تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیر درکلبه فقیرانه ام جواهر پربهایی رادارم که شما درجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شما رادارم و شماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ">سال 1387 سال پرچم شیروخورشید پاسارگاد2

سی ویکم اردیبهشت دوهزار وپانصد وشصت وهفت شاهنشاهی

          

 

 تقریبن همه درجریان رخدادی که درتاریخ  یکشنبه بیست وپنجم فروردین امسال ،حدودساعت یازده شب درخانه فرهنگ رهپویان وصال رخ دادهستیم ونیازی به شرح وتوصیف جزییات این حادثه نیست.امااگردوستان به یادداشته باشندرسانه های مزدورحکومتی، درحالی که شواهددال برمشکوک بودن این واقعه داشت به شیوه مضحک ونابخردانه یی-چون همیشه –سعی می کردندباتمام قوا،انفجاربمب دریک مجتمع فرهنگی را-که منجربه مرگ دست کم بیست تن شده بود-غیرعمدی واتفاقی جلوه دهندوشگفتاکه درظرف کم ترازسی وپنج روزسناریوتغییرکردوبازمصلحت برآن شدتابه زعم خودشان دست توطئه گر امریکا ازآستین تروریسم(این عفریت زاده شده دردامن انقلاب خمینی)بیرون آمده ومطابق وصیت آن پیرمردیاوه گو(روح الله خمینی هندی زاده)لازم شدکه توده های تحمیق شده مردم، انفجارکانون" رهپویان وصال" رانقشه امریکاوانگلیس!!دانسته وهرچه فریاددرته حلقوم شان مانده برسرامریکاواستکبارجهانی!!!بزنند.امروزبرکسی نهان نیست واگرتاپیش ازفاجعه بیست ودوبهمن سال پنجاه وهفت کسانی بودندکه باورنمی کردند پایه های ایدئولوژی اسلامی براساس" کشتن برای وحشت"قوام ودوام می گیرد،دیگرباروی کارآمدن ملابراریکه قدرت، امروزه کودکان پیش دبستانی هم فهمیده اندتارژیم ولایت فقیه ومزدورانش زیرنام سپاه وغیره برزمین خدانفس می کشندنه ایران ونه تمام جهان ٬حاجتی به تروریست وجانی بالفطره ندارند.بله این یک داستان تلخ وتکراری است که جمهوری دیکتاتوری اسلامی باگردن زدن مردم بیگناه آن هم به شکل تصادفی، جرم وجنایت خودرابه نام اپوزوسیون بنویسدتاتنهامشتی مغزهای معیوب وذوب شده دراراجیف این حضرات، باورکنندکه مخالفین نظام اسلامی ،ازخون مردم عادی بهره برداری می کنندآنچه که همواره وبه مددتجربه نقطه مقابل آن رانظاره گربوده ایم.گرچه نارسایی خبری(به شکل عامدانه)دررسانه های حکومتی وابسته به رژیم وقت امری طبیعی وعادی ست امادرهمین رخدادبه خصوص ٬به شکل بارزتر وزننده تری شاهدتناقضات وحشتناک این به اصطلاح رسانه ها درنحوه اطلاع رسانی ازآمارکشته گان ،مجروحین،زمان انفجار ونوع حادثه بودیم به گونه یی که هم زمان باپخش اخبارسراسری ودرحالی که عامل مزدور رژیم اسلامی دربررسی سانحه(علیرضاکاربار)داشت عددکشته هارابیش ازدوازده نفر و زخمیان رانیزفراترازدویست اعلام می کرد،رسانه دلقک فارس نیوز،زیرنظرمحمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امورخارجه حکومت-که شرح کذب گویی هاودروغ های شاخدارش موجب تمسخرحتاجیره خواران شان شده است-کشته هارادونفروآسیب دیدگان را حدودپنجاه نفرارزیابی کرد!!درموردساعت انفجارنیز،رسانه های وابسته به ولایت فقیه ازناراستی ودروغ نویسی خودمضایقه نکرده ولحظه وقوع انفجار رابعضی نه شب ،برخی یازده وبعضی ده وخرده یی نام بردند.

نکته مهم تری را که همه ماشنیده ایم این که نقشه ناکام حکومت آسیدعلی گدا و وزارت مخوف اطلاعاتش این بودتااینبارحادثه شیرازرابه پای "سلطنت طلبان" بگذاردوهمانطورکه شنیده ایم آخوندمصطفاپورمحمدی طی افاضاتی، دربازدید ازنمایشگاه کتاب تهران اظهارداشت که بمب گذاران این حادثه، وابسته به سلطنت طلبان بوده اند!درد این رذالت پیشگان دین پناه- که برعرصه سیاست ایرانزمین تحمیل شده وجزسیاست هرزه منشانه ،فن و روشی نیاموخته اند-ریشه دارترازآن است که بخواهیم مخاطب قرارشان دهیم چراکه ماهیت شان ،ماهیت بشرنیست وگفتاروکردارشان براساس ذهنیات پوچ ونامردم شان شکل یافته است.امابدنیست بالحنی متعجب ومتحیر،ازکسانی که مدعی ایرانی بودن هستنداماسرمویی ازدروغ های شاخدار رژیم منحوس وقت راباورمی کنندبپرسم:آیاماقشرمیهن پرست وشیفته ایران راکه شماسلطنت طلب می نامید،درتمام سال هایی که چون برق وبادگذشتندودرکشاکش وقایعی که داشتندوهمچنان دارندایران راتامرزنابودی مطلق می برند،ماجزحمایت ازایران وازحقوق ایرانیان چه کرده ایم؟آیاوقتی سایه ابرانسانی که شهریارشهریاران وسرورجهانیان است ،وقتی سایه ذات مبارک رضاشاه دوم برسرماقرارداشته وآن حضرت را رهبر،فرمانده وپادشاه مان می دانیم (حتااگرسرسوزنی ازوسعت بیکرانه ی آن قلب دریایی وآن روح اهورایی رادروجودحقیرمان داشته باشیم )حاضربه مرگ مردم عادی که جای خود،حتاحاضربه کشتن یک سگ سپاهی نیستیم .اگرچه نیک واقفیم که خداوندراباتمام خداوندیش نمی توان بایک تارمو ازوجودنمادفره ایزدی، رضاشاه دوم پهلوی قیاس نمودامابه ناچارقیاسی مع الفارق نیازاست تایک موضوع ساده راطوری بگشاییم که ساده لوحان اجتماع –که همواره بهترین پل برای پیاده شدن افکاربی ارزش وتهی مایه حکومت الله بوده اند-دریابندکه جای یک نظام، باچه دیوصدچهره یی روبه روهستند.آیاشماقادرهستید پیروان وسرسپردگان آن پادشاه فرزانه رابامریدان این ملاعلی تازه به دوران رسیده ودیوانه (سردسته خون آشامان عصرحاضر)،یکسان بگیرید؟آیامی توانیدبندگان آن شاهنشاه غربت نشین ومهربان را(که به رغم هرآن جفایی که ازشماناسپاسان نادان دیده اندبازباصراحت می فرمایندکه اگرتلاش می کنندتنهابه این خاطراست که مخالفین ایشان بتوانندبه راحتی حرف شان رابزنند)باافرادی دریک مرزقراردهیدکه درعین حمایت ازتروریسم بین الملل ،به جانوران بی رحم ودرنده یی که مرتکب عملیات تروریستی انتحاری می شوند،لقب مضحک "شهادت طلب"می دهندتاننگ شان رابشویندودرذهن های کوتاه چون شمایی، پاک شان جلوه دهند؟

مااگربه اصل حذف فیزیکی افراد(ولوشرورها وخرابکاران)اعتقاد وباورداشتیم سی سال پیش هرگز وهرگزسروران وصاحبان مان(خاندان جلیل سلطنت پهلوی)برای نریختن خون مشتی موجودبی ارزش،خانه خویش ایران راترک نمی کردندتاامروزمادرحسرت بازگشت پادشاه مان تنهاسخن بگوییم وقلم بزنیم وخون جگرنوش کنیم.مااگرجزاندیشه مان حربه دیگری داشتیم واگرمرگ یک مشت انسان عادی ویاانسان نمای گرگ زاده(مانندسپاه وبسیج و...)برای ماسود وثمری داشت امروزحکایت،حکایت دیگری بود.سلطنت طلب یعنی ایران پرست ویعنی خواهان هویت ،اصالت وآزادی ایران وپیروان چنین تفکری ،شمشیرشان اندیشه وباورآنهاست که گویی آنچنان درقلب سیاه این بی هویتان زخم نشانده که درخیال خام خودمی خواهندباخدشه دارکردن حیثیت ما،براین جراحت های بی درمان شان مرهمی بگذارند.ازباقی مانده مخیله پوک تان کمک بگیریدوببینیدمایی که به پیروی ازاعلاحضرت مان دست اتحاد رابه سوی گروه های چپ نیزدرازکردیم –والبته این دست همدلی برحسب نابخردی برخی دوست نمایان عودت داده شد-چه منفعتی ازمرگ چندجوان که کوچکترین نقشی درامور ومصالح حکومت انیرانی اسلامی نداشتندمی بردیم که بخواهیم بیاییم وباانفجاریک بمب، چندچشم راگریان وچندخانواده راداغدارکنیم.مامیهن پرستان وعاشقان ذات مبارک رضاشاه دوم پهلوی ،سرسپردگان آزادی وطن وخواهان بازگشت حقوق پامال شده تمام آحادملت هستیم وافسوس که سکوت وبردباری بیش ازاندازه مامشروطه خواهان وپهلوی طلبان ،کار وقاحت مزدوران ولایت فقیه رابه جایی رسانده که جنایات احمقانه خودرانیزبه نام "ما"یی تمام می کنندکه جزسربلندی ایران عزیزدرسایه صاحب میهن مان،تعلقی درسرنداریم.اگرچه صدای نابه هنجاررسانه های مزدور رژیم اسلامی بُرد وبازتاب چندانی نداردواگرچه جزچندغرقه درمنجلاب، هیچ جنبنده یی تره برای نمایش هاوگربه رقصانی های سربازان گمنام امام زمان –به نوعی همان صحنه سازان بانام وبی نام بیت ولایت علی خامنه یی-خردنمی کننداماجای پرسش اینجاست که جمهوری ولایت فقیه ازاین همه تحمیق افکارعمومی چه حاصلی می بردکه هرسال وباپیش آمدیک بحران جدی وجدید،برای نجات ازشرایط موجوداقدام به اجرای یک حادثه داخلی نموده وسرنخ ماجرارابه اپوزوسیون وفعالان برون مرزی مرتبط می سازدتاذهن مردم راازتعمق بر واقعیات منحرف ساخته وباخدشه دارکردن وجهه تشکل هاوافرادآبرومند،آبروی نداشته خودوسیستم ازرده خارج اسلامی راوصله بزند.

پارسال بااجرای طرح هولناک گروگانگیری ازعده یی هم وطن عادی که می خواستندازیکی ازجاده های مرزی عبورکنند،داستان سازی کرده ویک ماجرای داخلی را-که به رغم تمام مدعیات شان ریشه دربی خردی خود وزارت اطلاعات داشت- توطئه انگلیس جازدندتابازعده یی ازناآگاهان یادشان برود،اگرانگلیس وجودنداشت "روح الله خمینی هندی زاده" هرگزازیک بچه پابرهنه توسری خورده فراترنرفته وروی سکوی "زمامداری قدرت" درکهن میهن مانمی نشست.

نتیجه گیری:این مدل معلق بازی های رژیم اسلامی ،دیگر به شگردی نخ نمابدل شده وازفرط تکرارجزپوزخندی برلب هرایرانی –بافهم متوسط ویابالا-حاصلی عایدشان نخواهدشد.دیگرامروزه ودرعصرانفجاراطلاعات (که جهان راشبیه به دهکده یی کوچک نموده است)جزانگشت شمارانی که به دلایلی خاص ازجمله  وابستگی مالی ویاآنهایی که منافع اجتماعی، اقتصادی و رفاهی شان تابعی ازمتغیر ج .ا می باشدپای موهومات رژیم اسلامی هم آوامی شوندتامبادا رسوایی حاکمان بدکرداری که هرروز وبایک بازی جدید،ناشیانه به فریب اذهان عمومی برمی خیزند،منتج به اضمحلال موقعیت آنان شده وازنشستن برسرخوان کرمی که ولایت فقیه ویارانش برخون بیگناهان ستم دیده گسترده اند،محروم وبی بهره شوند.

ماهمچنان وهمواره ،تانفس درسینه باقی ست خواهیم ایستادوخواهیم جنگیدتامیهن مان ایران راازچنگ اهریمنان رهاکنیم وگوشه گوشه اش رابرای بازگشت وارث کیان پادشاهی، ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلویآذین کنیم.بی تردیدبازگشت وجلوس ایشان براورنگ شاهنشاهی ،برابربانویدفصل آزادی وسربلندی وپایان تمام محنت هاومصایبی است که اکنون ملت باآنهادست به گریبان است.

پایداری پادشاهی پیروزی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست ونهم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

  

سخنان اخیرپرزیدنت بوش درآستانه سفرش به منطقه،اگرچه چندان تازه نبوده -وپیش ترنیزخطرات وجودرژیم مرگباراسلامی راگوشزدکرده وتاکیدکرده بودتکلیف جمهوری وقت ایران بایدبه زودی مشخص شود-اماباتوجه به اوضاع اخیرجهان وتقریبن انزجارتمام ملل ودولت هانسبت به رژیم حاکم برایران، اظهارات اخیرآقای بوش می تواندتهدیدی جدی برای حمله نظامی امریکاواسراییل به ایران باشد.

پرزیدنت جورج دبلیوبوش ریاست جمهوری شصت ودوساله امریکا،دربخشی ازسخنانش صراحتن گفت:"رژیم ایران ٬مرکزبسیاری ازمشکلات درخاورمیانه است" وباتاکیدیادآورشد:"رژیم ایران وسوریه، دومانع مهم برسرراه صلح وثبات درخاورمیانه هستند".

اگربخواهیم معقولانه ومنصفانه قضاوت کنیم ،بی تردیدآقای بوش یکسری واضحات راتصریح کرده است.برچه کسی امروزنهان است که جمهوری منفور وکینه افروزاسلامی،آتش جنگ رادرنقطه به نقطه خاورمیانه برافروخته ساخته است.این نظام نامشروع باتاخت وتازبین المللی اش ننگ تروریسم ایدئولوژیک خودراحتابه فرانسه،ایالات متحده ،امریکای لاتین ،هلند،آلمان و...بسیاری ازممالک دنیا آشکارکرده وباقربانی گرفتن ازبسیاری انسان ها،باعث نفرت ملل جهان ازایران وایرانی شده است.دنیا وبسیاری ازمردمانش چندان از محدودیت هاومحرومیت های ملت شریف ایران ودرعین حال حس غضب شان نسبت به حکومت تحمیلی اسلامی ٬باخبر و آگاه نیستندونمی داننداکثریت قاطع مردم کشورمان ازسایه شوم وپلید اسلام گرایان جائربرسرمیهن شان بیزارهستندوپیوسته برای نجات وطن ازدست اهریمنان درتلاشند.این واقعیت تلخی است که بیشترملت ها وحکام دنیا،مردم ایران وحاکمین نامردم اش رابه یک چوب می رانند وتمایزی میان این دونمی توانندقایل شوند.

اگرچه دراهمیت تمامیت ارضی میهن مان ایران شکی نداریم و مرگ هرایرانی-براثروقوع جنگی که دیگربسیارنزدیک به نظرمی رسد-تاسف آور ودردناک است اماگذشته ازاین مساله بدنیست کمی واقع بین باشیم.ایران مابه زودی موردحمله نظامی قرارخواهدگرفت واین تنهاثمرسکوت چندین وچندساله مادربرابر وقاحت حاکمین دجالی است که برسرموطن ما آوارشدند.جنگی که رخ خواهددادعقبات اشتباه جانکاه وغیرقابل گذشتی است که سی سال پیش مرتکب آن شدیم وبا راندن پدر،سرور وصاحب مان آریامهرفقیدونمک ناشناسی مان درحق ایشان وسپستر این همه سال اهمال وکوتاهی مان درامرمبارزه ودرحالیکه جانشین ومیراث دارآریامهر٬ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پیگیرانه وبی لحظه یی درنگ ٬درصحنه بلاانکار نبردقرارداشته وپیام های مهرآمیزشان رادرحمایت ازمبارزین درون مرز وبرون مرزابلاغ می فرمودند- که هماره نیزچنین می کنند-باردیگردرپیشگاه خاندان جلیل سلطنت همانان که معنای وزین حق وحقیقتند، کم فهمی وعدم فرمانبرداری وغیرت مان راثابت کردیم تامشخص شودهنوز ازجفای سی سال پیش مان شرمنده وخجلت زده نیستیم.بله این جنگ سیاه عاقبت ودرآینده یی بسیارنزدیک ایران مارابه ویرانه بدل خواهدساخت وبرخلاف تصورکج اندیشانی که فکرمی کنندهمان شوربی خاصیت- که دراثنای جنگ ایران باعراق میان تنی ازمردم وجودداشت- لاشه فرسوده یی ازآن به اصطلاح شور"جنگ جنگ تاپیروزی" و"تنها ره سعادت، ایمان جهاد شهادت"امروزنیز قابل یافتن است حال آنکه آن حس وشور، دوپینگی رامی ماندکه به علت رخدادهای اوباش مابانه ی انقلابیون ودرپیامدش جوخاصی که به طورموقت درمیان برخی ازمردم به وجودآمده وبابخشیدن یک انرژی کاذب وغیرواقعی ٬به شکلی مقطعی وگذرا آنان رابه حفظ پایه های حکومت اسلامی شایق ساخته بودهرچندهمان "جو زدگان" نیزامروزیابه کام مرگ رفته ویا از ژرفای نادانی وبلاهت خودپشیمان هستند.

بایداین راباورکنیم که حمله نظامی به ایران مساوی بانابودی ماونابودی ایران ماست.بیاییم ودرک کنیم فرصت برای نجات کشورمان بسیاراندک است وبه قولی" یاتن رسدبه جانان یاجان زتن درآید"ودرواقع یاما میهن راآزادکرده وباپس دادن آن به قدوم مبارک پادشاه مان ،ایران رابه ساختارطبیعی ومنطقی اش بازخواهیم گرداندویااینکه بازاجازه می دهیم عنان قدرت دردست حاکمان نالایق دین فروش بماندوآنقدربه این وضعیت شوم ادامه می دهیم تابه زودی کشورماراباخاک یکسان کنندوازمیهن محبوب مان چیزی باقی نگذارند.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست وچهارم اردیبهشت دوهزار وپانصد وشصت وهفت شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

اگرچه روال معمول این وب، قراردادن سروده های این چاکر، به شکل هر ازچند گاهی بودتادرکنارنگاه به وقایع و رویدادهای میهن مان،این ورق پاره های بی ارزش که به خاک پای معبود وقبله بی بدیل ملت ،شهریاربزرگ ایران پیشکش می دارم درپاسارگاد به روزشوندامادراین مدت به علت ازدیاد رخدادهای مهم وبحث های  ناگزیری که طلب می کردندمدتی است حقیرسروده یی راپُست نکرده ام تا اکنون که بازشعری را-که درزیرملاحظه می کنید-به دربارپرافتخارپادشاه مهربان ایران رضاشاه دوم پهلوی -همان یگانه یی که تقدیرم درپنجه ایشان است-شرمسارانه تقدیم داشته ام که ازهرچه بگذری سخن دوست خوش تراست...

جان نثار٬غزل زیررابه پیشگاه ملوکانه پادشاه فرزانه ایران ،ذات اهورایی وکبریایی آن میراث دارفره ایزدی ،برترین برترین ها،آنکه درسایه نام گرانقدر ایشان شرافت وموجودیت مان رقم خورده وآنکه هرچه داریم ازدولت سرخاندان جلیل وبلند مرتبه ی حضرتش می باشدعرضه می دارم.

تقدیمی ناقابلی به محضرعالیقدرذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی :

بازهم داغ غریب غنچه های باغ من تکرارشد

نوبهارآمدولی کابوس وار،ازنوبه ماآوارشد

 

باگُل وبی گُل چه فرقی حال باغ من کندوقتی چنین

بر دوچشم شهر،شیخ شوم همچون رویش صدخارشد

 

طالع ماراطلسم این زمستان سیاه افتاده بود

مالک سرتابه پای خانه وقتی دیوبدکردارشد

 

نازنینم٬ بی حضورحضرتت اینجاقفس جای نفس

بی شماهرنقشی ازاین زندگی ترسیمی ازیک دارشد

 

بی تواینجادفترعمرم فقط آغشته تاریکی است

قلب من بی مهر رویت اززمین واززمان بیزارشد

 

کی می آیی؟کی می آیی؟این معمای تمام لحظه هاست

لحظه های پرتب وتابی که درپای رخ دلدارشد

 

نازچشمت آتشی شد،بی محاباسوخت بنیان دلم

هستی ام را تیرمژگان توحکم مرگ چندین بارشد

 

جان به لب آمد٬تمنای رُخت معبودبی انکارمن

شاه بیتی شدکه درهرسطری ازاین شعرهاتکرارشد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست ویکم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

   دیکتاتورایران ! مرگ ات نزدیک است

در ایران چندی است که شمارش معکوس آغازشده است.این روزهاوضعیت به شکل قابل توجهی تغییرکرده ،همه چیز وهررویدادی نشان ازوقوع یک دگرگونی همه جانبه دارد والبته رژیم ملایان داردآخرین دست وپایش رابرای حفظ بقای خودمی زند.دیگرمی توان گفت تک تک شعارهای پوسیده بدو استقرارشان اگرخودبه خودمنقضی نشده اند،مسوولین رژیم عامدانه آنهارابه کناری نهاده اندتادرزیرفشاربی امان جهان آزاد،ملت ناراضی،ومبارزین درون مرزوبرون مرزبتواننداندکی تحمل کنندتاشایدبااستفاده ازیک گریزگاه به عمرشوم خودبیافزایندویاتضمینی قاطع برای بقای رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه بیابند.همه می دانیم وامری مسلم است که حکومت اسلامی(مانندتمام کشورهای جهان سوم)بدون کمک وحمایت قدرت های بزرگ جهان ثانیه یی نمی توانسته سرپابماند والبته چنین گمانه یی دورازذهن نیست که رژیم ولایت فقیه ازروزاول استقرار، دست یاری اش به سوی دولت های بزرگ جهان درازبودوهرچه زمان گذشت این حس نیاز وعدم داشتن استقلال(واژه مضحکی که درشعارهای شان بسیار ازآن خرج کرده اند)بیشترمشهود ونمایان شد.رژیم وقت ایران دردوسال نخستین سلطه اش برایران براثربی کفایتی گرفتارجنگ باعراق شدوبامددگرفتن از مهماتی که درایت وحکمت آریامهرفقیدموجب ذخیره آنهاشده بود-حاشاکه ایشان احتمال حمله به تمامیت ارزی ایران راداده وتدابیرلازم رااندیشه کرده بودند-وهمچنین باصرف کردن وبه فنادادن جوانان پاک ایرانی،پس ازهشت سال سرانجام این جنگ فرسایشی ،بدون هیچ حاصلی برای دوطرف به پایان رسید ودیری نگذشت که رژیم دریافت ازخودش هیچ نداردزیراسرمایه حاصل ازخردورزی پنجاه ساله خاندان بزرگ پهلوی بخشی مصروف جنگ شده وهمینطورجای آن ارتش دلاورشاهنشاهی،جمهوری انیرانی اسلامی جزیک مشت اوباش بسیجی –که به قولی تشخیص الف وب برای شان دشواربود-ویک ارتش ازهم گسسته و ارگانی به نام سپاه-که بی رحم وخون آشام امافاقدلیاقت جنگی بودند-هیچ درچنته ندارد.مغزهاونخبه هابه شکل برق آسایی ازایران گریخته بودند.سرمایه هاواندوخته های صندوق مملکت بخشی به پای جنگ وبخش عمده یی نیزبراثرحیف ومیل سران رژیم اسلامی جمله به بادرفته بود والبته تعدادبی شماری ازملت، بی خان ومان گشته ویابراثرجنگ علیل یابی سرپرست شده بودندواگرچه مقامات وقت ارزشی برای درداین ملت قایل نبوده ونیستنداماباموج خروشان احتمالی اعتراض هاچه بایدمی کردند؟

مذاکرات ومماشات پنهانی سران حاکم بادولت های بزرگ جهان، کم کم رنگ آشکارتری به خودگرفت ودرطی زمان وپس ازجنجال اصلاح طلبان دربحرانی که احتمال قوی نابودی رژیم اسلامی می رفت–و حکم دادن شوک الکتریکی به قلبی راداشت که درحال ایستادن است-وماجراهای پس ازآن، امروز ودرزیرهجمه اعتراض تمام جهان وفریادآزادی خواهانه ملت که بسیاری ازرسانه های مستقل هرروزدارندبه این فریادهاپوشش خبری می دهند،تدابیرتازه تری ازسوی حاکمین وقت اندیشیده شدتاباگردن زدن بسیاری ازایدئولوژی های کهنه خودبه پای قدرت های بزرگ جهان غرب ،فرجی حاصل شده وباحل بحران هسته یی ونجات جمهوری ولایت فقیه ازاین گرداب ،موفق به داشتن" کلاهک هسته یی" شده وتضمین کوتاه یا بلندی برای ادامه حکومت جبارانه علی خامنه یی یافت شود.

امروزاگرچه احمدی نژادوخامنه یی بادست وپای لرزان دم ازاقتداراسلامی!!می زنندامادرآنسوی پرده دارندباچنگ ودندان مسندمسروقه حکومت ایران رانگاه می دارند.

امروزدیگربسیاری ازیاوه گویی های خمینی هندی زاده پخش نمی شود.امروزمصلحت یک رژیم به انتهارسیده ایجاب نمی کندوبه قولی جرات نمی کنندبه شکل علنی به رهبران اپوزیسیون اهانت کنند وامروزاینان ازموج سهمگین خشم ملت درهراسندونمی توانندباصراحت ازپایبندی شان به افکار وایدئولوژی سرکوب گرانه روح الله خمینی دم بزنند.دیگرحکومت الله نمی تواندانکارکندچشم امید وقبله آمال ملت ایران جان جانان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ابرفرزندوجانشین همان پادشاهی است که روزی همین تازه واردان ٬مجنون وار و کف برلب آورده خواهان تبعیدایشان بودندوخواهان نشستن درجایگاه آن حضرت،جایگاهی  که این ملایان بی قدر وقیمت هرگز وبه اندازه یک ثانیه شایسته گی آن رانداشته اند.ساعت داردبرای این اهریمنان وارونه حرکت می کندوچیزی به فرارسیدن" ساعت صفر"نمانده است.بالاخره ایران وایرانی پس ازقریب به سی سال دارندبه طعم شیرین روزگاری نزدیک می شوندکه نابخردانه آن روزهای طلایی رابایک مشت بی سر وپای تازه واردعوض کرده والبته تاوان سنگینی هم بابتش پرداخت کردند.امروزسخن هرایرانی که سرمویی ازنژادگی دروجودش باقی مانده باشداین است : ننگ برمابادکه برتاریخ پرشکوه میهن مان پشت کردیم ورفتن زیرپرچم بیگانه گانی راپذیرفتیم که درسایه شوم شان رفته رفته شرافت ،هویت وانسانیت مان را ازمابازستاندندوامروز،وقت آن رسیده که بیدارشویم واین لکه ننگ راازدامان مام وطن بزداییم وپیش ازآنکه خاک ایران رانیزبه تاراج دهندبرخیزیم وخط باطل به رویای دیوسیرتانی بکشیم که سه دهه است کابوس عمر مان هستند.

بااین اوصاف چه کسی می داندآیاحکومت اسلامی، وارد سی اُمین سال سلطه خودخواهدشدیاخیر؟

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

هفدهم اردیبهشت دوهزار و پانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

بحثی که همواره ذهن افراد ازروشن فکرگرفته تاچهره های شاخص دنیای سیاست رابه خودمشغول داشته است،بحث تعریف قدرت وتفاوت حکومت "خودمدارانه" و"مردم گرایانه" است وبالاخره اینکه ماهیت قدرت چیست؟

پرسشی که مطرح می شودابتدااین است:آیاممکن است یک کشور٬بدون بهره بردن ازسیستمی به نام حکومت اداره شود؟آیاسیستمی به نام آنارشیسم حتادرمدرن ترین ممالک پاسخی هرچنداندک گرفته است یاخیر؟والبته آیادیگراین به یکایک مردم جهان اثبات نشده که چنین شیوه یی(آنارشیسم) برای به اجرادرآمدن معقولانه نیست؟

پس اگربرقرارماندن یک کشورفاقدحکومت ،ممکن نمی باشدپرسش بسیاری این است که: پس نقش مردم دراین میانه چیست؟

آیافردی که درصدرحکومت قرارمی گیرد٬مهم تراست یاشکل حکومت؟

پاسخ دادن به این پرسش هانیازمندکلنجاری طولانی وگشودن مباحثی دامنه دار است. اماشایدبدنباشدگوشه هایی رادرهمین پست روشن کنیم تااندیشه وتامل بیشتر به عهده عزیزان باشد.

امروزه ودرمیان افراد وهمچنین جنبش های مخالف باحکومت وزین وشکوهمندپادشاهی(که البته مدعی مخالفت باجمهوری ولایت فقیه نیزهستند) دودسته یابهترباشدبگویم دودیدگاه وجوددارند:

دسته یکم:سران وروسای احزاب جمهوری طلب هستندکه رویای به قدرت رسیدن رادرسرداشته وبه عنوان دبیرکل حزب فلان ٬بانگ وفغان برمی آورندکه مانمی خواهیم کسی درصدرحکومت مان باشد(وجالب تراینجاست که سفیهانه جمهوری متعفن اسلامی وسردمداران دلقکش راباپادشاهان بزرگ پهلوی قیاس کرده وحتایکی می دانند)مردم بایدخودشان برخودشان !!!!حکومت کنندوبازهم عبارت دموکراسی وساختاردموکراتیک رابه میان می آورندومظلومانه خودراتنهامدافعان بی چون وچرای ملت معرفی می کنند.بدیهی است باجابه جایی چندمهره وبرمسندنشستن این حضرات چه روی خواهدداد...نیازی به شرح وتفضیل بیشترنیست که همین مدعیان دروغین دموکراسی درزمان لازم چیزی درمایه همین عمامه داران خواهندبودوتنهاملت بایدبهای سنگینی برای تغییررژیم بپردازدوباز روزازنو روزی ازنو.

دسته دوم :هواداران وهواخواهان بی شمار دموکراسی وحقوق بشرهستند٬مردمی ستم دیده که نزدیک به سه دهه ٬درهجوم نعلین پوشان سیاهی پرست وشقاوت پیشگان سپاهی ،بسیجی و....حقوق حقه آنهاپامال شده است واین افرادشامل دانشجویان ٬محققین ونخبگان٬هنرمندان واهل قلم و....چنین دسته هایی هستند٬اینان تنهاتشنه رسیدن به آزادی درچهارچوبه قانونی -که تنهاتضمین حقوق مردم وامنیت جانی٬رفاهی وتحصیلی آنهاباشند-هستندوبه هیچ وجه خواستارگرفتن سکویی ازقدرت نیستند.باکمال تاسف دسته اولی- که ازآن سخن رفت- باشعارهای پوچ امادلفریب خودذهن دسته دوم را-که آحادبرخاسته ازدرون مردم هستند-به سمت خودمعطوف ساخته اندواین عزیزان آزادی خواه وپاک طینت رابه سینه زنان بی جیره ومواجب احزاب پوسیده یی بانام توده ،چریک های فدایی اکثریت، حزب کارگر،مجاهدین یاملی مذهبی ،نهضت آزادی و...غیره تبدیل کرده اند.بدنیست این خیل مشتاق آزادی بدانندهرگز وبه هیچ عنوان امکان برقرارشدن وعده دروغین این لاف زنان درغربت٬وجودندارد.بگذاریدبه پیشینه اینان برگردیم تاکمی مستدل ترباشد :مگرهمین احزاب ونهضت هانبودندکه درزمانی که حکومت شاهنشاه فقیدآریامهرداشت قدم هایی به سمت پیشرفت نظامی ٬اقتصادی واجتماعی ملت برمی داشت ٬مشغول ترور وخرابکاری بودند؟مگرهمین هایی که امروزبدون کوچک ترین استدلالی -که دست کم باورپذیرشان کند-به شماهاوعده حکومت مردم برمردم رامی دهنددیروزی -که هرگز ازحافظه تاریخی ملت پاک نخواهدشد-سنگ خمینی وآن نهضت!!اش رابرسینه نمی زدند؟ومگرهمان خمینی نبودکه درنوفل لوشاتو وعده آزادی اندیشه وبیان راحتابرای کمونیست هاقایل شده ودربهشت زهرابالهجه ی جاهلانه خاص خودش می گفت که آب وبرق رامجانی می کند ودرادامه هرکه کلامی برخلاف اسلام اهریمنی اش گفت، گردن وی راقطع کرد ونه تنهاآب وبرق مجانی نشدکه هزینه آنهاروزبه روزبیشترشدوهزینه های کمرشکن دیگری نیزافزون گشتند؟چرابایدیکباردیگر چشم بسته "خِرَد"خود رابه کناری نهیم وگوش به کلام افرادی بسپاریم که چهره یی افسون گر اماسیرتی پلید وقدرت طلب دارند؟؟

روی سخن این مطلب باآنهایی است که ازظلم وبیداد رژیم دیکتاتوری اسلامی به تنگ آمده اندامامفتون شیادی گروه هاواحزابی شده اندکه بازبان شیرین دموکراسی می خواهندازآنهاپلی برای نیل به قدرت ساخته وپس ازبرآورده شدن مقصودشان٬همان معامله یی راباآنان کنندکه خمینی وخامنه ای وسایرجلادان این رژیم بیست ونه سال پیش بافردفردملت کردند.نمی توان ازاین حقیقت غافل شدکه تغییردادن یک حکومت ٬مستلزم تسلیم هزینه وحتاتقدیم جان می باشد٬برانداختن حکومتی که اختاپوس وار٬ریشه درهزارتوداردوازانواع اهرم هابرای بقای خودش بهره می جوید٬امرآسان وساده یی نیست .

ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی- تنهامنجی٬رهبر وحامی ملت ایران وهمان شهریار پرعظمتی که در وسعت بیکرانه ذهن ایشان٬ ایران وملت ایران حضوری شاخص دارند- درجای جای فرمایشات شان تکیه بر"قیام های بدون خشونت" دارندوخودآن حضرت متذکرمی شوندکه هرچه زمان بگذردمتحمل بهای گزاف تری خواهدبود.وحقیرازفرمایش ملوکانه چنین برداشت می کندکه به هرحال تغییریک حکومت ٬نیازمندصرف هزینه وتحمل پاره یی سختی هاست .

حالابادقت نگاه کنیم :آیاسزاواراست ملت عزیزمان یکباردیگر فریب افرادی رابخورندکه سال هاباجنبش های ضدملی وایران برانداز،منافع مشترک داشته ودست همکاری دادندتاکشورعزیزمارامغلوب انقلابی جاهلانه نموده وهمزمان باتبعیدشدن وارثان آن(خاندان بزرگ پهلوی) تبدیل به مملکتی بی صاحب کنند؟آیادورنمای دموکراتیک این اشخاص می تواندبرای عاقلان باورپذیرباشد؟وسرانجام اینکه آیاتکیه زدن چنین افرادمعلوم الحالی برابرباامتدادسالیان درازاستبداد ددمنشانه رژیم اسلامی وتکراردیگری ازاین همه مصیبت ومحنت نمی باشد؟

نتیجه:آنهایی که به عنوان سردسته یک حزب، دم ازدموکراسی خیالی خودمی زنندوخیال برمسندقدرت تکیه زدن رادرذهن دارندشایدحق داشته باشندزیراافق رابرای سلطه گری وخودکامه گی شان گشوده می بینندوآنهایی که زیرعلم اینان سینه می زنندو باپشت کردن به هویت ٬پرچم شیر وخورشید وشرافت میهنی خود٬پادشاهی هفت هزارساله وسراسرافتخارایران را٬درکمال نابخردی وساده لوحی استبدادقلمدادکرده وباورکرده اندتفکرات وارداتی شوروی سابق، برای شان آزادی وحقوق بشرخواهدآورداحمقانی بیش نیستندزیراکه از نمداین حضرات جمهوری خواه، کلاهی برای آنان بافته نخواهدشد...

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

دوازدهم اردیبهشت دوهزار وپانصد وشصت وهفت شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

یازدهم اردیبهشت ماه برابربایکم ماه مه ،به روزجهانی کارگر شناخته می شود.سوگمندانه قشرکارگردرجامعه امروز ودرزیرسُم وحشی ترین حاکمان ونابخردترین مسوولین تاریخ،متحمل بیشترین صدمات شده و ازحقوق نخستین خودنیزبی بهره هستند.درهمین راستا ومطابق روال هرسال سرور وپادشاه وشهریارمحبوب ایران،همو که ابهت وجلالت ذات کبریایی اش ،مایه رشک وحسرت ملایک مقرب خداونداست وهمان ابرانسان بزرگ وبی نهایتی که هرگز وهرگزالاهی راتاب تصورجایگاه بلندآوازه اش نیست ،ازسرلطف وتفقدبی کرانه یی که به این قشرمظلوم و زحمتکش مرحمت می دارنداراده کردندتادیروزچهارشنبه یازدهم اردیبهشت ماه پیامی رابه کارگران شریف ایرانی ابلاغ فرمایند.

شاهنشاه برقرارایران ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی درآغازپیام ملوکانه شان از رفاه،حقوق شهروندی وارج انسانی کارگرکه توسط حاکمین وقت آشکارا زیرپانهاده می شودسخن گفتندوسپس به مشکلات عموم کارگران ایرانی یعنی:بیکاری مزمن ،تهدیدبه اخراج ،تعویق درپرداخت حقوق ،عدم آزادی برای تشکیل سندیکا ها و...مواردی دیگراشاره فرمودند که بازبه کمال دقت وتامل حضرتش درامور زندگی محروم ترین سلک جامعه یعنی همان کارگران بازمی گردد.آن وجودمبارک باهمان صراحت کلام همیشگی شان تاکیدفرمودندکه دولت حاکم بهای نفت راکه منطقن متعلق به ملت ایران است به خارجیان هدیه داده ویامصروف ساخت سلاح های مرگبارمی کند. آن پادشاه ابرشوکت درسطرهای پایانی پیام شان، روزکارگر راهم به کارگران وهم به مردم آزاده ایران تهنیت فرموده واطمینان دادندکه سرانجام روزی کارگران ایران از بانیان وپاسداران نظامی مردم سالار بوده وبه حقوق حقه خوددست خواهندیافت.

متن کامل پیام ذات مبارک رضاشاه دوم پهلوی مالک بی رقاب اریکه کیانی به شرح زیراست:

کارگران عزیز و شریف،

روز اول ماه مه در سراسرجهان، روز گرامیداشت کار و کارگراست. روزیست که ما را به ارج انسانی کارگر، به حقوق شهروندی و به رفاه و خوش زیستی او توجه می دهد. شوربختانه همۀ این دیدگاه های مترقی و والا و عمیقا انسانی در کشور ما یا با لفاظی صِرف حاکمین روبرو و لوث می گردد و یا آشکارا و بدون پرده پوشی زیر پا نهاده می شود.

کارگران در رژیم خودکامۀ کنونی با بیکاری مزمن و دامن گستر، تهدید به اخراج، تعویق در پرداخت حقوق، عدم آزادی برای تشکیل سندیکاهای خود، تعطیل کارخانجات کشور و تورم و گرانی شدید که فشار زندگانی را بر دوش آنها کمرشکن می کند، روبرو هستند. این در حالی است که دولت از بابت افزایش بهای نفت که ثروت طبیعی و خدادادی فرد فرد ایرانیان و نسل های کارورز آتی است، سهمی را که منطقا متعلق به ایرانیان است، یا به خارجیان هدیه می دهد یا مصروف ساختن سلاح های مرگبار می سازد و یا به جیب مافیای قدرت و ثروت سرازیر می کند.

من روز اول ماه مه را به همۀ کارگران کشور و به همۀ مردم آزادۀ ایران تهنیت می گویم و مطمئن هستم که سرانجام روزی کارگران ایران در نظامی مردم سالار که خود از بانیان و پاسداران آن خواهند بود، به حقوق حقه و انسانی خود دست خواهند یافت.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

هشتم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی  

         اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی

این روزهاشهرهای ایران وبه خصوص پایتخت٬حال وهوایی دیگرگرفته است.باتلاش دوستان عزیز وسرسپردگان راه بزرگ آزادی ٬در ودیوارهای شهرتهران٬به تمثال مبارک همایونی مزین شدوعطرروی آن یارمحبوب بازفضای سرزمین تاریک مان را آغشته کرد.

دیگرساعت شماری به دقیقه شماری ودقیقه شماری داردبه ثانیه شماری بدل می گردد وعطش تماشای آن رخساره روشن و آن حُسن بی مثال خورشیدفروزان وهماره برقرارایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی آن ذات اهورایی وآن یگانه مژده ی تولد دوباره ی بهار٬دراین زمستان سی ساله سهمناک گریبان تک تک ایرانیان راستین را رهانمی کند.

به یمن کوشش دوستان مبارز و دلداده گان شمیم سرزلف آن سرور ومنجی ویگانه میراث دارشکوه ایران وصاحب اورنگ کیانی ٬گوشه گوشه وکوی به کوی مملو ازتصاویرملوکانه شاهنشاه خوبان ذات همایونی رضاشاه دوم پهلوی شدتاملت عزیز٬فیض نظاره کردن آن رخ تابان رادرهرکجای شهرداشته باشند.تصاویر آن حضرت باجمله زیبایی -که درپایین عکس هانوشته شده بودند-بااین عنوان:"مبارزمی رزمد٬حزب الله می لرزد"برسردرخیابان های اصلی٬روی درب مدارس وکودکستان ها٬برسرکوچه هاوبرفرازپل های عابرپیاده چهره نمایی می کنندتادرقلب ایرانیان پاک نهاد٬نورامید و ایمان درخشش گیرد.ایمان به روزبزرگی که تمام ملت ٬شرف پابوسی حضرتش را ازنزدیک داشته باشند.این نوید درگوش فرد فردهم میهنان تکرارمی گردد که شهریارایران سرانجام درزمانی بسیارنزدیک قدم برچشم های مشتاق مان خواهندگذاشت وایران رابه لطف طلعت پرفروغ شان پرازخرمی ولبریزازشور وشکوه وآزادی خواهندکرد.آن ذات اقدس درگفتگوی شان بانشریه تایم به تاریخ خردادماه سال هشتاد وپنج خورشیدی ٬درپاسخ به ویویان والت که ازمحضرشان پرسید:"آیابه راستی فکرمی کنیدهرگزبه              کشورخودبازخواهیدگشت؟"باصراحت واطمینانی که تنهابه آن وجودعزیزتعلق داردفرمودند:"این برای من٬ نه یک رویا ٬که یک یقین است"و امروزملت ایران درزیرشلاق ستمکارترین حاکمان وبدکارترین وسیه پیشه ترین نظام های تاریخ بشری تنهابه امیدبازگشت ابرانسانی هستندکه نقش خاتم لعلش جهان زیرنگین دارد.به انتظار و امیدبرآمدن آفتابی که ازیک ذات لایزال وبیکرانه سرچشمه می گیرد٬آفتاب روشن وسربلندی که تمام عالم هستی برای قربانی یک تارمژگان "او"به نقش آفرینش درآمده است.ایرانیان ازخُرد وکلان٬ اززن و ازمرد٬ازروشن اندیش تاکارگر و زحمتکش و...چشم امیدشان تنهابه رضاشاه دوم ٬به سمبل بی بدیل اتحاد ویگانگی٬ به مظهرشکوه وبالندگی وپرچمدارپیغام آزادی ایران خیره مانده است ٬به آن نمادفره ایزدی وبه آن وجودی که اگرچه هرگز زبانی راتاب وصفش وذهنی راتوان درک عظمت آن وجودنازنینش نیست اماهیچ تنابنده یی آنی ولحظه یی ازخیال ذات مبارکش فارغ نیست زیرا:

به جهان خرم ازآنم که جهان خرم ازاوست

عاشقم برهمه عالم که همه عالم ازاوست

بی نهایت امیدواریم که این قدم های ارزشمنددوستان ایرانیار٬شتابان تر وپیگیرترباشد.هریک روزکه به عمراین حکومت ترار وجائرافزون شود٬ایران وایرانی سال هابه عقب بازخواهندگشت وبرعددقربانیان شرافتمندراه آزادی اضافه می گردد.پس بنابه فرمایش پادشاه بزرگ ایران رضاشاه دوم پهلوی:"صفوف خودرادرراه نجات میهن فشرده ترسازیم".

درره عشق که ازسیل بلانیست گذار

کرده ام خاطرخودرابه تمنای توخوش.

برای رویت فرتورهای زیبایی -که تنهاگوشه یی اززحمات یاران وطن پرست مان رانشان می دهند-برادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

چهارم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

پیش تراگرخاطردوستان مانده باشد،بحث تروریسم وابعادمختلف آن را-که رژیم اسلامی مورداستفاده قرارداده ومی دهد-بررسی کردیم. موردواپسین٬ "تروریسم اعتقادی" بودکه همان سانسور وارعاب دگراندیشان معنامی دهد وصدالبته شکل وساختارمهلکی ازتروریسم بوده وموجب می شودمردم دریک "تنگنای اعتقادی"قرارگرفته وحقی برای "ابراز اندیشه" نداشته باشند.همه می دانیم که حکومت ملاییسم سردمدارسانسور وسرکوب افکار است.اگرنگاهی به جامعه هنرمندان ایران(نویسندگان،شعرا،کارگردان ها،هنرپیشگان،اهالی موسیقی و آواز و...)بیاندازیم ٬به آسانی ردپای سانسور وکانالیزه کردن افکار راملاحظه می کنیم.بادقت برجامعه روزنامه نگاران ومنتقدین ،سایه شوم ارعاب رابهترتماشاخواهیم کردوالبته دردنیای مجازی اینترنت ودرجای جای زندگی مردم ایران، دست پنهان وپیدای رژیم برای محدودسازی مردم تاجایی که نتوانندحقایق پیرامون رابه درستی ببینندویا"حرف"خودرابه زبان بیاورندبه چشم می خورَد.

نیک بختانه ملت ایران ،غالبن تن به چنین سانسورهاومحدودیت هایی- که برآمده ازذهن بیماروتفکرعفن مسوولین است -نداده وجالب اینکه هرچه نوع وشدت محدودیت ها(خصوصن درحیطه قلم ویادنیای مجازی)بیشترشود،روش های مقابله باآن ازدیادیافته وبرمیزان "محبوبیت" فردی که سخنش مغایرباافکارتهی این سیاست بازان بدشمایل است افزوده می گردد.

چندی پیش فیلم "سنتوری" ساخته آقای داریوش مهرجویی به علت اینکه پاره یی ازبنیان های ایدئولوژیک وارزش های بی ارزش رژیم وقت رابه بازی گرفته بودتوقیف شد.نتیجه حاصل اینکه فیلم مربوطه به صورت زیرزمینی به بازارآمدوبیش ازسه چهارم ملت ٬فیلم سنتوری رابرروی سی دی وباکیفیتی تقریبن مطلوب ملاحظه کردندضمن اینکه فیلم نامبرده درکانادانیزبه نمایش عمومی درآمدتادیگرخسارتی شامل سرمایه ی تهیه کننده محترم فیلم سنتوری نباشد.

مثال هابیشمارند وشایدیک کتاب برای نام بردن ازروزنامه های توقیف شده ،خواننده هاوهنرمندان ایرانی درتبعید،نویسندگان تبعیدی ،کتاب هاوفیلم های توقیف شده توسط وزارت ارشادناپذیرارشاد،هنرپیشگان وکارگردانانی که به دلایل مضحک مدنظرحکومت وقت مدت مدیدی راممنوع الفعالیت بوده وبعضن سوگمندانه تمام عمراین عزیزان رادربرمی گرفت و....لازم باشدوالبته کتاب قطوری نیزخواهدشد.

بایدنگاه کردکه حاصل دریافت شده ازاینهمه سرکوب و"تروراندیشه ها"برای رژیم چه بوده است؟آیانتیجه یی که ازاینهمه خفقان وارعاب اقشارجامعه عایدحکومت اسلامی شده برای شان بیشتررضایت بخش است ویاشرم آور؟آیاهمین روشنفکران،دانشجویان ،هنرمندان وجوانان ودرواقع مردمی که امروزناچارنددرزیرسلطه ی یک رژیم دیکتاتوری٬ ازکمترین حق آزادی بیان هم برخوردارنباشنددرفردایی نزدیک تومار این اهریمنان رادرهم نخواهندپیچید؟آیاسکوت نسبی حاکم برجامعه- که گهگاه فریادی آن راازهم گسسته وحکومت ،باسرعتی برق آساآن فریادوآن فریادزننده راخاموش می کند-هشداری برای یک توفان سنگین وغیرقابل تصورنیست؟ درتاریخ هیچگاه یک سیستم تروریست، بخت واقبالی برای بقانداشته است.ممکن است که امروز ودراوج حماقت شان٬ به زوردشنه هرفریادی رادرگلوخفه کنندامادیرنیست وبسیارزودهنگام خواهدبودروزی که دردادگاه بزرگ ملت ایران ،به عنوان زشت کارترین حاکمان وپلیدترین متولیان، متهم ومحکوم گردند.سردمداران رژیم ومزدوران مواجب بگیرشان امروز،به قدرت نظامی-تروریستی وهمینطورجنون سرکوب اندیشه ها افتخارمی کنند.اما ازسدسُستی که پشت سرشان قرارداردبی خبروغافلندونمی دانندباشکسته شدن این سد،خاکسترشان نیزبربادخواهدرفت.دکترشفیعی کدکنی سروده  زیبایی داردکه قسمتی ازآن، پایان بخش این نوشتاراست:

گفتند روبه اوج روانیم

دیدیم سیر،سوی هبوط است

شعرسپیدنیست که خوانیش

این جعبه ی سیاه سقوط است.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

<