمام عمرخودراتاکهنسالی درجهالت مطلق زیست والبته آراوافکارخودرانیزبدون فکرودقت برجوانب امرنابخردانه برزبان آورد.آیت شیطان خمینی دروصیت نامه تهی وسبکسرانه یی-که به وی منتسب می باشد-بازبرنابودی کشوراسراییل تاکیداکیدکرده است.پس ازمرگ خمینی وظهورجانشینانش حواشی این مساله بررسی شدواینکه چه گونه وباکدام روش می توان یک کشوررا-که عضوی ازسازمان ملل بوده وجایی درنقشه جهان دارد-حذف ونابودکرد.این فکرپلیدوضدانسانی، بارهاموردتجزیه وارزیابی قرارگرفت وممکن ترین راهی که رژیم اسلامی برای یافتن آن کوشید٬دست یابی به یک سلاح اتمی(همان کلاهک )بود.زیرادرحال حاضربمب های هسته یی ازبالاترین قدرت ویرانگری برخوردارندوصرف نظرازقدرت غیرقابل تصوربمب های هیدروژنی ،یک بمب هسته یی ازحیث بیولوژیک نیزقادربه تخریب گری درسطحی وسیع وگسترده است.
پیش طرح یک فاجعه:
بنا رابراین می گذاریم که حکومت جانشینان وارونه خدابرزمین٬ پس ازطی پیچ وخم فراوان به ساخت این بمب راه یابد.شکی نیست که بی درنگ هدف نشانه گیری ازسوی حکومت٬ کشوراسراییل خواهدبود.البته اسراییل آسیب می بیند.آسیبی تلخ ودلخراش ازنظرانسانی وحتازیست محیطی اماجمهوری استبدادی اسلامی ازیک موضوع مهم غافل وفارغ است وآن هم اقدام تلافی جویانه وبلافاصله ازسوی اسراییل است که پس ازامریکاوشایدهم روس، دارای بزرگ ترین زرادخانه های سلاح هسته یی است که هرکلاهک آنها٬قدرتی ده هابرابرکلاهک ساخت رژیم وقت ایران داشته وصدالبته آنهاوقتی خودرازخم خورده ببینندحتانیمی ازکلاهک های زرادخانه اسراییل کافی است تاایران را ده هابارشخم بزندوباخاک یکسان کندطوری که نه تنهایک بناوساختمان ٬که حتایک ارگانیسم زنده درکشورهفتادمیلیونی ماباقی نماند.درچنین شرایطی امریکا(برخوردارازمجهزترین زرادخانه اتمی جهان)وسایرکشورهانیزبه کمک اسراییل خواهندآمدواذهان دنیانسبت به ایران-به عنوان یک کشورمهاجم هسته یی-صددرصدمنفی است وهیچ دست یاری یی به سوی کشورمان درازنخواهدشدتابدین سان کهن ترین کشورجهان باتمام مردمانش ازدنیاپاک شوندوآرزوی دیرینه همان "اسلام عزیزِخمینی"که ازابتداویرانی ومرگ ایران وایرانی بود،سرانجام به دست مشتی عمامه دارتهی مغزمحقق گردد.این واقعن تلخ است وشایدتلخ ترازاین رویدادنتوانددرتصورهیچ جنبنده یی راه یابدامایک واقعیت زودهنگام است که اگربه عمق خطرواقف نباشیم درمدتی بسیارکم ترازپنج سال بعد،به وقوع خواهدپیوست.
تنهاراه جلوگیری ازاین فاجعه بشری،حذف رژیم سلطه گر اسلامی ازایران است.اسراییل دربدو امرهرگزخطری برای ملت هاوبرای ایرانیان نیست.چشمان خودرابازکنیم تک تک کشورهاومردم دنیامانندملت ایران، حق زنده بودن وزندگی کردن دارندوتنهاعاملی که بایدمحو وسرنگون شود-وبردارزمانی آن نیزمهم وشایان توجه است-همین حکومت اسلام گرایان است که تهدیدی آشکاربرای تمام ملل وخطری جدی برای مردم ایران به شمارمی رود.

دورنمای ماجراجویی هاوبحران سازی هسته یی رژیم استبدادی اسلامی٬ اگرچه برای عده یی هنوزمبهم امابرای ماروشن است که سرانجامی جزنابودی زودهنگام این نابه کاران دین فروش نخواهدداشت.تصویب قطعنامه ۱۷۴۷شورای امنیت سازمان ملل متحد-که ازسوی اکثریت کشورهای عضواین شورابه تاییدرسیده والبته تنهااندونزی به آن رای ممتنع داده است -می تواندنویدخجسته یی باشدبرای ناکامی رژیمی که سران آن صرف نظرازجنون خون وخشونت٬ ازکمترین درایت ممکن درامورسیاسی برخوردارنبوده وتاهمین یک هفته پیش ٬جشن پیروزی هسته یی !!رابه پایکوبی برخاسته بودند.این قبیل قطعنامه هااگرچه تااندازه یی بارفشارشان بردوش ملت نیزخواهدافتاداماباتوجه به متن قطعنامه٬دست وپای این حکومت حیوان صفت راطوری می بنددکه سودای ساخت "بمب اسلامی" یاهمان کلاهک هسته یی راازسرخودبیرون کند.خطربلندپروازی های هسته یی حکومت الله٬ بارها ازسوی ذات اقدس وملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی به دنیای آزاد هشدارداده شده ومعظم له به "انگشتی که برماشه هسته یی قراردارد"اشاره فرموده اند.شکی نیست اگر امروزدنیاعلاوه برزیر فشارقراردادن حکومت اسلامی ٬درحمایت ازملت دربندایران قدم های جدی تری بردارد٬مسیری گشوده خواهدشدتاایران به آزادی ازیوغ استبداد وبرگزاری رفراندوم برای حکومتی ملی وبرپایه حقوق بشردست یابد.متن کامل قطعنامه شورای امنیت به شرح زیراست:
شوراي امنيت،
"با يادآوري اظهارات رئيس شورا در 29 مارس 2006 و قطعنامه 1696 در 31 جولاي 2006 و قطعنامه 1737 در 23 دسامبر 2006 و با تاييد مفاد آنها؛
" با تاكيد بر تعهدات خود در قبال پيمان منع توليد و تكثير، تعهد همه كشورها در قبال اين پيمان مبني بر اجراي كامل وظايف خود در اين زمينه و يادآوري حق همه طرفين در چارچوب بندهاي اول و دوم اين پيمان براي توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي اتمي در مسير اهداف صلحآميز بدون وجود هيچگونه تبعيضي در ميان آنها؛
"با يادآوري نگراني جدي خود از گزارشات مدير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي كه در قطعنامههاي 1696 (2006) و 1737 (2006) مطرح گرديده اند؛ و
"با يادآوري گزارش آخر مدير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي (gov/2007/8) مورخ 22 فوريه 2007 و ابراز تاسف از اينكه، همانطور كه در قطعنامه نيز قيد شد، ايران به قطعنامه 1696 (2006) و 1737 (2006) عمل نكرده است؛
"با تاكيد بر اهميت تلاشهاي سياسي و ديپلماتيك براي يافتن راه حلي مسالمتآميز جهت اطمينان از اينكه برنامه اتمي ايران كاملا در مسير مقاصد صلحآميز قرار دارد و با توجه به اينكه چنين راه حلي به نفع پيمان منع توليد و تكثير در نقاط ديگر جهان نيز خواهد بود و با استقبال از از تعهد مستمر چين، فرانسه، آلمان، روسيه ، انگليس و آمريكا در مورد اين مساله و با حمايت نماينده ارشد اتحاديه اروپا براي يافتن راه حلي مسالمتآميز؛
"با يادآوري قطعنامه شوراي حكام آژانس (gov/2006/14) كه بر اساس آن يافتن راه حلي براي مساله اتمي ايران باعث ارتقاء سطح تلاش هاي جهاني براي منع توليد و تكثير و تحقق هدف آژانس براي ايجاد خاورميانه اي عاري از تسليحات اتمي از جمله ابزارهاي تحويل آنها خواهد شد؛
"شورا مصمم است با اتخاذ تدابير مناسب براي متقاعد كردن ايران جهت اجراي قطعنامه 1696 و 1737 و برآوردن درخواستهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي، تصميمات خويش را عملي كند. همچنين تا زماني كه شورا اعلام كند، اهداف قطعنامههاي مذكور برآورده شده است، بايد مانع از توسعه فناوري حساس ايران در زمينه برنامه هاي اتمي و موشكي خود شد؛
"با يادآوري تعهدات كشورها براي پيوستن به تلاشهاي چندجانبه جهت عملي ساختن تدابير مورد نظر شوراي امنيت؛
"با ابراز نگراني از اينكه خطرات توليد و تكثير ناشي از برنامه اتمي ايران و طبق اين متن ، قصور ايران در اجراي تعهدات خود در قبال شوراي حكام آژانس و اجراي قطعنامههاي 1669 و 1737 شوراي امنيت و همچنين با توجه به مسئوليت خطير شوراي امنيت در چارچوب منشور سازمان ملل براي حفظ صلح و امنيت بينالمللي؛
"با اجراي بند چهل و يكم فصل هفتم منشور سازمان ملل:
1- با تاييد اينكه ايران بايد بدون هيچ تعللي گامهاي مورد نظر شوراي حكام آژانس در قطعنامه gov/2006/14 كه براي ايجاد اعتماد در خصوص صلحآميز بودن برنامه اتمي ايران و همچنين حل مسائل مهم ضروري هستند، بردارد و طبق اين متن ، بر تصميمات خويش مبني بر اينكه ايران بايد بدون تعلل بيشتر گام هاي مورد نظر در پاراگراف دوم قطعنامه 1737 را بردارد، تاكيد ميكند.
2- از همه كشورهاي عضو نيز ميخواهد تا در مورد ورود يا گذر افرادي كه مستقيما در فعاليتهاي اتمي حساس توليد و تكثير يا توسعه سيستم تحويل تسليحات اتمي ايران نقش دارند يا از آن حمايت ميكنند، از خاك خود مراقب باشند . شورا همچنين از كشورها ميخواهد تا كميتهاي را كه بر اساس بند 18 قطعنامه 1737 تشكيل شده است (در اين متن با عنوان كميته از آن ياد مي شود) از ورود يا گذر افرا مورد نظر از خاك خود مطلع كند، منظور افرادي است كه در پيوست 1737 يا پيوست اول اين قطعنامه نامشان ذكر شده است. آنها همينطور بايد افرادي را كه شوراي امنيت يا كميته اعلام كرده است مستقيما در پيشبرد يا حمايت از فناوري اتمي حساس توليد و تكثير يا توسعه سيستم هاي تحويل تسليحات اتمي از جمله از طريق مشاركت در تامين قطعات ، كالاها ، تجهيزات ، مواد و فناوري اي كه بر اساس پاراگراف هاي سوم و چهارم قطعنامه 1737 ممنوع اعلام شده اند، نقش دارند، زير نظر بگيرند و ورود و گذر آنها را از خاك خود به اطلاع كميته برسانند مگر در مواقعي كه سفر آنها مستقيما مرتبط با بخشهاي ب ، قسمت اول و دوم پاراگراف سوم آن قطعنامه است.
3- شورا تاكيد ميكند كه هيچ چيز در پاراگراف بالا مستلزم اين نيست كه يك كشور مانع از ورود اتباع خود به خاك خود شود و همه كشورها بايد در راستاي اجراي پاراگراف بالا ملاحظات بشردوستانه از جمله موازين مذهبي و همينطور اهداف مطروح در اين قطعنامه و قطعنامه 1737 از جمله بند 15 منشور آژانس بين المللي انرژي اتمي را رعايت كنند.
4- شورا تصميم ميگيرد كه تدابير مورد نظر در پاراگراف 12 و 13 و 14 قطعنامه 1737 بايد شامل اشخاص و سازمانهاي فهرستشده در پيوست اول اين قطعنامه شود.
5- شورا تصميم ميگيرد كه ايران نبايد اقدام به تامين، فروش يا انتقال مستيم يا غير مستقيم مواد يا سلاح مربوطه از طريق خاك ، اتباع ، ناو يا هواپيماي خويش كند و همه كشورها بايد تامين اين قطعات را از ايران از طريق اتباع خود يا استفاده از كشتي يا ناو هواپيمابر خويش ، در داخل يا خارج از ايران ممنوع اعلام كنند.
6- از همه كشورها ميخواهد در تامين، فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم مواد يا سلاح مربوطه از خاك خود يا از طريق اتباع، كشتي، ناو هواپيمابر، خودرو جنگي، تانك، سيستمهاي آتش بار سنگين، ناو جنگي، هليكوپتر جنگي، كشتي جنگي، موشك، سيستمهاي موشكي كه در قالب هدف كنوانسيون مربوط به تسليحات ايران مصوب سازمان ملل متحد قيد شده و همچنين در مورد هرگونه كمك يا آموزش فني، كمك مالي ، سرمايهگذاري يا خدمات ديگر و انتقال منابع يا خدمات يا كمك مالي در زمينه تامين، فروش، انتقال ، ساخت يا استفاده از اين قطعنامه براي جلوگيري از انباشت ويرانگرانه تسليحات مراقب باشند.
7- از همه كشورها و موسسات مالي بين المللي ميخواهد تا زير بار تعهد هيچ كمك مالي و وام جديد به جمهوري اسلامي ايران نروند مگر براي اهداف بشردوستانه و توسعه.
8- از همه كشورها مي خواهد تا در عرض 60 روز بعد از تصويب اين قطعنامه گزارشي را درخصوص گامهاي ايران در زمينه اجراي موثر بندهاي دوم، چهارم ، پنجم و ششم و هفتم بالا ارائه كند.
9- با اعلام تعليق مورد نظر در پاراگراف دوم قطعنامه 1737 و همينطور راستي آزمايي كامل همكاري ايران با شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در زمينه تحقق درخواست هاي آژانس و كمك براي يافتن راه حلي مسالمت آميز جهت اطمينان از صلح آميز بودن برنامه اتمي ايران و همچنين با تاكيد بر آمادگي جامعه جهاني براي يافتن اين راه حل و ترغيب ايران براي تعامل با جامعه جهاني و آژانس و با تاكيد بر اينكه اين تعهدات به نفع ايران است.
10 - با تاييد مداوم تعهدات چين، فرانسه، آلمان ، روسيه ، انگليس و آمريكا ، حمايت نماينده ارشد اتحايه اروپا براي يافتن راه حلي مسالمت آميز براي اين مساله و ترغيب ايران براي بررسي پيشنهادات آنها كه در ژوئن 2006 ارائه شد و در پيوست دوم اين قطعنامه آمده و در قطعنامه 1669 به تاييد شوراي امنيت رسيده است و با اذعان به اينكه اين پيشنهاد همچنان براي توافقي جامع و بلندمدت كه باعث توسعه همكاري و روابط با ايران بر اساس احترام متقابل و ايجاد اعتماد بين المللي مبني بر صلح آميز بودن برنامه اتمي ايران مي شود، در دست بررسي است.
11- بر عزم خود براي تقويت صلاحيت آژانس بينالمللي انرژي اتمي تاكيد ميكند و قويا از نقش شوراي حكام آژانس و دبيرخانه آن به خاطر تلاش كامل و حرفهاي براي حل همه مسائل مهم مربوط به ايران در چارچوب آژانس تشكر و بر اهميت نقش آژانس تاكيد ميكند و معتقد است آژانس به لحاظ بين المللي صلاحيت راستيآزمايي پادمان از جمله عدم انحراف مواد اتمي به سوي اهداف غيرصلح آميز و همچنان تداوم كار براي حل مسائل مهم مربوط به برنامه اتمي ايران را دارد.
12- درخواست ميكند در عرض 60 روز بعد، مدير كل آژانس گزارشي را در مورد تعليق كامل فعاليتهاي مذكور در قطعنامه 1737 و همچنين روند همكاري ايران با شوراي حكام آژانس در مورد مسائل مورد نظر و بندهاي ديگر قطعنامه 1737 و اين قطعنامه به شوراي حكام آژانس و به موازات آن به شوراي امنيت سازمان ملل ارائه كند.
13- تاييد ميكند كه اين شورا بايد اقدامات ايران را در سايه گزارشات مربوطه در پاراگراف 12 در عرض 60 روز ارائه كند؛ و
الف) اين شورا بايد اجراي تدابير را تا زماني كه ايران همه فعاليتهاي بازفراوري و غني سازي را متوقف كرده است، از جمله تحقيق و توسعه كه آژانس راستي آزمايي كرده، به حال تعليق درآورد تا مذاكرات را با حسن نيت پيش ببرد و يك نتيجه قابل قبول دوجانبه و زودهنگام محقق شود.
ب) اين شورا بايد تدابير مورد نظر در بندهاي سوم، چهارم، پنجم ، ششم و هفتم و دوازدهم قطعنامه 1737 و همينطور بندهاي دوم، چهارم، پنجم ، ششم و هفتم اين قطعنامه را در زودترين زمان ممكن بعد از دريافت گزارش مورد نظر در پاراگراف 12 مبني بر اينكه ايران كاملا به تعهدات خود در قطعنامه هاي مذكور شوراي امنيت و برآوردن درخواست هاي شوراي حكام طوري كه به تاييد شوراي رسيده باشد، عملي كند.
ج)اين شورا بايد در صورتي كه گزارش مورد نظر در پارارگراف 12 حاكي از آن باشد كه ايران به قطعنامه 1737 عمل نكرده است، تدابير مناسب ديگري را بر اساس بند 41 منشور هفتم سازمان ملل اتخاذ كند و ايران را متقاعد نمايد كه به اين قطعنامه ها و درخواست هاي آژانس پاسخ مثبت بدهد و تاكيد مي كند كه تصميمات بعدي زماني لازم خواهند شد كه اين تدابير ضروري شوند
14- شورا اين مساله را همچنان پيگيري خواهد كرد.

پس ازنامه یی که حدودیک هفته پیش ازسوی البرادعی رییس کل آژانس بین المللی اتمی مبنی برتصویب اجازه یی مشروط وبخشیدن اختیارات محدودهسته یی به حکومت وقت صادرشد٬رژیم جهل وخشونت اسلامی به رقص وپاکوبی برخاست.اگرچه درمتن نامه البرادعی شروط وتوصیه های فراوانی وجودداشته اندکه حکومت الله رادرمانورعملی خود-برای دستیابی به بمب اتم-بسیارمحدودمی کندبااینحال رییس جمهوردلقک اسلامی٬محموداحمدی نژادبه عنوان سردمدارماجراجویی هسته یی رژیم ٬به طورعلنی جشن پیروزی هسته یی!! راتبریک گفت تاآن دسته ازمردم ایران -که شوربختانه درجهل خان ومان سوزی سیرکرده وگوش جان شان راتنهابه اراجیف صادرشده ازسوی این اهریمنان سپرده اندوبی شک بسیاری ازآنهامتن پیام محمدالبرادعی راحتانخوانده ویاازفرط درایت شان!!! چیزی ازآن سردرنمی آورند.
درمقالات پیشین بحران هسته یی رژیم وپیامدهای آن مطرح شده وتحلیل بسیاری برآن رفت ودراین پست ٬مایل هستم دوتاموضوع مهم راعنوان کنم:
۱-رژیم دستاربندان این روزهامی کوشدوانمودکندکه دربازی هسته یی کامیاب شده است ٬امادرآینده یی بسیارنزدیک ملت عزیزایران قربانی ماجراخواهندبودزیرابازی تمام نشده وخررویاهای آسیدعلی گداهنوز ازپل "تزویروفریب " عبورنکرده است.آقای شیمون پرز٬رییس جمهوراسبق اسراییل وبرنده جایزه صلح نوبل٬چندی پیش ازسران رژیم وقت ایران اکیدن خواست تابه این بازی کودکانه وخطرسازپایان دهندوبالطبع بی توجهی رژیم اسلامی به تمام این هشدارها٬درنهایت گریبان ملت بیگناه راخواهدگرفت واحتمال حمله نظامی به ایران ازسوی اسراییل قریب الوقوع است.دمیدن اینان درشیپورهسته یی ودرواقع بلندپروازی شان ٬ماجرای شومی رابرای میهن مارقم خواهدزدوالبته مردم ایران نیزمجبوربه پرداخت بهای گزافی خواهندبود.
۲-مورددوم شایدهشداری باشد٬برای دنیای آزادکه بی قیدانه مشغول مباحثه ومذاکره باافسارگسیخته گانی است که درزمان لازم به ملت ایران حتارحمی روانخواهندداشت ودرست مانندشخص خمینی٬درعوالم مالیخولیایی سیرکرده ومترصدفرصتی هستندتارویاهای دورشان راجامه عمل پوشانده وسراسردنیارادرآتش قهرخودبسوزانند.رژیم ولایت فقیه٬باضریب احتمالی بالاتاپایان سال ۲۰۰۸مجهزبه بمب اتم خواهدبودوازآنجاکه حمایت روس درطی این سال هااینان رابه موشک های دوربردوفضاپیماهم تجهیزکرده تا قادرباشندماهواره یی رابه فضاپرتاب کنند-که چندی پیش تمام دنیادرجریان پرتاب موشک ماهواره یی جمهوری ولایت فقیه قرارگرفتند-درنتیجه خواهندتوانست هرنقطه ازدنیارابه وسیله موشک مجهزبه کلاهک اتمی هدف قراردهند.
درجهان امروزکه جهان دانش وخرداست ومنطق برامورش حکمفرماست ٬عده یی گدای تازه رسیده می خواهنددنیارادرپنجه های قدرت خودبگیرندوباشمشیربی خردی٬"جهان اسلام"رابه اهالی این کره خاکی تحمیل کنند.
مخاطب این سطر٬سران حکومتی دنیاهستند:پس کی می خواهیدصدای ملت دربندومظلوم ایران رابشنوید؟دراین یک سال سرنوشت سازکه امنیت وآرامش درتمام دنیاموردتهدیدیک مشت جانی بالفطره که ازتمام هستی جزیک مشت وردوهذیان نیاموخته اند٬قرارگرفته است کاش به خودمی آمدیدومسیرسرکوب آرزوپروری های رژیم دیکتاتورحاکم برایران رابه مسیری میانبروکم هزینه بدل می ساختید.
وبالاخره فردفردملت عزیزومحنت زده ایران هستندکه قادرندخون آشامان حاکم راسرنگون کنند.ملت امروزکمابیش دریافته است٬ازدست هیچ قدرت بیرونی وبه عبارتی ازدست "بیگانه" کاری برنمی آید.دربحث برون رفت بحران هسته یی البته نقش ملت ایران اندک بوده وگشودن این گره پرمخاطره به دست تمام دنیاامکان پذیراست.اما رهایی ملت ازیوغ این رژیم مستبد٬تنهابه مددبه پاخیزی واتحادآنان ودرسایه رهبری فرزانه ٬چون ذات بی پایان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی میسرخواهدشد.
سال جدید٬سال حساس وسرنوشت سازی خواهدبودوشعوروآگاهی مردم ایران ٬نقشی به سزاداردکه سرانجام پایه های حکومت سلطه گران فروریزدومیهن مان ایران نجات یابد.
به این بحث ٬درچندین پست پیشترپرداخته شدومروری شدبربحران پیچیده یی که حکومت الله باآن دست به گریبان است والبته نکته یی مهم وشایان توجه در بحث گذشته به چشم می خورد:
رژیم برای رسیدن به فناوری هسته یی صلح آمیز(بخوانیدسلاح کشتارجمعی )٬ناچاربه گزین کردن یک راه ازمیان دوراه بودکه حقیراین گزینش رابرای رژیم اسلامی یک "خودکشی اجباری "نامیدم به عبارتی انتخاب بین "نگهداشتن نیروهای اقلیت تندرووطرفداران ذوب درولایت "یا"گردن زدن آنان وتن دادن به سازش بااسراییل در راستای رسیدن به فناوری هسته یی".
ودراین پست٬به فشارهای دردناک تری خواهیم پرداخت که داردکمراین حکومت سرکش ومستبد راخم می کند:
تحریم های همه جانبه :که دیگرنه فقط ازسوی امریکابلکه اخیرن آنجلامرکر-صدراعظم آلمان -نیزبه آن اشاره یی جدی داشته است.
تهدیدنظامی :هم ازسوی اسراییل ٬ هم ازسمت فرانسه بنابه اظهارات سارکوزی وهمچنین خودامریکاکه پرزیدنت بوش اکیدن تصریح کرده درپانزده ماه باقی مانده ازریاست جمهوری اش ٬تکلیف خودراباایران روشن خواهدساخت وباتوجه به هرگونه تهدیداحتمالی موشکی ازسوی ج.اطرح سپردفاع موشکی دربرنامه نظامی امریکاقرارگرفته است.
اعلام حکم جلب خامنه یی(رهبراعظم!!!رژیم وقت):که جدیدن ازسوی آرژانتین وامریکااعلام شده وبه معنای واضح تر٬"علی خامنه یی" یک متهم فراری به شمارمی رودکه تحت تعقیب اینترپل(پلیس بین الملل)می باشد.
اعلان صریح امریکادال برتروریست بودن گروهک سپاه پاسداران: وهمچنین زیرمجموعه اش "نیروی قدس "وفعالین دست چین شده سپاه درعراق شامل: جیش المهدی٬جیش الشعبی و...
حالاتکلیف ج.ادراین میان چیست؟
آیاباوجوداین همه بحران های کمرشکن ولاینحل٬ بازمی خواهندبرمقوله اتمی شان پافشاری کنند؟یاحتاهمچنان امیددارندحکومتی راکه ازچهارگوشه جهان تهدیددایمی می شودومقامات اصلیش درلیست جنایت پیشگان بزرگ تحت تعقیب هستند٬سرپانگهدارند؟آیاکورسوی امیدی ٬درافق های سیاه حکومت استبدادی اسلامی وقت دیده می شود؟
البته اگردرذهن آنهاچنین باشدعجیب نیست .بنابه فرموده اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی:"احتمالن تصوری ساده لوحانه است که انتظارداشته باشیم٬رژیم بی دغدغه ازصحنه سیاست خارج شده٬ازکنترل دستگاه های دولتی چشم پوشی کرده وپایان جمهوری اسلامی رااعلام کند."
بی تردیدهمانطوری که معظم له اشاره فرمودند٬رژیم تاآخرین نفسش دست ازرجزخوانی برنخواهدداشت اماوظیفه من وشمای ایرانی ومدعی عشق به میهن٬دراین میان چیست؟آیانبایددربه آزادی رسیدن مرزوبوم اجدادی خودنقش آفرین باشیم؟
یکشنبه بیست ونهم مهردوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

اکنون حکومت اسلامی٬بایک بحران عجیب وگره یی ناگشودنی رودر روست.
ازیک سو٬باتمام وجود و امکاناتش می کوشدتابه معضلات انرژی هسته یی-یاهمان حق مسلم!!!خود-درجهان خاتمه بخشدوازسوی دیگرمی دانداین مساله داردبرایش تبدیل به گرداب وحشتناکی می شودزیراقبول این به اصطلاح حق مسلم، نیازمند رویارویی و درنهایت سازش باکشورهایی است که درتمام عمرکثیف این رژیم ٬"دشمن" تلقی می شدند.اسراییل وامریکا،حکومت الله رادرمنگنه سختی قراردادند ورژیم اسلامی برای عبورازسداین دو قدرت جهانی مجبوربه سازش باآنهاست والبته خودشان خوب می دانند٬سازش باامریکاوخصوصن اسراییل٬ یک خودکشی آرمانی برای شان محسوب می شود.درگذرقدرت طلبی هاوخشونت ورزی های ج.ا٬ این حکومت بسیاری ازنیروهای تندروخود را ازدست داد.برای مثال می شودبه چندنام آشنااشاره کردکه زمانی ٬درصف حامیان ولایت و رژیم بودند-بعضن بسیار افراطی-وامروزدرجرگه مخالفین شان بوده ودارندبرای اپوزیسیون تبدیل به سمبل می شوندمانند:اکبرگنجی(ازسران سپاه)٬امیرفرشادابراهیمی(دبیرکل انصارحزب الله)٬محمدمحسن سازگارا(ازنیروهای تندرو سپاه)٬آغاجری(ایثارگرودوست دیرینه خامنه یی)٬شیرین عبادی(روشن اندیش امروز وازپیروان وعاشقان خمینی دراوایل انقلاب)٬حسین خمینی(نوه ارشد روح الله خمینی)و...بسیاری دیگرکه بردن نام آنان دراین مقاله نمی گنجد.
وحالا...
رژیم اسلامی برای افزودن به عمرخود٬تنهابرگ برنده اش اکنون٬ آن قشری هستندکه درلباس بسیجی وسپاهی وباتب چهل و دودرجه ٬درحال طرف داری ازحکومت و ولایت هستندوصدالبته این نیروهابدون پشتوانه نظامی-یابه قولی همان کلاهک هسته یی-کاری ازپیش نخواهندبردودرزمانی نزدیک محکوم به فناخواهندبود٬حالا ج.ا بایدمیان این نیروهای درکف مانده وبه دست آوردن فناوری هسته یی یکی رابرگزیند:زیراسازش باامریکاواسراییل به منزله ازدست دادن همین چندحامی پرشور وباقی مانده برای رژیم است و...
حکومت اسلامی دریک شش وبش سخت ویک "انتخاب ناگزیر"،که بیشتربه یک" انتحاراجباری" شبیه است دارد دست وپامی زند.
این بحث ادامه دارد...
چنانچه دردوپست پیشتردیدید٬ذات مبارک اعلاحضرت پیامی راپیرامون آمدن "ولادیمیرپوتین" به ایران واحتمال توافقاتی که برسرملکیت کشتی رانی دردریای مازندران ٬میان روسیه وسران حکومت وقت ایران می تواندصورت پذیرد٬معظم له هشداری اکیدبه جهانیان داده بودندکه عملکرداین رژیم ارتباطی به خواست ملت ایران نداردو...بانهایت شگفتی ٬بسیاری دیدندپیش بینی ایشان کاملن درست واین دیدارشوم سران دوکشور٬ثمرش بخشیدن تام حق مالکیت دریای مازندران-پاره تن ایران-به روس بود.
حالاباورشماچیست؟
ریشه های این مساله به کجابرمی گردد؟آیاروس همان نمادشرق -چنانچه شعارهای این دون پایه هاهمیشه نه شرقی ونه غربی بوده است-نیست؟وآیاهمین روسیه چشم امیداین تبهکاران برای خریدسلاح وگسترش صنایع نظامی شان نبوده؟وازاین بالاتردراین مقطع حساس ازتاریخ شوم این رژیم وسرکشی هایش آیاروسیه بهترین گزینه برای حمایت از"انرژی هسته یی"وفرایندغیرمجازغنی سازی "برای این هانیست؟ومعقولانه ترین نتیجه یی که ازاین بازی می توان گرفت باج دادن این حکومت به روسیه برای داشتن یک برگ برنده است زیراسران حکومت الله به نیکی می داننددرصورت به دست آوردن کلاهک هسته یی قادربه رام کردن روسیه نیزخواهندبودوباچنین محاسبه یی دارندایران راحراج می کنند.
ننگ براین وطن فروشان سلطه گر باد.