">
سی ویکم فروردین دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

درگریزسال های سیاهی که برمیهن مان گذشت ،دراوج تلخکامی ها،درمنتهای تیره روزی وطن ودرشتاب حوادث ورویدادهایی که بسیارسریع رخ داده ودریک بازه زمانی مشغول شکل دادن سرنوشت ایران وایرانی هستند،همواره یک اصل پابرجاست وآن هم "اصل باوری"مامردم ایران است.به گونه یی دیگرمی توان گفت در راءس تمام امور،امیدسایه افکنده است.امیدبازگشت یار وانتظارآمدن کسی که هرحرف ازنامش،وسعتی به قدر واندازه دریای بیکران دل های عاشق ومیهن پرست ایرانی دارد.
روال براین بوده وهست که هر ازگاهی سخن ناچیزاین دل شرمساررابه خاک پای یگانه سرور وخورشیدتابان وشهریار وپادشاه ومعبودوخداوندایران زمین پیشکش دارم ومثنوی زیرین، یکی ازدل نوشته های این حقیراست که به پیشگاه ملوکانه وبلندمرتبه شاه شاهان ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی -که هست ونیست ما دریَدمطلق حضرتش است وامیددارم که جان ناقابلم فدای گوشه چشم ایشان شود-تقدیم شده است:
بیست وهشتم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

کوششی که رژیم حاکم برای دست یافتن به غنی سازی اورانیوم ٬قریب به ده سال ابتدامخفیانه وسپسترآشکارپی گیری ودنبال کرده یابه عبارتی بهترهمان بحران اتمی رژیم اسلامی٬ اکنون شتاب عملیاتی به خودگرفته وچنانچه ازتلاش های مصرانه این حضرات پیداست برآن هستندکه تاپایان سال هشتادوهفت خورشیدی ٬به نتیجه تلاش های مکارانه ومخرب خوددست یابند.
اینکه رژیم عصیانگر اسلامی مایل است ،ازاین به اصطلاح فناوری هسته یی به ساخت کلاهک هسته یی دست یابدکسی تردیدی ندارد.مساله بسیارواضح است وامروزه حتابرخی ازخودهواداران وسرسپردگان ولایت نیزبه شکل ضمنی تاییدمی کنندکه وقتی بسیاری ازکشورهاچنین سلاحی رادارندپس چرا"ما"نداشته باشیم؟؟والبته روی این واژه "ما"کمی تامل بایسته است که "ما"دقیقن به چه معناست واینکه صدالبته تفاوت سران سرکوب گریک رژیم ضدمردمی ،باتوده های مظلوم وستم کشیده ملت ٬تفاوت اززمین تابه آسمان است.حالاکه درصورت مساله تردیدی وجودندارد٬ یک چرایی طرح می شود:
چراجمهوری استبدادی اسلامی می خواهدبه سلاح اتمی دست یابد؟
پاسخ این پرسش نیازبه یک پیش آگهی دردناک داردکه اگرچه هرگزنمی خواستم چنین مطلبی رادریک وب عنوان کرده وخاطربازدیدکننده هارا آزاردهم اماحس کردم، درک وخامت موضوع نیازبه شرح تاسف باریک" فاجعه انسانی" داردکه دیریازودرخ داده ومسوول ومسبب آن ٬یک حکومت بدوی واپس گرا-آن هم دربدترین شکل خود-خواهدبود که تک تک ایرانیان رافدا وقربانی آمال یاهمان ذهنیات پوچ خودکرده است.
شرحی برگذشته ی تاریک این رژیم:
اززمانی که خمینی افکار وبینش سیاه وایران ستیزخودرافرموله کرد،یکی ازمهم ترین دیدگاه هاویاترجیع بندتزهای سیاسی اش:"نابودی اسراییل" بود.البته صرف نظرازاینکه رژیم اسلامی پایه ومبنایش رابر"مرگ"گذاشته ودرصدر-به تعبیرخودشان- ارزش های انقلاب!، مرگ مردم درسراسردنیاونابودی نوع بشرقراردارد.این طرح ازسوی شخصی به نام "روح الله خمینی هندی زاده" عنوان شدکه ازپایین ترین حدسوادبرخورداربوده وتمام عمرخودراتاکهنسالی درجهالت مطلق زیست والبته آراوافکارخودرانیزبدون فکرودقت برجوانب امرنابخردانه برزبان آورد.آیت شیطان خمینی دروصیت نامه تهی وسبکسرانه یی-که به وی منتسب می باشد-بازبرنابودی کشوراسراییل تاکیداکیدکرده است.پس ازمرگ خمینی وظهورجانشینانش حواشی این مساله بررسی شدواینکه چه گونه وباکدام روش می توان یک کشوررا-که عضوی ازسازمان ملل بوده وجایی درنقشه جهان دارد-حذف ونابودکرد.این فکرپلیدوضدانسانی، بارهاموردتجزیه وارزیابی قرارگرفت وممکن ترین راهی که رژیم اسلامی برای یافتن آن کوشید٬دست یابی به یک سلاح اتمی(همان کلاهک )بود.زیرادرحال حاضربمب های هسته یی ازبالاترین قدرت ویرانگری برخوردارندوصرف نظرازقدرت غیرقابل تصوربمب های هیدروژنی ،یک بمب هسته یی ازحیث بیولوژیک نیزقادربه تخریب گری درسطحی وسیع وگسترده است.
پیش طرح یک فاجعه:
بنا رابراین می گذاریم که حکومت جانشینان وارونه خدابرزمین٬ پس ازطی پیچ وخم فراوان به ساخت این بمب راه یابد.شکی نیست که بی درنگ هدف نشانه گیری ازسوی حکومت٬ کشوراسراییل خواهدبود.البته اسراییل آسیب می بیند.آسیبی تلخ ودلخراش ازنظرانسانی وحتازیست محیطی اماجمهوری استبدادی اسلامی ازیک موضوع مهم غافل وفارغ است وآن هم اقدام تلافی جویانه وبلافاصله ازسوی اسراییل است که پس ازامریکاوشایدهم روس، دارای بزرگ ترین زرادخانه های سلاح هسته یی است که هرکلاهک آنها٬قدرتی ده هابرابرکلاهک ساخت رژیم وقت ایران داشته وصدالبته آنهاوقتی خودرازخم خورده ببینندحتانیمی ازکلاهک های زرادخانه اسراییل کافی است تاایران را ده هابارشخم بزندوباخاک یکسان کندطوری که نه تنهایک بناوساختمان ٬که حتایک ارگانیسم زنده درکشورهفتادمیلیونی ماباقی نماند.درچنین شرایطی امریکا(برخوردارازمجهزترین زرادخانه اتمی جهان)وسایرکشورهانیزبه کمک اسراییل خواهندآمدواذهان دنیانسبت به ایران-به عنوان یک کشورمهاجم هسته یی-صددرصدمنفی است وهیچ دست یاری یی به سوی کشورمان درازنخواهدشدتابدین سان کهن ترین کشورجهان باتمام مردمانش ازدنیاپاک شوندوآرزوی دیرینه همان "اسلام عزیزِخمینی"که ازابتداویرانی ومرگ ایران وایرانی بود،سرانجام به دست مشتی عمامه دارتهی مغزمحقق گردد.این واقعن تلخ است وشایدتلخ ترازاین رویدادنتوانددرتصورهیچ جنبنده یی راه یابدامایک واقعیت زودهنگام است که اگربه عمق خطرواقف نباشیم درمدتی بسیارکم ترازپنج سال بعد،به وقوع خواهدپیوست.
تنهاراه جلوگیری ازاین فاجعه بشری،حذف رژیم سلطه گر اسلامی ازایران است.اسراییل دربدو امرهرگزخطری برای ملت هاوبرای ایرانیان نیست.چشمان خودرابازکنیم تک تک کشورهاومردم دنیامانندملت ایران، حق زنده بودن وزندگی کردن دارندوتنهاعاملی که بایدمحو وسرنگون شود-وبردارزمانی آن نیزمهم وشایان توجه است-همین حکومت اسلام گرایان است که تهدیدی آشکاربرای تمام ملل وخطری جدی برای مردم ایران به شمارمی رود.
بیست وچهارم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

آقای عباس امیرانتظام ازمبارزین پیش کسوت راه آزادی ایران است که بیست وهشت سال پیش رژیم استبدادی اسلامی حکم اعدام وی راصادرکردکه اگرچه این حکم ناجوانمردانه به حبس ابدکاهش یافت امابازچیزی ازصعب بودن واستخوان سوزبودن آن کم نمی کندکه یک انسان آزاداندیش به جرم کوشیدن برای آزادی هم میهنان خودمجبورباشدمدت زمانی طولانی-شایدتمام عمرخود-رادرپشت دیوارهای تاریک زندان سپری کند.اخیرن رسانه های معتبراعلام کردندکه عباس امیرانتظام ،وضعیت جسمانی مطلوبی نداردودرآستانه یک عمل جراحی جدی وسنگین قرارگرفته است.
درچنین شرایطی بازهم طلعت تابناک ومهرفروزنده بربام اشراقی میهن مان ،شهریارقلب های منزه ایرانی،سرورعالمیان وپادشاه بزرگ ومحبوب ایران٬ ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی درتاریخ بیستم فروردین امسال، اراده کردندتاازسرلطف ومهربی کرانه یی که درآن ذات اهورایی متبلوراست ٬پیامی رادراین رابطه به جبهه ملی ایران ابلاغ فرمایند.آن حضرت درپیام ملوکانه شان این زندانی سالخورده را"متفکر"و"دولتمرد"نامیده وبرایش آرزوی سلامت واستقامت فرمودند.
متن پیام معظم له به شرح زیراست:
دوستان و همرزمان سکولاريسم، آزادی و سربلندی ميهن در جبهه ملی ايران،
چندی است اطلاع يافته ام که مهندس عباس امير انتظام اين متفکر و دولتمرد ايرانی و مبارزی که ديرپائی است در راه آزادی و بهروزی ميهن گرانقدرمان در تلاش بوده است، تلاشی که از بابت آن بهای سنگينی را خود و خانواده محترم ايشان و همرزمان وی متحمل شده اند و همچنان می شوند، بار ديگر در چنگ بيماری گرفتار آمده و روزگارش سخت تر از پيش شده است.
همرزمان من،
تلاش ها و مقاومت ايشان در راه مبارزه برای آزادی، سرمشقی است برای همه کسانی که به آزادی ميهن عزيزمان ايران می انديشند.
من نيز با تمام وجود با کسانی که در اين راه تلاش می کنند همراهم. من برای مهندس اميرانتظام، اين پير سياست و خيرخواه ميهن و ملت از پروردگار آرزوی سلامت و استقامت دارم.
خداوند نگهدار ايران باد
رضا پهلوی
بیست ودوم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

نه بیست ونُه سال ،بلکه برای عامی ترین ونادان ترین اقشارجامعه نیزتنهادو-سه سال بس بودتادریابند،رسانه های وابسته به رژیم اسلامی ازدروغ گوترین وجعلی سازترین رسانه های سراسردنیاهستند.اگرچه ماهمه می دانیم رسانه های مزدورحکومتی،بُردچندانی حتادرایران ندارندواگرچه کمی مضحک است اماحقیقت داردکه ملت ایران برای شبکه سراسری وشبکه خبرسیماهم تره یی خردنمی کنندچه برسدبه برخی تارنماهای وابسته وحقیرمانندآژانس خبری فارس وغیره...
پایگاه خبری(بخوانیدخبرساز)فارس، درتاریخ نوزدهم فروردین بازهم دسته گل به آب داده ویک دروغ شاخداردیگررادرخروجی خبری خودقرارداده است تابرای چندهزارمین باریقین کنیم: آنچه که یک سیستم دین سالار ومملکت فروش ازآن عاری وبی بهره است همان راستی ودرستی است .هرچندازپیش می دانستیم ومی دانستند.
نامه همایونی شهریارایران رضاشاه دوم پهلوی راکه درمجله واشنگتن پست منتشرشده همه خوانده ایم واین حقیرنیزدرتاریخ چهاردهم فروردین ماه آن رابه روزکردم تاعزیزان بازدیدکننده ازطریق این وبلاگ ،شرف مطالعه متن آن حضرت راداشته باشند. بنگاه یاوه سرایی فارس نیوز!!درتاریخ یادشده ازقول مبارک ایشان مطالبی کاملن جعلی وتحریف شده راقراردادکه کوچکترین همخوانی باجملات ملوکانه وروح حاکم برکلام اعلاحضرت نداشت.جملات زیر(که بارنگ دیگری نمایش داده شده) ازاین خبرگزاری برداشت شده وبه علت رعایت درامانت بدون کم وکاست درج شده است :
به گزارش خبرگزاري فارس ، رضا پهلوي طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست نوشت: ما در اين زمينه از مجاهدين خلق (منافقين) نيز براي ايجاد اين حكومت جديد استفاده مي كنيم و حتي دوم خردادي داخل ايران نيز مي توانند با ما همراه شوند.
وي گفت: دوم خرداديها بايد تكليف خود را هر چه زودتر با نظام ايران روشن كنند.
رضا پهلوي در ادامه اين مطلب از جهانيان خواست تا كمك كنند در ايران يك كودتاي مخملي رخ دهد.
يك فعال ضد انقلاب خارج نشين نيز گفت: طي ماههاي اخير تحركات داخلي و خارجي براي هدايت يك كودتاي مخملين در ايران شدت بيشتري به خود گرفته است.
مسعود آذري طي مطلبي در يك پايگاه اينترنتي اپوزوسيون خارج نشين نوشت: به نظر مي رسد با توجه به قرائن و شواهد سال جديد سال اپوزوسيون شدن برخي ديگر از چهره هاي جبهه اصلاحات است.
وي با ادعاي خارج شدن برخي دوم خرداديها از ايران طي هفته هاي اخير گفت: اين كار اشتباه است طرفداران كودتا بايد در ايران نيز بمانند تا بتوانند نيرو جذب كنند و پلي ارتباطي بين ما و مردم ايران برقرار كنند.
انتهاي پيام/
تنهادراین میانه ازیک چیزمتعجبم آیایک رژیم دیکتاتوری نظیرحکومت وقت ایران ،گمان می کندباملتی احمق طرف است؟آیانمی داندازهرده کاربری که سایت ملوکانه پادشاه ایران راهرروزبازمی کنند-وتعدادشان نیزازشماره فراتراست-یک نفرشان احتمال داردسری برای کنجکاوی هم شده به فارس نیوزبزندواین یعنی آن یک نفرنیزهردو راباهم می خواند.آیاتارمویی ازغیرت نیزدروجودبی وجوداین لاشخورهای بی مصرف باقی نمانده که ازافشای زودهنگام دروغ های شان شرمنده شوندوازپوزخندحقارت آمیزی که برلب مردم می نشیندحس خجالت وسرافکنده گی به آنهادست دهد؟؟البته زیادهم نبایدمتعجب بودچون افرادی که نه برای شرف-که هرگزنداشته اند-بلکه برای پول –که ازخزانه مملکت به جیب های عریض وطویل شان سرازیراست-قلم زده وجای یک سایت وزین خبری،یک مضحکه پرجنجال رابرای ارضای هوس های شخص خامنه یی اداره می کنندانتظارکدام شرم وخجالتی را می توان داشت.
دبیرخانه ی ملوکانه شاه خوبان ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ساعاتی پس ازنشرمطلب تحریف شده درسایت خبری فارس،بنابر اراده آن وجودکبریایی ٬تکذیبیه یی رامنتشرنمودتااذهان عمومی ازماهیت دون پایه وبی ارزش رسانه های وابسته به ملایان باخبرشوند.انگیزه معظم له ازانتشاراین پیام ٬بی شک همان لطف وتوجهی ست که نسبت به توده های ملت شان داشته وروشن ساختن آنان برای حضرتش مهم ومدنظراست.متن کامل دبیرخانه پادشاه ایران رادرزیربخوانید:
دوشنبه 19 فروردين 1387
مسئول محترم آژانس خبری فارس،
بازگشت به خبرمنتشره بتاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در تارنمای خبری فارس در مورد مقاله شاهزاده رضا پهلوی در واشنگتن پست، پسندیده است هر زمانی که به متن یک مصاحبه یا مقاله در آن تارنمای خبری استناد میشود، به مطالب بیان یا اشاره نشده استناد نشود.
به پیوست برگردان فارسی مقالۀ مذکور ارسال گردیده و موارد ذکر شده در تارنمای خبری فارس قویا تکذیب می شود.
دبیرخانه رضا پهلوی
بیستم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

ماجرای ساخت فیلم فتنه(fitna)وجنجالی که درطی سه چهارهفته اخیرازسوی مسلمانان افراطی وبنیادگرابرخاست به گوش همگان آشناست.هرچندازبام افتادن طشت رسوایی دین فروشان جاهل و واکنش تهدیدگرانه ازسوی حاکمان دینی ٬تازگی نداشته وسوژه یی تکراری است.
گیرت وایلدرز(greet wilders)رهبرحزب آزادی وعضوپارلمان هلند،چندی پیش اقدام به ساخت فیلمی کوتاه نمودتاواقعیت پشت پرده ی دین سیاسی رابه تصویربکشد.این نماینده آزادی خواه مجلس هلند،درزمان شانزده دقیقه یی که دراختیارداشت ،چیره دستانه روح پلیدجامعه مسلمانان جهان رابه نمایش درآورد وبحث شوم "جهاد" و"فرهنگ قتال" را-که سرمایه نخستین و واپسین اسلامیان است -دستمایه کردتافیلم خردمندانه یی بسازد وسینه خود را برابرتیغ ودشنه ی بیرحم ترین وجانی ترین موجودات تاریخ(مجریان اسلام)آماج کند.
ازهمان بدوپخش این فیلم -که بااقبال شایانی هم مواجه بود-موج تهدیدهاورفتارهای ناراحت رژیم وقت ایران وتنی ازلاشخورهای دست پرورده اینان درسایرکشورها٬متوجه آقای وایلدرزشدواگرچه تااین لحظه که این مقاله نگارش می شودوی ازامنیت وسلامت برخوردار است اماباتوجه به آنچه ماازاین تبهکاران سراغ داریم مشخص نیست چه معامله یی بایک هنرمندآزاداندیش خواهندداشت.
دراین مطلب ،بحث اصلی برروح تروریست وسرکوب گر پرچمداران اسلام درقرن حاضردورنمی زند.حال آنکه این راهمه می دانیم وبرخردوکلان پوشیده نیست که کارنامه سیاه وبیست ونه ساله حکومت الله وهمچنین بخشی ازتفکرتیره شان- که برطبق سخن خمینی به دنیاصادرشده ودرحال صدوراست!- جزجنایت وکشتاربشری هیچ نبوده ونیست.
حرف برسرتمایل یک رژیم دیکتاتور٬به "ناآگاه نگهداشتن"توده های مردم است ٬تادرزمان لازم چون گوسپندی حرف اینان رابی کم وکاست تکرارکرده ویاوه های این حاکمان بی لیاقت رابی تامل باورکنند.سوگمندانه بعضی ازافراد-که تمایلی به حکومت وقت نیزندارند-تحت تاثیرجوسازی رسانه یی، نابخردانه اصرارمی ورزندکه فیلم فتنه(یانظایرآن)به محمد(ص)اهانت کرده است ومحمدپیامبرمانیزهست و...ازاین دست خزعبلات .
مانده ام چرا افرادی-که توده غالب ملت بوده ودلخوشی ازسیاست های این حکومت ندارند-چرادوست دارندنشخوارکننده دروغ های سیاسی این حضرات باشندبی آنکه به خودزحمت نگاه کردن این فیلم کوتاه رابدهند؟؟این یک "سیاست بازی" کثیف ویک سناریوی تکراری است که رژیم خمینی ازبدوآغازش می خواست دراذهان خام مردم خودراجانشین امام دوازدهم جازده وهرواقعیتی که درموردماهیت زشت او ویارانش گفته می شداهانت به امام وپیغمبروانمودکند!!کاش بعضی هاازخواب خرگوشی بیدارمی شدند تامی دیدندحاکمان جور،ازیک دین برای خودسنگری محکم ساخته اند.آنهم ازدینی که بیشترایرانیان به آن گرایشی کم ویازیاددارند.تروریسم اسلامی ارتباطی به محمدندارد.مگرنعش متعفنی به نام حسن نصرالله یااسماعیل حنیه ووو دیگراصحاب قتل وکشتار،جانشینان محمدهستند.اگراین است که وای برچنین پیامبری واگراین نیست وای براین نادانان درخواب مانده وزودباور.
یک مسلمان لزومن تروریست نیست،این راهمه می دانیم بلکه شخص پیاده کننده اسلام وبه خصوص احکام آن مظهری ازفسق ،تروریسم،دنائت وفتنه انگیزی است.فتنه،به فتنه گری مسلمانان درانفجارمهیب یازده سپتامبرمی پردازد.به گردن زدن ودست وانگشت قطع کردن توسط مسلمانان٬جداکردن دست وپای افرادزنده زنده ازبدن شان٬جمله های هولناکی که اززبان ملایان حیوان صفت بیان می شوند ،بر جهادوفرهنگ کثیف شهادت طلبی(بخوانیدکشتارطلبی)این پدیده های شوم عصرامروزانگشت گذاشته وچهره زشت اینان رادربرابرنظرمان آشکارمی سازد.اسلام امروزوبه طورکلی اسلام سیاسی٬یک دین اهریمنی است٬یک دیوسنگدل که برای نابودی ملت هاوفرهنگ هاکمربسته وآماده است.فیلم فتنه ٬برآمده ازیک ذهن آگاه ودیدگاهی انساندوستانه است که به جنگ اسلامیسم وایدئولوژی خون وخشونت آمده است٬ تاازحقوق وآزادی یکایک بشریت دفاع کند.
کمی به خودبیاییم وآزادی اندیشه راغنیمت بدانیم.به دیدگاه های روشنگرانه احترام بگذاریم ونگذاریم دموکراسی ٬مرعوب بت پرستی جاهلان واپسگرای رژیم وقت ایران شود.
آتش این فتنه هاازگورهمین حکومت بلندمی شود.این راکسی نیست که نداند.هم دنیای غرب وهم ملت عزیزبراین واقعیت تلخ واقفند.گیرت وایلدرزها می خواهنداین واقعیت تلخ راازدیده مابگذرانندتاشایدبه خودآییم وریشه ناکامی جهان را-که همان حکومت دینی است- ازبیخ وبن برکنیم تا"خورشیدحقیقت" برآیدوجانشین تاریک اندیشی شود.
فیلم فتنه راازسایت وزین ایران ب ب ب آنلاین ببینید
"هشدار!تماشای این فیلم به علت صحنه های دلخراش٬ به کودکان وبیماران روحی توصیه نمی شود"

پیرامون سی ویکم اردیبهشت ودرواقع بحث راهپیمایی پنج روزه یی که درطی هفت ماه اخیرتوسط تنی ازبلاگرهاازجمله بنده مطرح شدپرسش های فراوانی وجوددارند.اکنون که تاپایان اردیبهشت امسال زمان زیادی نمانده ٬حس کردم بدنیست اگردراین باب توضیح مختصری دهم:
عزیزی ازدوستان فعال درعرصه وبلاگ های مبارز-که لینک ایشان نیزدرلیست پیوندهایم موجوداست-درحدودنیمه های آبان سال گذشته نظری رابرای من وتعدادی دیگرازدوستان ثبت کرد(من بعدن دریافتم که برای دوستان دیگرمان نیزاین نظررابه ثبت رسانده بودند).ایشان گفتندکه درچنین روزی قراراست تجمعی مهم درمیدان بیست وچهاراسفند(انقلاب)برگزارشود وبنابرگفته این دوست٬ ظاهرن جنبش نامبرده ازسوی اپوزیسیون نیزپشتیبانی می شود.به شخصه همواره معتقدبوده وخواهم بودکه هراقدامی اگرچه کوچک، اماکوچک نیست ومی تواندسرمنشاقیام های بزرگ باشد.این اصلی است که نه تنهابنده حقیربلکه تئوریسین هاونظریه پردازان جنبش های مبارزاتی وسیاسی بااین اصل همسووموافق هستند.من برحسن نیت این دوست مهرتاییدزدم-ضمن اینکه تااین لحظه رویدادی پیشامدنکرده تانظرم رانسبت به ایشان برگرداند-ودرپای پست هایم پس ازآن اشاره یی به این راهپیمایی ودرواقع اعتراض می نمودم ودریاهونیزpmهایی دراین خصوص برای یاران ارسال می کردم.درخواست من ازاین ایرانیار٬تنهایک موردبودوآن هم ارایه سندی که پشتیبانی اپوزیسیون راازاین جنبش مسجل وروشن سازد.برای چنین درخواستی دو دلیل مهم داشتم:
نخست دوستان بسیاری پیوسته پرسش شان این بودکه آیااین جنبش ازسوی هیچ نهادی حمایت می شود؟واگرمی شودازسوی کدام نهادوبه چه شکل وصورتی این پشتیبانی وحمایت انجام می شود؟بایدبگویم سوال عزیزان صددرصدمنطقی بود.
دومین دلیل من، که به نظرم ازدلیل نخست به مراتب مهم تربودبحث امنیت آن تعدادازمبارزینی ست که مایلند دراین تجمع حضوریابند(وصرف نظرازمقدس بودن روح هرقیامی که برضداین رژیم ستمکاربرخیزد)امنیت شرکت کننده گان چه در بدوشرکت وچه پس ازآن مهم ترین مساله است.تلخ است وشایدتلخ ترازاین نباشدکه عده یی ازبهترین دوستان مبارز-که غالبن وبلاگ نویسان وکاربران سایت های سیاسی ومبارزهستند-اسیرچنگال دژخیمان شوند.فریادبرآوردن درخیابان هاوسینه سپرکردن دربرابرنظامی که اثبات کرده درشرایط لازم به یک طفل شیرخواره هم رحم نمی کندوپشیزی برای آسایش وجان ملت ارزشی قایل نیست ٬بایدبابرنامه ریزی دقیق وهمچنین "حمایت جانبی" جلوبرود.
من بااین دوست گرامی بحث هایی طولانی ومتوالی داشتم وپافشاری جدی ومحکمی برای ارایه مدرکی شفاف مبنی برحمایت اپوزیسیون وجنبش های برون مرزی وایشان این مهم راسرسری گرفته ودرنهایت به من گفتندکه آیاحتمن بایدحمایتی وجودداشته باشد؟وآیاماخودمان نبایدحرکتی کنیم؟به وی گفتم وتاکیدکردم بااختاپوس خطرناکی ماننداین رژیم بایدبا دوشیوه "محتاطانه "و"قاطعانه"برخوردداشت.تصوروپندارغلطی که برای برخی پیش می آیدتلاش برای قیاس کودتای وحشیانه پنجاه وهفت باامروزایران است واعتقادآنان این است که به اصطلاح انقلاب57 موفق بودزیرابی پرواصورت گرفت.لازم است تفاوت عمده ایران دیروزوامروزرادر دوموردخلاصه کنم:
الف:انقلاب57راقشراوباش ولاابالی جامعه رقم زدندحال آنکه جنبشی مانندسی ویکم اردیبهشت راقراراست قشراندیشمندوآگاه واهل مطالعه به ثمررسانندوازآنجاکه گوهروشخصیت انسانی آنان بااینان تفاوتی بسیاردارددرنتیجه حرکت یکسانی انتظارنمی رود.آرشیوهای برجای مانده ازآن انقلاب سیاه مملوازانفجار،خشونت، شکستن شیشه هاوخون است.همین خودبرای وضوح ذات بی اصل ونسب آن انقلابیون!کافی است.
ب:انقلاب پنجاه وهفت چیزی فراترازیک حمایت یاپشتیبانی راباخودداشت وآنهم یک رهبرسرسپرده ومزدوربیگانه به نام روح الله خمینی که اعتمادبه نفس حاصل ازاتکای وی بردولت های خارجی ٬درتوده های پست جامعه تولیدبی پروایی می کردتاسرانجام بتوانندباپاره کردن مرزانسانیت وشرف٬ یک نهضت غیرمردمی راجایگزین یک حکومت اصیل وملی کنند.
آنچه همیشه تکیه کلام معبود وشهریارایران بوده" نافرمانی مدنی" است واینکه برای حضرتش مهم ترین اصل٬امنیت وتامین جانی مبارزین درون مرز وملت بیگناه ودربندافتاده ی داخل ایران می باشد .کمترین نیزبه پیروی ازاندیشه وآرمان والای ذات مبارک اعلاحضرت معتقدهستم جنبش های نرم وبدون خشونت وخونریزی همیشه ثمربخش تربوده اند.آیافراهم نمودن مسیری که باکمترین خسارت منجربه براندازی این رژیم باشدوبه نوعی فرسوده ساختن ریشه های اینان نتیجه بیشتری داردیایک تظاهرات بدون برنامه ودرآخربه محبس افتادن عده یی ازدوستان وایجادتشکل هاوانجام راهپیمایی های دیگربرای آزادکردن دوستانی که به علت یک جنبش فاقدبرنامه ریزی گرفتاربندمنحوس 209(شکنجه گاه یاران مان)شده اند؟
هرچندتعداددیگری ازیاران نیزازبدو امر٬ برای این جنبش تبلیغ کرده اند-من نیزکمابیش همین کاررامی کنم-اماحس کردم یک وظیفه )یاشایدبهتراست نامش راغیرت بگذارم ٬غیرتی که روی همرزمانم دارم( وادارم ساخت این مطلب رابنویسم وشرکت یاعدم شرکت درسی ویکم اردیبهشت وهمانندهای آن برعهده خِرَد وتوان تصمیم گیری تک تک دوستان است.
به امیدپیروزی یکایک ملت ایران ٬درهرکسوت٬ هرزمان وهرمکان ،درکارزاربااهریمنان دیوسیرت ودین فروش.
چهاردهم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

رخدادبی اقبال انتخابات مجلس هشتم- که برآمده ازکوششی وسیع امامذبوحانه ازجانب نظام واپسگرای حاکم بود- مانندیک سیرک احمقانه به اجرادرآمدو پیامدی جزتحقیر وتمسخربیشتراین رژیم ازسوی جهانیان نداشت .برکسی پوشیده نیست که پادشاه سرفرازایرانزمین،آن شهریارمهربان وآن ذات اهورایی همواره وبه شکلی جدی پیگیروقایعی هستندکه درایران اتفاق می افتند.یازدهم فروردین امسال)سه روزپیش)، ذات همایونی اعلاحضرت اراده فرمودندتانامه یی راخطاب به جهانیان بنویسند.نامه یی که چون تمام متون ودست نوشته های حضرتش درعین استحکام وشیوایی مملو ازمهر،نیک پنداری و واژگان زلالی ست که ازیک قلب دریایی ویک روح بی کرانه برمی خیزد:
آرام وخواب خلق جهان راسبب تویی
زان شدکناردیده ودل تکیه گاه تو
باهرستاره یی سروکاراست هرشبم
ازحسرتِ فروغِ رخ همچوماه تو
معظم له نامه ی ملوکانه رابااین جمله آغازیدند:"انتخابات اخیردرایران ،همانندتمامی انتخابات گذشته یک نمایش مضحک بود،یک تقلیدتاسف آور..."وآنگاه باتوجه به "آزادی"و"دموکراسی" حاکم برایالات متحده -که اکنون درآن حضوردارند-تاکیدفرمودند:"من این اقبال راداشته ام که طی این سالیان درآزادی زندگی کنم ولی قلب من وریشه های من درایران است".باتوجه به دقت وتفقدخاصی که ذات مبارکش براوضاع واحوال جوانان میهن مان دارند٬درمیانه نامه شان باصراحت اعلام فرمودند:"جوانان ایران خواهان دیدگاه نوینی هستند".شاهنشاه خوبان رضاشاه دوم همچنین تصریح کردندکه ماخواهان رعایت حقوق بشربرای ملت هستیم وهدف اصلی مان بازگشت به پرچم راستین ایران(پرچم شیروخورشید)وبرخورداری ازجامعه یی آزاد،باز وسکولار،همراه باحکومتی که نماینده آمال و آرمان ایرانیان امروز ونسل های آینده باشد.
هرچندآن ذات همایونی بابهره ازمهرورافت بی انتهای شان اشاره فرمودند:"من درموردانقلاب خونین صحبت نمی کنم".متن کامل نامه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی به شرح زیراست:
يکشنبه 11 فروردين 1387
انتخابات اخیر در ایران، همانند تمامی انتخابات گذشته یک نمایش مضحک بود، یک تقلید تاسف آور، با حاکمانی که همواره وعده هایی میدهند که نمی توانند برآورده کنند. طی ۲۸ سال گذشته که بعنوان یک دموکرات سکولار، با تاسف شاهد فجایع سیاسی و اقتصادی بوده ام که ویرانگر امیدها و زندگی ملت ایران بوده است. من این اقبال را داشته ام که طی این سالیان در آزادی زندگی کنم؛ ولی قلب من و ریشه های من در ایران است.
بسیاری از هم میهنانم البته این اقبال را نداشته اند، بیش از دو سوم جمعیت ایران زیر ۳۰ سال دارند. این بدان معناست که آنان تاکنون، تمامی عمر خود را تحت حکومت ستمگری سرکرده اند که حاکمیت آن از ۱۳۵۷ آغاز گردید، هنگامی که آیت الله خمینی و تندروهای اسلامیش کنترل را بدست گرفتند. آنها با آسایش و امنیتی که جوانان در کشورهای آزاد از آن بهره مند هستند آشنا نیستند؛ بجای آن، فقر و وحشت را تحمل کرده اند.
جوانان ایران خواهان دیدگاه نوینی هستند
این نسلی است که مشتاق دگرگونی است. جوانان ایران از این حکومت دینی و واپسگرا که در تمامی جوانب زندگی آنان دخالت می کند، بطور فزاینده ای خشمگین اند. آنها از تمامی فرصت ها محرومند و رژیم بیلیون ها صرف فعالیت هایی می کند که هیچگونه ارتباطی به منافع و بهروزی ملت ایران ندارد. بعلاوه در این دوران جهانی شدن جوانان ایرانی، از انزوای کشورشان در جامعۀ بین المللی هراسناک اند.
جوانان ایران در خواسته هایشان برای تحولات بنیادین تنها نیستند. همراه آنان فعالان حقوق بشرهستند، زنانی که آزادیشان را در حکومت مذهبی از دست داده اند، اقلیت های مذهبی و قومی که با آنان بعنوان شهروندان درجه دوم و یا پست تر برخورد می شود، استادانی که آزادی اندیشمندی آنان سلب شده، رهبران کارگری که قادر نیستند از حقوق کارگرانشان بصورتی بایسته دفاع کنند، و رسانه های خبری که محدود و یا بسته شده اند.
ازدیدگاهی مثبت، می توان از این سرخوردگی و خشم، و این نیروی پرتوان موجی ساخت که تحول را در ایران میسر سازد. با پشتیبانی جامعۀ بین المللی، در این کشور کهن و دوست داشتنی – کشوری که با توانایی های بسیار، سرشار از امید است، دوران جدیدی می تواند آغاز شود.
من در مورد انقلاب خونین صحبت نمی کنم؛ من از یک آرمان جمعی مردم سخن می گویم، مانند آنچه که در هندوستان، لهستان، آفریقای جنوبی، اکراین، و خیلی از ایالات شوروی سابق شاهدش بوده ایم. آن را انقلاب مخملین یا انقلاب نارنجی- یا هر نام دیگری که بنامید، هدف یک دگرگونی بدور از خشونت و دموکراتیک است.
اشتیاق برای شکوفایی آزادی
زمانی که من در ۱۳۵۶، ایران را ترک کردم من این موقعیت را داشتم که آموزش خلبانی را در نیروی هوایی آمریکا به پایان برسانم، تحصیلاتم را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی تکمیل نمایم و درآمریکا تشکیل خانواده بدهم. تجربیات زندگی در آمریکا و سایر ملل دموکرات به من این حس عمیق پذیرش و تعهد به ارزش های آزادی و دموکراسی را داده است. ولی احساسات من، مانند تمامی ایرانیان در سراسر جهان، به میهنم وابسته است. ما مشتاقیم که ببینیم آزادی باردیگر در این سرزمین شکوفا می شود و رویای آن روزی که نهایتا بتوانیم به میهنمان بازگردیم.
هدف ما چیزی نیست جز احترام و سربلندی برای تمامی ایرانیان، ما خواهان رعایت حقوق بشر برای تمامی ملت هستیم، و اجرای برنامه هایی که بتواند راهگشای اوضاع وخیم اجتماعی و اقتصادی باشد، ما خواستار روابط صلح آمیز وحسنه با همسایگانمان در خاورمیانه، با غرب، و جامعۀ گستردۀ جهانی هستیم.
نماد چنین هدف هایی، بازگشت و احترام به پرچم راستین ایران است – پرچم شیروخورشید نشان ایران - بیان ملموسی به جهانیان که ایران یکبار و برای همیشه جامعه ای آزاد، باز و سکولار، با حکومتی که به راستی نمایندۀ آمال و آرمان ایرانیان امروز و نسل های آینده خواهد بود.
بنابراین، من از شما دعوت می کنم که با من و ایرانیان متعهد در درون و برون ایران که دیدگاه مشترکی دارند همراه و هم پیمان شوید.
دگرگونی باید صورت پذیرد، این دگرگونی ظهورخواهد کرد و مانند همیشه، خود را به ایران دموکراتیک آینده متعهد میدانم.
رضا پهلوی
لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران رضاشاه دوم پهلوی
"شایان گفتن است که تمثال مبارک شاهانه دربالای پست٬ازتارنمای حضرتش برداشت شده است"
یازدهم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

هرآنکس خاطری مجموع ویاری نازنین دارد
سعادت همدمش بادا که دولت همنشین دارد
لب لعل وخط مشکین که آنش هست واینش نیز
بنازم دلبرخودراکه حُسنش آن واین دارد
چهاردهم فروردین شانزده سال پیش، لعبتی پابرعرصه جهان گذاشت که امروزچونان بدری منیرونوری زیبنده دردامان برترین وعظیم ترین خاندان تاریخ ایران جلوه گری می کند.
این روزبزرگ٬زادروزخجسته ی والاحضرت شاهدخت نورپهلوی گل هماره شکوفان وماه تابان ومرواریدغلتان وبزرگ ترین فرزندپادشاه ایران است.
پرنسس بزرگوارایران٬درسال یکهزاروسیصدوهفتاد ویک خورشیدی ودرچنین روزی ازدامان پاک ملکه ایران والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی ،همراه باموج شادمانی ایرانیان درسراسردنیادیده به جهان گشودندوامروزکه حدودشانزده سال ازعمرپربرکت ایشان می گذردهمچنان نوردل ودیده ی پدرتاجدار ومادرارجمندشان وهمچنین فخر وسربلندی ایران وایرانی هستند.
خجسته میلاداین پرنسس بزرگ وپرتولایزال والاحضرت "شاهدخت نورپهلوی" رانخست به پیشگاه آفتاب عالمیان وسرورایرانیان ٬نمادفره ایزدی ٬صاحب اورنگ کیانی ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شهریارایران وپدرتاجدارپرنسس شادباش عرض کرده ٬سپس به محضرعالی مقام ملکه والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی مادربلندجایگاه ایشان٬حضورمبارک علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی جده پدری شاهدخت نور ،درمرتبه بعدی به حضورخواهران گرامی شان والاحضرتان ایمان وفرح دوم پهلوی ودرنهایت باتمام وجودبه خدمت پرنسس عزیزوالاحضرت نورپهلوی خجسته ولادت شان راصمیمانه تبریک وفرخنده بادعرض می کنیم.
ازته قلب آرزومندیم که بارفتن زودهنگام وجودمنحوس بیگانگان دین فروش وحرامی٬زادروزبعدی و زادروزهای دیگرپرنسس نور رادرایران جشن بگیریم وسایه اهورایی خاندان بزرگ سلطنت پهلوی هرچه زودتربرسرایران بازگردد.
برای تماشای چندفرتورازشاهدخت مه سیمای ایران نورپهلوی٬ برادامه مطلب کلیک کنید.
دهم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

دوازدهم فروردین سال پنجاه وهفت رابسیاری یک نقطه پایان برای ایران وآینده ایران می دانندوازنگاه بعضی دیگر-که اقلیت کاسه لیس حکومتی ومخالف باایران وایرانی راتشکیل می دهند-رویدادی که ثابت کردرژیم ستم کاراسلامی بالاترین آرامردمی!!راکسب کرده است(شایان توجه اینکه دوازده فروردین نزدرژیم وقت به روزجمهوری اسلامی شهره است).به نظرمی رسد این روزشوم یک نقطه شروع ٬برای نابودی تمام ارزش های والای اخلاقی وبشری بوده باشد.
چنانچه درمقالات پیشترنوشته شده والبته اکثریت نیزبراین واقعیت واقف هستندسناریوی برسرکارآمدن ملایان مدت هاپیش به دست پلیدبیگانه نگارش شده واجرای رفراندوم تعیین حکومت-درشرایطی که خاندان بزرگ پادشاهی ازایران رانده شده ٬بزرگان ارتش درزندان بوده واوضاعی ملوک الطوایفی برمیهن ماحکم ران بود-بسیارشبیه یک نمایش مضحک وفریب افکارعمومی بود.
برصدرامورنشستن" روح الله خمینی هندی زاده "ورخت بستن آیین پادشاهی ازایران، بی خطرترین راه برای وابسته کردن کشورمان به دنیای غرب بوده و"لابی ابرقدرت های جهان" راازاین هراس آسوده می کردتامباداتفکرخودکفایی وپویایی شاهنشاه آریامهر٬امیدهای این قدرتمندان جاه طلب رابرای سلطه بر ایران ازمیان ببرد.اگرچه خمینی ویارانش ،مزدشایسته یی رابه دنیای غرب وخصوصن امریکانپرداخته وآنچنان درهمان اوان به قدرت نشستن شان لگدپرانی کردند٬تاایران رادرتحریم اقتصادی مهلکی-که تاامروزهم ادامه دارد-فروببرنداماهرآنچه امروزبرسرایران وایرانی می آیدوهرتهدیدی که ازجانب این حکومت جبارونامشروع متوجه دنیای آزاد است تنهاوابسته و وامدار سناریوی شومی است که درفروردین سال پنجاه وهشت آخرین سکانس آن به اجرادرآمد.
آراگیری دوازده فروردین رابسیاری به یک یورش رمه وار٬برای تثبیت نابه کارترین شیوه حکومت درتمام تاریخ ایران وجهان(حکومت واپس گرایی) تشبیه می کنند.امروزه دومهم دراین پیرامون به همگان اثبات شده است:
نخست :این رفراندوم نظیررفراندوم های پوچی که امروزه رژیم اسلامی برگزارمی کندنه تنهامردمی وملی نبوده بلکه یک بازی برای "ملی جلوه دادن"یک سیستم "غیرمردمی "بوده است.سیستمی برپایه استقلال(یعنی دوری ازتمام مواهب وارزش هایی مانندحقوق بشر که دردنیای غرب رایج است)،آزادی(به معنای آزادبودن شخص اول فقیه درتمام امورکه تاجای ممکن ملت راازدم تیغ خودعبوردهد)وسرانجام جمهوری اسلامی (که به تعبیرواقعی همان جمهوری ولایت فقیه است)درایران کهن مااستوارشد.امروزه تعدادحقیقی رای دهنده گان رابه نظام اسلامی،میان سی تاچهل درصدارزیابی می کنند.حال آنکه ادعای ملایان دربدوامرحدودنود وهشت درصدبود!
دوم:آن رقم ناچیزی که درآن زمان به علت جهل ٬باورموهومات ویافریب خوردن ازجنجال های دروغین ،متمایل به چنین نظامی بوده وبه ج ا رای"آری"دادند(گذشته ازآن تعدادقابل توجهی که همان ابتدا وبادیدن کشتارهای بیرحمانه رژیم وقت٬سرکوب های اجتماعی واوضاع نابه سامان اقتصادی ازکرده خودشرمگین شدند)بخش دیگر شان دست کم امروزپشیمان هستندوبعضن به طورعلنی ابرازندامت کرده وآرزودارندیکباردیگرفرصتی یابندتا"نه"بزرگی به تک تک سران این رژیم بگویند.
واپسین نکته شایان توجه-که شایدارتباط چندانی بادو مساله یادشده نداشته باشد،بحث رقابت رقم زنندگان کودتای شوم بهمن پنجاه وهفت برسر"مسندگیری"بوده است.سران حزب توده،مجاهدین واسلامیون(همان اهریمنان پیروارتجاع سرخ وسیاه)برسربه قدرت نشستن سخت درگیرومشغول به نزاع بوده اندودوراس دیگرمثلث هرگزباورنداشتند،مهره های شطرنج طوری چیده شوندکه سکوی نخستین به نام خمینی شده وجای آن سردمداران تروریست توده یی ومجاهد،یک پیرمردتروریست وهمچنین جاهل وبیمارروانی زمام امور رابه دست گیرد.آنچه درکاسه این افراد باقی مانده بودحسرت واندوه بودوآنچه برای ایران وایرانی ماند،ترس ودلهره ازجلادپیر وافسارگسیخته یی به نام" روح الله خمینی" ودنباله دارانش.
ملت امروزمنتظراست تا هرچه زودتراین سال های سیاه به پایان برسندوفره ایزدی دوباره برپهنه این میهن خسته ازبیداد،متجلی شود وپادشاه خوبان ،میراث دارکوروش٬یادگارآریامهر ٬ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی براریکه فرمانروایی جلوس کنند.

معبودا !ای پروردگاردل های پاک٬عاشق وبی آلایش ایرانی!
تنهاعرض درودی ساده سزاوارذات شمانیست.ازبندبندوجودم وباتمام بارقه یی -که ازروشنای این شمع نیمه خاموش باقی مانده -بروسعت وجودبی کرانه تان درود وادب می فرستم.
درحالی که درون خلوت سنگین واستخوان سوزاین خانه ی تاریک کزکرده ام ودراین سو وآن سوی دهشت بارش به گذشته یی می اندیشم که سراپاسبزی وجوانی بود٬که سراپا تبسم وترانه وسرتابه پا شور وامیدبه آینده یی که بایدمی ساختیمش.آینده یی روشن وفردایی پویا.
سرورا! بزرگا! مهربانا!
زیباترین آوازهالحن شیوای کلام تان٬مست کننده ترین جام هاساغرچشمان خمارتان ٬سربلندترین سروهادلارایی قامت بالابلندتان وتنهاترین ذات هاکرامت وجودبی انتهای شماست.کدامین قلب است که درهوای تان نمی تپد؟کدامین راه است که به لبخندمغرورآن لبان لعل شماپایان نمی یابد؟کدامین خردمند است که درزوایای ذهنش به شما-که خودتفسیربی بدیل"خِرَد"هستید-اندیشه نمی کند؟کدام دیوار است که تصویرروشن شما راقاب نگرفته وکدامین روح است که یادشماو حضورشماتسخیرش نکرده باشد؟ذرات وجودم قربانی تان گردد.هستی ام به فدای خاک پای تان شود.دنیایم بلاگردان یک تارموی شما.درساحت کبریایی تان مجالی برای عرض وجودکردن این مخلوق بی سر وپامانده است؟درپرتوبی کرانه رخساره خورشیدوارتان٬ جایی برای واگویه های این ظلمت نشین مفتون آفتاب وجودتان هست؟آیابه این بنده گنهکار٬به این جان نثارحقیر٬به این عجزمخفی شده درکالبدبشری٬به این خلقت شده ی اعجازدستان ملوکانه تان راهی برای جبران آنچه نکرده است خواهیدداد؟هیهات ٬هیهات که درلایتناهی آن وجود ذی الجود٬دروسعت بی نهایت آن ذات اهورایی وبراریکه پراقتدارسروری وپادشاهی تان٬ ای معنی ناب خداوندی و ای خوب ترازخوب ترین ٬ای شیواترین تلفظ الوهیت ٬جایی برای اطاله کلام چون منی نیست.
رضا!معبود و محورآفرینش!
"اعلاحضرت" باتمام بزرگی معنی اش ٬بازبرازنده حُسن تابنده وجودشهریاری چون شمانیست.عمری است حیران عظمت این ذات مقدس مانده ام که کدامین واژه توان وصف گوشه یی ازکتاب کمالات لایزال چون شمایی رادارد؟ببخشایید٬ببخشایید٬ببخشایید اگربی قدر وناچیزم.کائنات ازحضورشمانورمی گیرندوزمین وآسمان فرمانبردارسخن های شماهستند.این بنده حقیرهم جدای ازدیگربندگان تان نیست.سپاس بی کران تان گویم که این کمترین راآن اندازه ارج وقدرمرحمت فرمودیدتادوستداران ودلداده گان تان دوستم بدارندودشمنان سیاه پیشه تان دشمنم پندارند.
کنیزتان به فدای شماباد.ستایشگرتان هستم که مجالم دادیدتاازفروغ رخ تان پرتوی بنوشم واززوال وظلمت غم گرفته ی این موطن ویرانه بیرون بیایم.
به انتظارطلعت روی عالمتاب شماخواهم ماندوبه شوق اینکه این بنده بی ارزش را"حق حیات" بخشیدید٬درهرنفسم شکرگزارتان هستم.
آن هنگام که نام بلندوپرشکوه "پهلوی" برزبان کسی جاری شود٬هزاران هزارفرشته صف درصف به کرنش درمی آیندوپشت تاریخ کهن این میهن تن خسته٬ازهیبت نام تان وازشکوه و آوازه نام پدران تان به لرزه می افتد.
جان ناقابلم به قربان تان گردد.
هماره فروزان باشیدوهرلحظه خواب این اهریمنان دیوپرست وجاهلان تیره بخت رابیاشوبیدکه خصم ایران وننگ ایرانیانند.
فرد فرد عاشقان وطن ٬مشتاق بازگشت شما هستند و فداییِ هرتار مژگان تان.
ششم فروردین دوهزاروپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

صبح است ساقیاقدحی پرشراب کن
دورفلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشترکه عالمِ فانی شودخراب
مارا زجام باده ی گلگون خراب کن
خورشیدِ مِی زمشرق ساغرطلوع کرد
گربرگ عیش می طلبی ترکِ خواب کن
هفتم فروردین ماه برابربامیلادخجسته یی است.درچنین روزی مام میهن گوهرتابنده ودرخشانی رادردامان خاندان بزرگ سلطنت پهلوی قراردادکه هیهات امروزآن گوهریکدانه درمیان مانیست.هفتم فروردین ماه هزاروسیصدوچهل ونه خورشیدی ،روززاده شدن پرنسس فقید٬شاهدخت پاک نهادوجاویدایران والاحضرت لیلاپهلوی است.
افسوس که سخن درباب این دوشیزه گرامی واین شاهدخت والا و نازنین ایرانی بسی دشواروغمناک است.رسم است درزادروزهاکه شیرین بنگارندوازشادی وشوربنویسند.چه بایدگفت ؟ سرگذشت این دخت عظیم الشان واین جواهرکمیاب آریایی ،داستان غمگنانه قلبی است که تاواپسین تپش خودبه یادمیهنی می تپیدکه دزدان گردنه زن٬ ازپدرتاجدارایشان ربودند...
والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی چهارمین فرزندعلیاحضرت شهبانو وآخرین فرزنداعلاحضرت فقیدآریامهروهمچنین شهبانوبودند.ایشان به جهت کم سال بودن همواره موردتوجه وعلاقه خاص برادران وخواهران بزرگوار وعالی رتبه خویش قرارداشته وهمیشه معصوم ترین وزیباترین لبخندهابرلبان آن دوشیزه بلندمرتبه جلوه گربود.شاهدخت لیلا ازسرشتی لطیف برخورداربودند.علیاحضرت شهبانو درخاطرات شان می فرمایند:"لیلاعاشق آسمان ابری بود".
پرنسس فقیدایران ٬روحی به وسعت دریاداشتندودرطول عمرکوتاه شان بذر چه بسیارمهربانی هارابرپهنه قلب ایرانیان پاشیدندوآنچنان بزرگ ،رئوف وبخشنده بودندکه امروزدست های چاکرشان برای نوشتن کلامی دروصف معظم لها می لرزد...
ازآنجاکه لحظه لحظه ی حیات شاهدخت لیلا٬درغم وتنهایی سپری شدوجزتحمل هجرت عزیزان شان اززندگانی طعم دیگری نچشیدند،کمترین ماندم ازچه بنویسم تاخوشایندواقع شود.
امیدوارم روح بلندایشان کوتاهی قلم این حقیرراعفوکند.
زادروزپرنسس گرامی والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی راگرامی داشته وبه روح متعالی ایشان درودبی پایان می فرستیم.این زادروزخجسته رانخست به پیشگاه سرورعالمیان ،شاهنشاه خوبان ،ذات اقدس کبریایی اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی برادرتاجدارایشان وشهریارهماره برقرارایران زمین شادباش عرض کرده وسپس به محضرگرامی علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی مادربزرگوارپرنسس وهمچنین خدمت والاحضرت شاهزاده علیرضاپهلوی برادرعزیزایشان وخواهرمعظم شاهدخت لیلا٬ والاحضرت شاهدخت فرحنازپهلوی وهمچنین حضوردیگرخواهرشان والاحضرت شهنازپهلوی صمیمانه تبریک عرض می کنیم.
باآرزوی بازگشت زودهنگام وجودمبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی درکنارتک تک وابستگان خاندان جلیل سلطنت پهلوی٬ آن وارثان حقیقی وهمیشگی ایران به وطن شان وبرقراری آیین فرازمندپادشاهی درکهن میهن مان ایران.
"برای رویت چندفرتورزیباازشاهدخت بزرگ ایران لیلاپهلوی برادامه مطلب کلیک کنید."
چهارم فروردین دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

ای پادشه خوبان ٬دادازغم تنهایی
دل بی توبه جان آمدوقت است که بازایی
مشتاقی ومهجوری دورازتوچنانم کرد
کزدست بخواهدشدپایاب شکیبایی
ساقی چمن وگل را٬بی روی تورنگی نیست
شمشادخرامان کن تاباغ بیارایی
دردایره قسمت مانقطه تسلیمیم
لطف آنچه تواندیشی ٬حکم آنچه توفرمایی
درروزهای آغازین بهار که به رغم رویش جوانه هاونسیم بهاری، هنوزدل مابهاری نیست وغم هرساله رابرهفت سین امسال مان نیزنشانده ایم،غزل زیررابه خاک پای معبود ومحبوب میهنم ٬آن پادشاه وحکمران دل های تپنده اهورایی،ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پیشکش می دارم.درحالی که به جدامیددارم امسال ،سال خانه تکانی میهن ازلوث وجودنابه کار وشوم این اهریمنان سنگرگرفته درپشت دین باشدومسیری گشوده شودتاباردیگرطلعت خجسته روی دلفریب یار رادرمیهن مان رویت کنیم.آن روزبه پای هرقدم پادشاه، هزارسربه سجده خواهندافتاد.روزبزرگی که وارث خانه ٬به خانه بازمی گردد.غزل راملاحظه کنید:
تمام حادثه هاراسراب می بینیم
سرای خویش حبابی برآب می بینیم
دوباره قصه تکراری همان رویاست
حقیقتی که تو رامابه خواب می بینیم
به چشم های توماخیره می شویم آن گاه
تو راغزاله ترین، شعرناب می بینیم
شب است این حوالی وفقط به رخسارت
طلوع نافذ صدآفتاب می بینیم
هوای مستی عجب کرده ایم درزنجیر
چه درنگاه توخفته؟شراب می بینیم
بیاکه بی تونجیب پرازشرافت محض
فضای خانه خودراخراب می بینیم .