تبليغاتX

پادشاه فرزانه ايران اعلاحضرت همايوني رضا شاه دوم پهلوي ! حقير در کلبه فقيرانه ام جواهر پربهايي را دارم که شما در جاه و جلال کبريايي تان آن را نداريد. من چون شما را دارم و شما چون خودتان نداريد

سال 1387 سال پرچم شيروخورشيد "> تحریم انتخابات وظیفه ملی است! پاسارگاد2
بیست و هشتم دی دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی 

   حال و هوایی که در میان مبارزین از مهرماه امسال و پس از شنیدن سخنان ملوکانه پادشاه ایران٬ شهریار خوبان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی٬ در شبکه تلویزیونی صدای امریکا پیش آمد٬ قطعن فضایی ستودنی و حاکی از ارادت عاشقان و دلدادگان ایران نسبت به ابرپادشاه و معبود ایران است.در این میان پتیشنی نیز٬ به حمایت از پرچمدار و مشعل دارمبارزه یعنی ذات همایونی اعلاحضرت -آنچنانچه خود حضرتش اراده فرموده اند تا پرچمدار پیغام آزادی ایران باشند-در بین وبلاگ ها پخش و منتشر شد. لازم است بگوییم٬ این پتیشن درعرض مدت کوتاهی رقم بسیار بالایی از امضا در حمایت از میراث دار فره ایزدی را تصاحب کرد و این رقم درحال افزون شدن است.

    شاید برای برخی از هم میهنان این تصور پیش آمده باشد که جمع آوری امضا برای حمایت از پرچمدار پیغام آزادی(رضاشاه دوم پهلوی) ابتکاری بوده از جانب دبیرخانه معظم له و یا به هر شکل و صورتی از سوی آن دبیرخانه ملوکانه ٬طراحی و اجرا شده باشد اما چنین مساله یی واقعیت ندارد و دبیرخانه ذات اقدس همایونی رضاشاه دوم در بیانیه یی صریح گفتند که دخالتی در جمع آوری امضاهای اینترنتی ندارند و البته آنطور که از متن بیانیه برمی آید٬ آن حضرت خرده یی نیز بر این اقدام میهن دوستانه عزیزان مبارز نگرفته اند اما صراحتن ارتباط وجود مبارک شان را با این اقدام اینترنتی٬ تکذیب فرموده اند.

  متن بیانیه را به شرح زیر می خوانید:

بیانیه دبیرخانه شاهزاده رضاپهلوی درموردنظرسنجی های اینترنتی 

۲۷دی ماه۱۳۸۶

هم میهنان عزیز٬

درجهان سرشارازامکانات اینترنتی٬امروزه هرفردی امکان آن راداردکه براساس ذوق٬مهارت وسلیقه ابتکار ویاایده ای راارائه نماید.دراین راستااخیراملاحظه شده است که زمینه هایی برای جمع آوری امضا و یا رای گیری برای پشتیبانی ازشاهزاده رضاپهلوی فراهم آمده است.

این دبیرخانه لازم میداندکه به آگاهی هم میهنان برساندکه این پدیده هاحاصل ابتکارات فردی فعالین سیاسی است وارتباطی باشاهزاده رضاپهلوی ودبیرخانه ایشان ندارد.

پاینده ایران

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و ششم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   والاحضرت فرح دوم والاحضرتان نوروایمان علیاحضرت شهبانوفرح درکناراعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی

پرکن قدح که بی می، مجلس ندارد آبی

 

وصف رخ چو ماهش، در پرده راست ناید

مطرب بزن نوایی ،ساقی بده شرابی

 

   در آستانه خجسته میلاد با سعادت شاهدخت فرزانه، سومین فرزند پادشاه بزرگ و به حق ایران زمین، پرنسس عالی مقام والاحضرت فرح دوم پهلوی هستیم. ایشان در بیست و هفتم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و دو شاهنشاهی (برابر با هزار و سیصد و هشتاد و دو خورشیدی)دیده به جهان گشوده اند و اکنون چهارسال از عمر پربرکت شان می گذرد. آنچه اسباب شرمساری حقیر و تمام میهن پرستان راستین ایران، در چنین روزهای باشکوهی ست نه فقط بضاعت اندک و زبان قاصر از وصف کمالات ملوکانه چنین بزرگوارانی است که آن جای خود قرار دارد. مهم تر از آن سرافکندگی ما شاید، ریشه در ناتوانی مان داشته باشد که با کوهی از ادعا هنوز، صاحبان ایران و وارثین این ملک در تبعید و غربت به پیشواز زادروز خویش می روند. جای افسوس بسیار است و...

   شاهدخت بزرگ منش ایران، کوچکترین فرزند اعلاحضرت هستند. سومین دخت یگانه ترین انسان، که عالم از ابهت وجود بی مثالش در شگفت مانده و سرها برای کرنش به خاک پای چنین ابرمردی خم می شوند. والاحضرت پرنسس فرح دوم پهلوی برخاسته از دامان پاک ملکه ایران والاحضرت یاسمین اعتماد امینی پهلوی هستند. پدر تاجدارشان شاه شاهان ذات اقدس ملوکانه رضاشاه دوم پهلوی، پیش از ولادت این سه جگرگوشه ی دربار هماره جاویدسلطنت،اراده فرموده بودند تا نام هریک از فرزندان ایشان دارای مفهومی خاص باشد٬نخستین گوهر دردانه را "نور" نام گذاردند، دومین را"ایمان" و سومین اختر تابناک و گل شکوفان باغ و بوستان پهلوی ٬ با خواست معظم له و همچنین ملکه بزرگوار، تقدیرشد تا هم نام مادربزرگ پدری اش ،یگانه بانوی تاجدار و مادر معنوی ملت ،شهبانوی پاک نهاد ایران علیاحضرت فرح دیباپهلوی باشد. جان نثار، به حق از وصف کمالات این شاهدخت نازنین عاجز و ناتوانم. به راستی چه می توان گفت هنگامی که این کوکب فروزان و فرزند یگانه افتخار ایران، دور از موطن خویش به سرمی برند. دور از دیاری که پدربزرگ تاجدار معظم لها، شاهنشاه آریامهر فقید و جد پدری ایشان اعلاحضرت رضاشاه کبیر احیا کننده آن سرزمین بوده اند.

   این زاد روزفرخنده و این میلاد عظیم را نخست به پیشگاه همایونی پادشاه خوبان ، سرور کاینات، ذات کبریایی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پدر تاجدار شاهدخت فرح و سپس به محضر مبارک ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی مادرعظیم الشان ایشان، آنگاه به خدمت جده پدری والاحضرت، بزرگ بانوی ایران،سمبل بی بدیل عصمت ونجابت علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی ،درمرتبه بعدی به حضور والاحضرتان نور و ایمان پهلوی خواهران ایشان و در آخر با صمیمانه ترین درودها به پیشگاه خود والاحضرت شاهدخت فرح دوم پهلوی این روزبزرگ راشادباش و تبریک عرض می کنیم. با این امید که ایشان زیرسایه فره ایزدی پدرتاجدارشان ٬صدسال زندگی کنند و به زودی قدوم مبارک دودمان عظیم و منزه پهلوی٬ بر دیدگان مشتاق مان بنشیند و این سروران و مالکان بی رقاب ایران٬ به میهن خویش بازگردند.

(برای دیدن تصاویری زیبا از شاهدخت فرح دوم پهلوی٬ بر ادامه مطلب کلیک کنید)

پایداری، پادشاهی، پیروزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیستم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   شاهنشاه آریامهر وعلیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی

آن یار کزو خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم ٬ دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حُسن سر تاجوری بود

خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

   بیست و ششم دی ماه٬ تا چند روز دیگر خواهد رسید. این روز٬ تاریخی آشنا و سخت حسرت انگیز برای تمام ایرانیانی است که امروز٬طعم شلاق بی رحم و سنگین جمهوری ننگین اسلامی را با پوست و گوشت خود حس کرده اند. برای تمام آنهایی که شاهد و ناظر وداع جانسوز پدر و خدایگان ملت٬ با موطن آبایی خویش بوده اند. برای تمام ملت ستم دیده یی که دیروز مسخ پوچیات دین مداران دین فروش شده٬ پدر و صاحب خانه را از خانه راندند و امروز با دریغ و افسوس زیرلب می گویند: پدر٬جای تو خالی است...

   در روز بیست و ششم دی سال پنجاه و هفت ٬آن هنگام که سوز زمستانی خبر از آمدن یخبندانی سخت و دراز مدت می داد٬ پادشاه فقید ایران اعلاحضرت محمدرضاشاه پهلوی آریامهر به همراه علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی ایران را به مقصد مصر ترک فرمودند. درحالی که اشک بر دیدگان مبارک آن حضرت نشسته بود٬ شادروان شاهپوربختیار را به زمامداری موقت امور گماردند و سفر را آغازیدند. سفری که هیهات ٬سفر ابدیت آن ابرمرد جاودانه بود. شاهنشاه فقید آن لحظه که هواپیما را از مرز ایران خارج ساختند از کمک خلبان پرسیدند که آیا از ایران خارج شدیم ؟ کمک خلبان٬ سخن شاهانه را تایید کرد و آن حضرت به گونه یی منقلب شدند که پست خلبانی را رها فرموده از کمک خلبان خواستند٬ مسیر را ادامه دهد.

  امروز شاهنشاه فقید٬ ما را ترک گفته اند. ملت نیز تاوان جفا و نامردمی اش را با بزرگ و سرور خود کشید و چشید...اما کاش امروز در صدد جبران برمی آمدیم. کاش درمی یافتیم٬ هرچه در این بیست و نه سال سیاه برسرمان آمده ٬چوب کفران نعمت بود. چوب قدر ندانستن و پشت پا زدن به برترین آیین ایران زمین: حکومت و کیان پادشاهی.

  کاش امروز به خودمان می آمدیم٬ دست کم می فهمیدیم  پادشاه ایران٬ جانشین خلف آریامهر٬ وارث ابهت و اقتدار کوروش کبیر و داریوش کبیر٬اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ٬ تا چه زمان باید در تبعید سر کنند؟ تا کی باید دست روی دست بگذاریم و مشغول نبش قبرهای تاریخی ٬تسویه حساب های شخصی و پرخاش به یکدیگر باشیم؟ بیاییم سرانجام یکدل و یکصدا شویم و به تعبیر ملوکانه ذات اقدس همایونی٬ صفوف خود را برای نجات میهن فشرده تر کنیم. چرا جای ماندن در منجلاب"من"و دست و پا زدن به خاطر منافع شخصی خود٬ برای بازگشت معبودمان قدمی برنمی داریم؟ معبود غربت نشینی که روح بی کرانه اش وسعتی فراتر از دریاها دارد.

   آیا وقت آن نرسیده ٬ ما نیز از خوابی که بیست و نه زمستان آزگار٬ما را در برگرفته بیدار شویم؟ آیا موعدش نرسیده تا سرانجام به خودمان آییم؟ هویت راستین ما چیست؟آیا حکومت یک مشت دستاربند سیاه پیشه برسر ملت شریف ایران٬ سزاوار مردمی است که پیشینه یی افزون برهفت هزارسال مملو از افتخارات دارند؟ یا اینکه لیاقت ملت ٬ همین است و بیش از خاکساری مشتی دلقک دلق پوش نیست؟ قدری ٬فقط قدری بیاندیشیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفدهم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

   اختلافات درونی و معضلات پیچیده اپوزیسیون ٬درطی قریب به سه دهه گهگاه این پرسش ها را برای ما ایجاد می کرد: با این همه تفرقه و "منیت "های حاکم بر جنبش های مبارز  راه به کجا خواهیم برد؟ بالاخره کی دست از این "من" اهریمنی برخواهیم داشت و به "ایران" خواهیم اندیشید؟ عاقبت در چه زمانی پرده های جهل خویش را کنار خواهیم زد تا خورشید نمایان گردد؟ در سال هایی که رفتند و ذهن مبارزین و دلباختگان وطن٬ با این پرسش ها درگیر بود٬ عده یی نیزخواسته و ناخواسته آب به آسیاب رژیم اسلامی ریخته و برچند دستگی ها دامن زدند.

   دل سیاه سردمداران ضد ایرانی رژیم٬ همواره به این مساله خوش بود که اختلاف و چندگانگی اپوزیسیون٬ گره یی نیست که با دست بتوان آن را باز کرد و... در مهرماه امسال آرزوی شیرین و طولانی هواخواهان آزادی به تحقق پیوست تا همگان باور کنیم این آرزو دست یافتنی بود. آن زمان که ذات همایونی شاهنشاه ایران رضاشاه دوم برای "پرچمداری پیغام آزادی ایران" اعلام آمادگی فرمودند٬ آزادگان و حقیقت طلبان٬ از هر فرقه و مسلکی درصف حمایت از "پرچمدار و مشعل دار مبارزه برای نجات ایران "پیوستند و نور امید تازه یی درخشیدن گرفت که بی نهایت منتظریم تا به طلعت فروزان حضور حضرت دوست ٬در کهن میهن مان بیانجامد. حقیر در همین حال و هوا سپید سروده یی را به پیشگاه کعبه و آمال عاشقان میهن ٬پادشاه خوبان و شهریار دلیر ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی تقدیم کرده ام:

بی تبسمی تازه می گذرند٬ لحظه های تنهایی

و خواب بر چشمم حرام

دلهره یی مدام آوار

این آونگ تکراری انتظار

ردپای باران، چهره خشک سال سرزمین مرا

خراش حسرتی سنگین نشانده

مجال گفت و گو با باران نیست

پرده ها گشوده مي‌شوند

اين جا لحظه‌ي تولد است

تولد عشق، در سایه روشن آن چشم های رمزآلود

در بی کرانه افسون نگاهی

که خداوندان را به بزم هماوردی خود می خواند

در غریبانه ترین شب نشینی آفرینش

تو بر تارك اين خانه

رو در روي بهار و باران ايستاده‌یی

تخت طاووس بيگانه با ملوثان پاره پوش از راه آمده

 ما سرافكنده‌ ازين جمله های الکن

از حقارت واژه‌ها، برابر تلالو آن دیدگان آفتابی

بالابلند بی تکرار!

افسون افسانه های کودکی

من از پریزاده چشمانت

که جهان را به اشارتی قلم زده، دست بر نمی دارم

در حضور نجیب نگاه تان

پیغمبری را دیدم سیاه مست

که زیر لب مزامیر پنهان چشم تو را زمزمه می کرد

در سطرسطرسیاه و سفید زلفانت

هزاران هزار غزل، نانوشته ماندند

یگانه ترین یگانه ها!

من از توصیف نگاه تو دل بر نمی دارم

نگاه کن چند فرشته

در جان پناه مژگان تو جهان را می نگرند

در بارعام بی کرانه دیدگانت

این شاعره کوچک مغموم

سرافکنده ماند

وقتی تمام ملایک

در پیشگاه اورنگ نگاهت

آیات کتاب مقدس را چشم بسته می خواندند

شاهزاده‌ي قصه‌های دور!

حقيقت، بوسه بر انگشتان تو زده است

آه آن نگاه فریبنده

جز وصف شگفت حقیقت

کدامین حدیث آفرینش را در خود پنهان دارد؟

کاش در سجده‌گاه نگاه شما بميرم

مجالي براي باریدن دوباره نيست

دیری ست، خيس این باران‌هاي نباريده‌ايم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوازدهم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي

    سال ۲۰۰۷میلادی نیز سپری شد. سالی جدید از راه رسید. ملت هنوز دربند یک رژیم سرکش و نامردم گرفتار است و معبودمان همچنان در تبعیدی تلخ. به راستی که در چنین شرایطی ٬حتا فرا رسیدن سال جدید٬ رنگ و رویی از تازگی و شادابی ندارد و بی حضور حضرت دوست٬ ایران مان چه پژمرده می نماید...

    آنچه سال هاست ذهن ما را به خودش مشغول می سازد٬ دغدغه سرانجام وطن است و اینکه چه خواهدشد؟ آیا در این سراشیب خودخواسته یی که افتاده ایم و اینکه عنان امورمان اکنون در دست ناهالان و جانیان بنیادگرا قرار دارد عاقبت میهن و پایان بازی آیا باختن تمام حیثیت ایرانی و سقوط کامل ایران در سایه رویای شوم خمینی جلاد است که در ذهن خود٬جهان یکپارچه اسلامی را ترسیم می کرد و برای خاطر این امر٬ میلیون ها بیگناه را از دم تیغ خود گذراند؟ آیا ممکن است این بحران یا بهتر بگویم این بازی به سود کهن میهن عزیزمان ایران تمام شده و رژیم ملایان سرنگون گردد؟ با تصور این مهم٬همیشه یک "نام" را در نظر می آوریم :"نجات دهنده" و به راستی این نجات دهنده٬ چه کسی می تواند باشد؟ همان ابرپادشاه هماره برقرار ایران٬ آن یگانه یی که دست خورشید به دامان شکوه و جلالتش نمی رسد٬ آن مرد بی تکرار اهورایی که تنها به دستان مبارک "او"ست که ایران عزیز ما نجات یافته و از یوغ ستمکاران اهریمن رهایی خواهد یافت...آری شاه خوبان رضاشاه دوم پهلوی.

   با آنکه همیشه گفته ام و اعتراف کرده ام وجود همایونی و ذات کبریایی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی هرگز از ثناگویان بی ارزشی چون حقیر٬خرسند نمی گردند. اما معذورم از بیان سخن دل که قطعن زبان حال میلیون ها قلب تپنده ایرانی ست. به قول خواجه شیراز:

دست از طلب نداریم تا کام دل برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن درآید

بشکاف تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد٬ از مرد و زن برآید

جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن درآید

   سروده ناچیز بنده را که در قالب مثنوی سروده ام و به پیشگاه پادشاه ایران زمین٬ اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی تقدیم داشته ام در پایین ملاحظه کنید:

 

ای غزال مست بی تکرار من

ای کمربسته تو بر آزار من

ای سپیدآبی٬ سپیدار بلند

ای سر مویت دل ما را کمند

دست هایت بوسه گاه کاینات

چشم هایت چشمه آب حیات

تو نگاهت مست و من مخمورجام

من اسیر و حلقه زلف تو دام

ای دمیده درسحرگاهم پگاه

ای تجلی، جلوه گاه هرنگاه

ناز چشمانت خریداریم ما

کو به کو رسوای بازاریم ما

ما اسیر و بنده موی توییم

دربه در آواره کوی توییم

ای شراب کهنه، ای ساغرشکن

چین آن زلف سیاهت درشکن

ای سرآغاز غزل بی انتها

پل زدی از شعرما تا ناکجا

حلقه بر دستان شعر انداختی

از کلامم برج حیرت ساختی

ای صراحی باز، ای ساغر به دست

تار زلفت شیشه عمرم شکست

پیش پایت مرده ام ٬ حاشا مکن

شاعری دیوانه را رسوا مکن

ای میان ابروانت خانه ام

آتشی افتاده در کاشانه ام

ای ستاره پوش همچون ماهتاب

در فراسوی حقیقت مثل خواب

ای لبت شیرین سخن هایت قشنگ

ناز آن چشمان گیرایت قشنگ

ای امیدکشتی توفان زده

تا ابد خنجر به قلب و جان زده

پیش بزمت تا سحر افروختم

از غم چشم تو دیشب سوختم

در هوایت گم شدم آواره ام

درحضیض دره ام بیچاره ام

ای تو معنای سپید زندگی

ای تو در برج غزل تابندگی

تیر مژگان تو قلبم پاره کرد

کوچه چشمت مرا آواره کرد

ای لبت خندان نگاهت مست مست

این منم دیوانه یی زیبا پرست

این منم مفتون چشمانت شده

ابتدای راه و ویرانت شده

این منم مست نگاهت ٬ساقیا

کشته چشم سیاهت٬ ساقیا

این منم برباد رفتم اینچنین

این منم با بغض تنهایی عجین

مهربانا! تیشه بر جانم زدی

تیشه برجانم ، بر ایمانم زدی

تا خمار چشم مستت گشته ام

پس کنیز و زیر دستت گشته ام

آشنا در بطن یک شهر غریب

ای کلامت حق و رویایت فریب

یوسفا! روزی به کنعان می رسی

سرو آرامم، به یاران می رسی

عاقبت ما در هوایت جان دهیم

پیشکش برخاک پایت جان دهیم

سرو رعنا ما که مدیون توییم

رود زار عشق٬ هامون توییم

چشم تو بر آهوان پهلو زده

گوشه چشمی بر غم آهو زده

چشم هایت در شب من روبه روست

طلعت چشمت برایم آرزوست

شب ولی، محکوم پایان گشتن است

ابرتیره مست باران گشتن است

حسن یوسف، نرگس مخمور ما

ناصر صاحب دل و منصور ما

شاه بیت شعر و شطرنج منی

هم امیدی ژرف ، هم رنج منی

چشم هایم محو چشمان تو باد

عمر اگر باقی ست ، قربان تو باد.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هشتم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

   بی نظیربوتو نخست وزیر سابق پاکستان، رهبرحزب خلق(یاحزب مردم) کشور پاکستان و تنها بانویی که تا امروز توانسته بود در این کشور به مقام نخست وزیری دست یابد، حوالی عصر روز پنجشنبه ششم دی ماه امسال دقایقی پس از سخنرانی اش در پی یک عملیات تروریستی و انتحاری درشهر راولپندی واقع دراستان پنجاب جان باخت. شایان گفتن است، روانشاد بوتو رقیب سرسخت پرویزمشرف، برای دور بعدی انتخابات محسوب شده و از بدو حضورش در پاکستان در بیست و ششم مهرماه و پس از طی کردن سال ها تبعید، مورد تهدیدجدی گروهک های تروریست قرارداشت و البته از یک عملیات تروریستی پرتلفات نیز جان به در برده بود. گفتنی است، خانم بوتو از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و دقایقی پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده درگذشت.لازم به گفتن است که در پاکستان تا امروز نیزعزای عمومی برقرار بوده و حالت فوق العاده کمابیش ادامه دارد. گفتنی ها حاکی است هواداران نوازشریف(نخست وزیرپیشین دولت پاکستان)ترور بی نظیربوتو را به پرویزمشرف نسبت می دهند٬ هرچند آقای مشرف صراحتن چنین اتهامی را رد کرده است.

   شکی نیست ریشه تمام این مشکلات یا بهتر بگوییم فجایع را بایستی در باورهای دینی و مذهبی تحمیل شده در سیاست جستجو کرد و یا اگر به صورتی واضح تر بخواهیم بگوییم کودتا یا انقلاب شوم سال57 در ایران سبب ساز رخدادهای غم انگیز بی شماری درسراسر دنیا شد که ترور این سیاستمدار فقید پاکستان تنها یکی از این موارد است .

   درست هم زمان با پخش و تاییدخبر درگذشت بی نظیربوتو، صاحب میهن مان٬پادشاه و خدایگان ایران ،ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پیامی را در این خصوص به ملت پاکستان که در غم کشته شدن این زن فقید به سرمی برند، ابلاغ کنند.معظم له این اقدام تروریستی را بی رحمانه خواندند و تصریح فرمودند که از دریافت این خبر متاثرشده اند.حاشا که همین سخنان همایونی شاه شاهان رضاشاه دوم ٬خود بیان کننده عمق رافت و همچنین توجه آن حضرت به رخدادهایی است که در گوشه و کنار دنیا در حال وقوع هستند. روح و جانمایه پیام ملوکانه پادشاه مان همواره و چون همیشه بر محور"دفاع از دموکراسی"،"طرفداری ازسکولاریسم" و "مبارزه باافراط گرایی دینی" استوار است. پیام شاهانه را در زیر می خوانید:

 پنجشنبه 6 دي 1386

از دریافت خبر تـرور بی رحمانۀ نخست وزیـر اسبق و رهبرحزب مـردم پاکستـان خانـم بی نظیر بوتو بسیار متاثر شدم.

او در دفاع از دموکراسی و طرفداری از سکولاریسم و مبارزه با افراط گرایی دینی جان خود را از دست داد.

شجاعت او در راه رسیدن به باورهایش قابل ستایش است.

من این مصیبت را به مـردم شریف پاکستــان، تمام مدافعــان دموکـراسی و سکولاریسم در جهان اسلام و بویــژه به مادر و همسر آن شادروان سرکارخانم نصرت بوتـو و جناب آقای آصف علی زرداری تسلیت می گویم.

رضا پهلوی

لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  پیشاپیش فرا رسیدن سال نو میلادی را به تمام هم میهنان عزیزمسیحی ٬شادباش فراوان عرض می کنیم. بااین امید که سال ۲۰۰۸میلادی سالی سرشار از پیروزی و نیک بختی برای تمام مردم جهان ٬خصوصن هم وطنان مان باشد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

چهارم دی دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی        

      اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

ز جام وصل می نوشم ٬ ز باغ عیش گل چینم

 

شراب تلخ صوفی سوز٬ بنیادم نخواهد برد

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم

 

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم  کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

 

     پیرامون نشستی که شاه شاهان٬ پادشاه خوبان٬ شهریاردلیرایران٬ معبود ملت و آفتاب بی کرانه عالمتاب ٬ذات ملوکانه اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی٬ در هفتم ژوئن امسال با چهل تن از نمایندگان مجلس فرانسه داشتند٬دیدگاه های همایونی را در ارتباط با"سرمایه گذاری دموکراسی در ایران" و"بی حاصل بودن هرگونه چانه زنی با رژیم اسلامی" خاطرنشان فرمودند. دریا کیان پور٬گزارشگر رادیو بین المللی فرانسه که ساعاتی چند را درخدمت ابرپادشاه سرزمین مان شاه شاهان رضاشاه دوم سپری کرد٬ پرسش هایی از محضر ایشان در ارتباط با نشست آن وجود مبارک با نمایندگان مجلس فرانسه مطرح کرد. در این گفتگو٬ذات اقدس همایونی بار دیگر تصریح فرمودند:" این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد" و همچنین متذکر شدند:" تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بر دموکراسی در ایران است" آن حضرت در پاسخ به پرسش خانم کیان پور که عرض کرد: نقش خودشما چیست؟پاسخ فرمودند:" نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم".در زیر متن کامل پیاده شده این گفتگو را به زبان فارسی ملاحظه می کنید(شایان توجه بازدیدکننده های عزیز٬اگرچه دیدار پادشاه ایران با نمایندگان مردم فرانسه در صحن مجلس پاریس ٬مربوط به بیش ازیکسال پیش می باشد٬اما سخنان کلیدی معظم له در گفتگوی زیر٬بسیار مهم و به نوعی بحث روز می باشد و حقیر آن را به روز رسانی کردم تا تامل و دقت کافی بر سخنان ملوکانه صورت گیرد):

رادیو بین المللی فرانسه: چهارشنبۀ گذشته، هفتم ژوئن، به دعوت گروهی از نمایندگان مجلس فرانسه، در نشستی با حدود چهل تن از آنان، مسئلۀ هسته ای ایران را مورد بحث قراردادید. نگرانی عمدۀ آنها دراین زمینه چه بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: این تنها موضوع گفتگوی ما نبود، گرچه یکی از نکات مهم مورد بحث بود. در این زمینه من به نمایندگان فرانسوی یادآوری کردم که چرا، بویژه دررابطه با آخرین بستۀ پیشنهادی گروه5+1، حکومت اسلامی در برابر دو گزینۀ بازنده - بازنده قرارگرفته است. از یک سو، با توجه به اتکای این نظام به جناح بنیادگرای خود، هرگونه عقب نشینی به معنای تضعیف و سرانجام شکست آن خواهد بود و، از سوی دیگر، رد بستۀ پیشنهادی نیز، با درنظرگرفتن ضعف اقتصادی کشور، منجر به اعمال تحریم هایی خواهد شد که از تحمل اقتصاد ایران خارج است. در هر دو صورت، نظام با گزینه ای بازنده روبرو است. من همچنین متذکرشدم که رویکرد به نظام فعلی ایران به عنوان دولتی متعارف، کارعبثی است. دراین جا با یک دیکتاتوری کلاسیک روبرو نیستیم، بلکه با استبدادی دینی روبرو هستیم که هدفی جز صادرکردن انقلاب بنیادگرای اسلامی خود به چهارگوشۀ جهان و اسلامی کردن دنیا ندارد. به تعبیرآنها، دنیای کنونی آنتی تز جهان آمالی شان است. هرگونه همزیستی با این نظام توهمی بیش نیست. این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد. اساس راهبردی این نظام برهمین بنیان استوار است و تنها مسئله زمان بندی آن است. در این راستا، به هردری می زنند تا به اهداف خود برسند: از بنیادگرایی اسلامی گرفته تا تروریزم و سلاح هسته ای. این آخرین حربه به آنها این امکان را خواهد داد تا در پناه آن تقابل و برخورد با قدرت های بزرگ را، بدون آن که به مرز غیرقابل بازگشت درگیری متعارف بیانجامد، ادامه دهند. ازاین طریق می خواهند، با اتکار به گروه های بنیادگرای کشورهای حوزۀ خلیج فارس، منطقه را در احاطۀ خود درآورده، برشریان حیاتی نفتی اقتصاد جهان سیطره افکنند. این تنها هدف آنها نیست. هدف نهایی، صدور انقلاب شان و برقراری حکومت الهی برزمین است.

رادیو بین المللی فرانسه: پیشنهاد شما به مخاطبین تان چه بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: همان نکته ای را متذکرایشان شدم که تا کنون بارها و بارها گفته ام تنها راهی که به راستی به حل عمده ترین مشکلات جهانی و منطقه ای خواهد انجامید، از بنیادگرایی اسلامی و گسترش تسلیحات تخریب دست جمعی و تروریزم گرفته تا بی ثباتی سیاسی و مناقشۀ بین اسرائیل و فلسطین، از حذف این نظام می گذرد. تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بردموکراسی درایران است. این نظام باید برود. والسلام! این را هم اضافه کنم که تغییر نظام در ایران خواست اکثریت مردم ایران نیزهست. این مردم خواستی جز پیوستن به جلگۀ کشورهای آزاد جهان ندارند. تنها مانع برسرراه شان همین نظام است. پس، به جای وقت کشی و اتلاف نیرو در چانه زنی های بی پایان و بی ثمر با این نظام که نتیجه ای جز تثبیت وضع کنونی نخواهد داشت، باید روی متحدین طبیعی دنیای آزاد در منطقه، یعنی جنبش دموکراتیک مردم ایران، سرمایه گذاری شود تا این نظام از میان برود. با این وجود، یک نکتۀ کلیدی را می بایست همواره به خاطر داشت: آیا ایران زودتر به دمکراسی دست خواهد یافت یا این نظام به نسلیحات هسته ای؟

رادیو بین المللی فرانسه: ولی، در شرایط کنونی، جامعۀ جهانی بیشتر به دنبال ادامۀ چانه زنی های دیپلماتیک با این نظام است تا، همانطور که شما گوشزد می کنید، راه یابی برای حذف و از میان بردن آن. آیا فکرنمی کنید گوش شنوایی برای سخنان شما وجود ندارد؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: فکرمی کنم که دنیا درحال دریافتن این موضوع است که دروغ گویی ها و دو دوزه بازی های این نظام ثمره ای جز وقت کشی و خریدن زمان برای آن در پی نداشته است. هسته ای شدن برای جمهوری اسلامی یک امرحیاتی است: این راه تنها طریق بقای این نظام در شکل کنونی اش و صدورانقلاب آن است. این انقلاب در ایران به شکست انجامیده است. تنها راه برای بقای اش سلطه یافتن برسرزمین های جدید است. این نظام به هیچوجه به دنبال همزیستی با دنیا نیست. محرکین اصلی آن را علمداران بنیادگرایی اسلامی تشکیل می دهند. عناصری که دنیای آزاد برایشان دشمن شمارۀ یک محسوب میشود. گول نخوریم و چشمان خود را برابعاد گستردۀ تخریب و ویرانی حاصل از اعمال این جماعت بازکنیم.

رادیو بین المللی فرانسه: پرزیدنت بوش متذکرشده است که تمامی گزینه ها برای حل مشکل هسته ای ایران روی میز قراردارند. آیا، به عقیدۀ شما، حملۀ نظامی برعلیه ایران قابل تصوراست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: همواره گفته ام و باز هم تکرارمی کنم: حملۀ نظامی به ایران نه تنها غیرقابل قبول است که کاری را نیزاز پیش نخواهد برد. برای بوجود آوردن تغییردرایران، چنین سناریویی لازم نیست. کافی ست از مخالفین درون مرز و از نیروهای دموکراتیک برون مرز حمایت لازم به عمل آید تا دست دردست یکدیگر نافرمانی مدنی وسیعی را در سطح ملی سازمان داده، نظام را ساقط کنند. منظورمن دراینجا این نیست که دولت های خارجی نظام کنونی ایران را تغییردهند، خیر! این بخود ما ایرانیان برمیگردد. اکثریت ایرانیان خواستار تغییر این نظام اند و دنیا باید از این خواست مردم ایران پشتیبانی کند. مثالی می زنم: تبعیض نژادی درآفریقای جنوبی زمانی پایان گرفت که نقطۀ پایانی به نظام سیاسی حاکم برآن کشورگذاشته شد. ماندلا و یاران او ساز- و- کارآن نظام را درست ارزیابی کرده بودند و از همین رو از دنیا خواستار اعمال مجازات هایی علیه آن شدند. همان ساز- و- کارها در مورد کمونیزم و فاشیزم نیزکارکرد داشتند. آنچه ما ازدنیا می طلبیم، حمایت جدی جامعۀ بین المللی برای پایان نهادن بربنیادگرایی و شیوع بیمارگونۀ آن است.

رادیو بین المللی فرانسه: این روزها از نزدیکی محتمل دولت های ایران و آمریکا صحبت به میان می آید. آیا اعتقادی به این قضیه دارید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: از همان روزنخست، حکومت ایران برحول یک شعارمحوری می چرخید و آن "مرگ برآمریکا" بود، کشوری که "شیطان بزرگ" خطاب اش می کنند. پرچم آن را لگدمال می کنند و می سوزانند. این تنها تبلیغ سیاسی نیست. اصل اساس اعتقاد آنهاست. آمریکا نماد برجستۀ جهانی است که برعلیه آن اعلام جنگ کرده اند. چگونه انتظاردارید که این نظام با دشمن اصلی خود باب آشتی و همزیستی را بازکند؟ به اعتقاد من، ازمحالات است.

رادیو بین المللی فرانسه: به عقیدۀ شما آیا ایران حق دستیابی به فنآوری هسته ای، چه صلح آمیز و چه نظامی، را دارد یا خیر؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: تا آنجا که به فنآوری مربوط می شود، این از بدیهیات است. فراموش نکنید که ایران پیش از انقلاب این حق را داشت و امروز، نظامی که ادعای دفاع از این حق را دارد، همان نظامی است که مقصراصلی درازمیان بردن این حق بوده و هست. پیش از انقلاب، همین کشورهایی که امروز درپی اعمال مجازات هایی برعلیه ایران هستند، یعنی آمریکا، فرانسه و آلمان، با یکدیگردررقابت بودند تا بهترین فنآوری هسته ای را به نازل ترین قیمت در اختیارایران قراردهند. بدون این انقلاب، ایران امروز صاحب حدود سی نیروگاه هسته ای می بود. با این حال، حق فنآوری هسته ای را با حق شلیک هسته ای یکی نگیریم: این نظام برای بقا و به انجام رساندن اهداف خود نیتی جز مسلح شدن به سلاح هسته ای ندارد.


رادیو بین المللی فرانسه: بنابراین، شما از کشورهای غربی می خواهید که از اپوزیسیون دموکراتیک ایران پشتیبانی به عمل آورند؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: یک نکته را فراموش نکنیم: دنیای آزاد نه تنها وظیفه دارد از اصول اساسی آزادی و برابری دفاع کند، که موظف است در بسط این اصول اساسی به کشورهایی که از نبود آنها در رنج هستند نیزکوشا باشد. ایرانیان از خود می پرسند که آیا کشورهای غربی این اصول و مزایای آنها را تنها برای خودشان می خواهند یا دیگران، از جمله ما ایرانیان، نیزشایستگی برخورداری از این اصول اساسی را داریم؟ به غربی ها می گویم: اگرتوان و وقت خود را همراه با ما در نبرد برای دموکراسی صرف نکنید، معنایی جزاین نخواهد داشت که در بیانات خود در زمینۀ آزادی و حقوق بشرحسن نیت ندارید. وقتی از جانب دولت های غربی می شنوم که از دوستی با ایران سخن می گویند این انتظار را از آنها دارم که در عمل به حمایت شفاف از ارادۀ مردم ایران برای تحقق دموکراسی در کشورخود همت گمارند. امروزه، حفظ وضع کنونی دلیل اصلی ادامۀ روند اختناق، ضرب و جرح، زندان و شکنجه ای است که هم میهنان من را در زیر ستم نگهداشته است. راه حل دموکراتیک نه تنها برای مردم ایران که برای جهان آزاد نیز مفید واقع خواهد شد.

رادیو بین المللی فرانسه: منظورشما از " اپوزیسیون دموکراتیک " چیست و نقش خود شما در این جنبش کدام است؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: هرگروهی که به اصل دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر پای بند است می تواند به آن بپیوندد. هرفردی که پای بندی خود به یک دموکراسی لائیک، متکی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، را اعلام می دارد، می تواند به اپوزیسیون دموکراتیک ایران بپیوندد. فکرمی کنم که امروز تمام حرکت ها و خانواده های فکری و سیاسی می توانند دست به دست یکدیگرداده، در راه این هدف مشترک کوشا باشند. در به روی تمامی آنهایی که به این اصول اعتقاد دارند و از قبل به دنبال تحمیل پیش شرطی نیستند و قوانین بازی را قبول کرده و نهایتا حاضر به قبول ارادۀ ملت اند، بازاست.

رادیو بین المللی فرانسه: و نقش خود شما؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: نقش من فدراتیو است. نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم. فکرمی کنم پیش از آنکه ایران به آزادی دست یابد و مردم آن در موقعیتی قرارگیرند که بتوانند حاکمیت خود را اعمال کنند، هیچ موضوع دیگری نباید درالویت قرارداده شود. تنها الویت کنونی ما می بایست آزادسازی میهنمان، نهادینه کردن دموکراسی و جدایی دین از دولت و پایان دادن به نظام دین سالار کنونی باشد. این هدف مشترک ماست و هم- رایی ملی می باید بر مرزبندهای ایدئولوژیک و سیاسی غلبه کند. آنتی تز جمهوری اسلامی دموکراسی و مشارکت تمام نیروهایی است که به اصول و ارزش هایی که به آنها اشاره کردم پای بند هستند. ایمان دارم که این پیام حرف دل اکثریت قاطع ملت ایران است. از طرف دیگر، احساس می کنم که شمارروزافزونی از دولتمردان غربی به عمق مشکل و ریشۀ آن پی برده، درپی بازنگری جدی در رویکرد خود به مسئله و نظام کنونی ایران اند. آنها در پی راه حل مناسبی می گردند. این راه حل، از دیدگاه ما، از گفتگو با اپوزیسیون دموکراتیک ایران می گذرد. دنیا می تواند به دنبال راه حل هایی باشد که از دیدگاه ما غیرقابل قبول خواهند بود، از جمله دخالت نظامی در ایران. چنین گفتگویی به ما این اجازه را خواهد داد که برای آنها مواضع و دیدگاه خود را تشریح کنیم و به صورت مستدل ثابت کنیم که چرا و چگونه یک جایگزین واقعی در سطحی گسترده و با ابعادی عینی درحال شکل گیری است. این جایگزین شامل مخالفین درون مرز و اپوزیسیون دموکراتیک برون مرز می شود و در پی آن است تا حرکت هایی عینی و کارآمد در راه برقراری دموکراسی در ایران ترتیب دهد. از این طریق خواهد بود که ما دوستان ایران را شناسایی خواهیم کرد.

از سایت ایران ب ب ب به خاطر قرار دادن این گفتگوی ارزشمند سپاسگزاریم.

لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

یکم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  
 
       اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي
 
    ماجرای پیچیده و مبهمی امروز٬ ذهن ملت ایران و همینطور دنیا را مشغول ساخته است و همواره دو راه به شکل ادواری از سوی دنیا مطرح می شوند:
 
۱- سازش و پای میز مذاکره نشستن با رژیم واپسگرایان اسلامی.
۲- گزینه نظامی و حمله به خاک ایران.
   بی شک هر دو راه برای ملت ایران زیان آور هستند و صدالبته اگر کمی عمیق تر به این دو راه بنگریم٬ برای رژیم اسلامی سودمندند. در میانه غوغای مردان دنیای سیاست برای مطرح نمودن این دو راه و به نوعی سیر پینگ پونگی احمقانه٬ جهت فرصت بخشیدن به حکومت دستاربندان تا بتوانند به سلاح اتمی نزدیک تر شوند٬ شاه شاهان و فرزانه ترین انسان٬ همان بزرگ پادشاهی که بهای یک گوشه چشم او تمام خلقت خداوندی ست٬ ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی - که جان ناقابلم فدای نام ایشان باد- همواره و در هر مقاله و یا پیامی بر"راه سوم "تاکید می فرمایند. معظم له بر این جمله گهربارشان بارها و به عناوین وشکل های گوناگون پای فشردند: "تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها".
   کمی منصفانه و بادید بازتر نگاه کنیم  آنچه می تواند به سود ملت ایران و تمامیت ارضی ما قرار گیرد٬پذیرفتن این نظر و گردن نهادن بر امر همایونی است. وگرنه شل کن- سفت کن  همچنان ادامه خواهد یافت تا هم ج.ا را به مقاصد شوم خود نزدیک ترکند و هم اینکه بنیادگرایان و اسلام پناهان با بهره جستن از مظلوم نمایی٬ خود را در صحنه جهان طور دیگری جلوه دهند.
   سه شنبه بیست و هفتم آذرماه امسال٬ذات همایونی ابرپادشاه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا مقاله یی را در نشریه نیوزویک بین المللی newsweek به قلم ملوکانه نگارش کنند. مقاله همایونی با این عنوان آغاز می شود:«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت». ذات اقدس همایونی شهریار ایران در این مقاله به مقوله "روحیه شهادت طلبی مرگ و خرافات"و شکست چنین روحیه یی درغلبه بر روح ملت ایران می پردازند و ضمن بیان مخالفت آشکار با حمله نظامی به میهن شان ایران٬ تصریح می فرمایند باید فرصت داد تا مذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازم خود را طی کند. رضاشاه دوم در ادامه خاطرنشان می کنند:"آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند".
   معظم له ضمن فرمایشات شان بحث انتخابات در حکومت الله را٬ قدرتمندانه به چالش کشیده و فرمودند:"علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ  یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه". این جمله اعلاحضرت نیز باز گواه بر این حقیقت انکارنشدنی است که رژیمی تا این اندازه شیاد و دون پایه٬ در هیچ فرمولی قابل اصلاح نبوده و تنها راه نجات ایران٬ جایگزینی آن با یک آلترناتیو مردمی و سکولار است. 
  برگردان فارسی مقاله منتشره اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شاهنشاه ایران زمین را در زیر ملاحظه کنید:

«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت»
اززمان گروگـان گیــری سال ۱۹۷۹، اوضاع میان ایــران و آمریکـا در یک حالت جنگ اعلام نشده ای قـرار دارد که با تحریکات ملایــان آغـاز گردیــده و با مرور زمــان رو به وخامت فزاینده ای نهاده است. از آن زمان تا کنــون «آمریکا ستیـزی» علنا نقش غیرقابل انکاری را بعنـــوان اساس و پایــۀ اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفـــا نمـوده و مذهبیون حاکم بر ایران همــــواره سیاست مقابله با منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر جهان و بویژه در خاورمیانه و جهان اسلام دنبال نموده اند.

امروز، نتایج حاصلــه از تقریبا سه دهــه، تبلیغـــات ماجراجویانــه و وحشت آفرین، بدلیل نگرانی جدی دربـــارۀ اهداف اتمی ایـــران، همراه با ایجاد تشنج در مناطقی بمانند عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان، به نحوی تشدید یافتــه که شایعۀ خطرناک یک درگیــری مهیب را در منطقه رواج داده است.

در طی سالیان متمادی، مردم ایران، هزینه پرداز سیاست های خصمانه و ناخوشایند رژیم بوده اند که موجب انزوای کشور در جهان، و سرکوب و فقر ایرانیان در داخل شده است.

علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه و یا براساس ضوابطی که مانـــع از شرکت کاندیداهــای حقیقی مردم در پروسه انتخابات نگردد. انتخاب شخص احمدی نژاد چنان شرم آور بود که حتی بعضی از رقبـــای دست چیـــن شـــدۀ او ماننــد، رئیس جمهور سابــق و رئیس پیشیـــن مجلس، او و طرفدارانش را علنا به «تقلب و دست کاری» در صندوق های رای متهم کردند.

بنابراین، حقیقت توام با واقعیت آنست که ایران را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت و حسابشان را از هم جدا ننمود. حقیقت دیگری که باید به آن توجه نمــود آن است کـــه روحیــۀ «شهادت طلبی، مرگ و خــرافات» آنچنان که در جمهوری اسلامی نهادینه شده است، از ابتدا در غلبــه بر روح ملت مـــا، شکست خــورده است که بهترین شاهد آن دفاع شجاعانۀ بانــوان و جوانــان است که حدود هفتاد درصد از جمعیت کشور ما را تشکیل میدهند.

جمهوری اسلامی در ضمن از دست دادن پشتیبانــی ملت ایران، اینک علاوه بـر روبرو بودن با جدی ترین بحران بین المللــی در طول حیات خود، هم زمــان و همچنان درگیــر چندین مسئلۀ بحرانی داخلی نیـــز می باشد که در اصل حاصـل، اقتصاد بیمار و متزلزل متاثر از فساد و رشوه خواری است. در این شرایط تنها امیـــد رژیم برای باقی ماندن در مسند قـــدرت، تهدید دنیــای خارج به منظور جلوگیـــری از هر عکس العمل جـدی و یا هرگونه مداخلــه درجهت کمک رسانی به مــردم ایران، هم زمان با پـــرداختــن و تشدید سیاست سرکوب و ارعاب مردم در درون کشور، می باشد.

من به دفعــات مخالفت خود را با حملــۀ نظامی به میهنم ابـــراز کرده ام. ضمنـا تردیدی نیست که باید فرصت داد تا مــذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازمـۀ خود را طی کند. ولی آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند.

در تحلیل نهایی، راه مقابله با تهدید ناشی از کسانی که نام اسلام را به بهای نابـود کردن آرامش و رفاه ملت ایران سیاه کرده اند، تنها می تواند با آنچه که من آن را بعنوان «راه سوم» نام می برم، به مبارزه و رویارویی خوانده شونـــد. یعنی: «تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها».

درحالی که درگیری کنونی کلا بر روی اهداف اتمی ایران تمرکز دارد، اغلب ایـرانیان امیدوارهستنــد که این مقابل فرصتی را فراهم کند، تا بــا پشتیبانی معنوی جهانــی، آنان بتوانند با موفقیت، حاکمیت مستبـــــد و مذهبــی را با یک حکومت دموکـــرات سکولار جایگزین نمایند.

تا آن زمان که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، مورد اجرا و احترام کامل یک حکومت مسئول در تهران که به رفاه ملتش متعهد باشد، قرارگیرد، صلح و امنیت در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان همواره در خطردائمی خواهد بود.
 
لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران رضاشاه دوم پهلوی
 
.....................
   پیشاپیش فرا رسیدن سال نو میلادی رابه تمام هم میهنان عزیزمسیحی ٬شادباش فراوان عرض می کنیم. با این امید که سال ۲۰۰۸میلادی سالی سرشار از پیروزی و نیک بختی برای تمام مردم جهان خصوصن هم وطنان مان باشد.
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 
<