تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیر درکلبه فقیرانه ام جواهر پربهایی رادارم که شما درجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شما رادارم و شماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ">سال 1387 سال پرچم شیروخورشید پاسارگاد2

سی آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

ازآن ساعت که دربرنامه" میزگردی باشما"،وجودمقدس وذات مبارک همایونی رضاشاه دوم پهلوی-جانم فدای خاک پایش باد-آن جمله تاریخ سازوکلیدی رابیان فرمودند، تمام ملت وبندگان حقیردرگاه کبریایی آن حضرت ٬به وجدآمده ودرسطحی وسیع وساختاری همه جانبه دست به حمایت ازپرچمدارفرهیخته آزادی ایران ،اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی زدندواین امرنه تنهاشامل خیل گسترده عاشقان وفداییان معظم له می شدکه حتامخالفین آیین شکوهمندسلطنت رانیزدربرمی گرفت٬ درحقیقت تمام مبارزین راه آزادی ایران یکدل ویکصدا رضاشاه دوم پهلوی را"بزرگ پرچمدارآزادی ایران" نامیدند. چاکرناقابل دربارایشان –که ثانیه یی ازیادذات همایونیش فارغ نیست-قلم برداشت تاچندسطری رابه عشق معبود،سیاه مشق کند،به شوق آن یگانه محبوب ایران که عظمت وجودبی کرانه اش،خداوندان عالم رابه دست بوسی اش فرامی خواند.آری حقیر قلم دردست گرفتم تاباردیگرسروده یی ناچیزرابه خاک پای همایونی اعلاحضرت پیشکش دارم.غزل تقدیمی رادرزیرملاحظه می کنید:

 

مرغ دل، در طلب چشم تو آرام گرفت

از لبان تو به قدر غزلي كام گرفت

 

تو كه ترجيع غزل، نغمه‌ موزون دلي

شعر ما از تو فقط درسي از ايهام گرفت

 

شاهكاري‌ست ولي نقش نگاهت صنما

همه‌ي هستي ازين نقش تو الهام گرفت

 

گيج و حيرانم و كو آن كه نشد مست ولي

از نهانخانه‌ي چشم تو شبي جام گرفت

 

پيش چشم تو همه هستي‌ عالم چه بهاست؟!

هر چه زيباست ولي، از نگهت وام گرفت

 

بي‌تو ما دفتر تاريك پر از هذيانیم

با حضور تو فقط دفتر ما نام گرفت

 

قلب ما از قدم ديو به خود مي‌لرزید

باز با نام شما اين تپش آرام گرفت.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست وهفتم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

         اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی 

پس ازمصاحبه اخیروجودمبارک همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی باشبکه تلویزیونی صدای امریکاکه مهرماه امسال صورت گرفت وفرمایشاتی که آن ابرپادشاه فرزانه ایرادکردند٬نقطه آغازی برای یک جنبش جدیدبرای کهن میهن عزیزوآریایی مان شد.وجودمقدس اعلاحضرت باصراحت اعلام فرمودند:"من می خواهم پرچمداراین حرکت بشوم٬پرچمداراین پیغام آزادی ایران بشوم٬پرچمداراین راه سوم باشم که ما بتوانیم باکمترین هزینه برای جامعه خودمان به این آزادی برسیم". این جملات امیدبخش٬شورتازه یی دردل مبارزین راه آزادی ایران به پاکرد٬برای نخستین بار٬پس ازبیست وهشت سال ٬معظم له باصراحت وظیفه رهبری وپرچمداری تمام جنبش های اپوزیسیونی رابرعهده مبارک  گرفته اندوبه همین منظور٬عزیزان مبارزتصمیم دارندازآن حضرت به طریق ویژه یی حمایت کنند٬تاراه برای نیل به آزادی ایران ونابودی این حکومت منفوروتازی پرست وبی ریشه هموارگردد. وبلاگ پرچمدارآزادی درراه این اقدام مثبت وثمربخش گام نهادوباقراردادن پتیشن حمایت ازاعلاحضرت وهمچنین پخش شبنامه دراین باره ٬ازتمام عزیزان میهن پرست-ازهرفرقه وباهرنوع اندیشه-خواسته تاباامضای پتیشن وپخش فیلم هاوعکس های اعلاحضرت رضاشاه دوم-پرچمدارفرهیخته وبزرگ آزادی ایران-ازآن وجودلایزال ودرواقع ازآزادی ملت حمایت به عمل آورند.درپخش شبنامه وامضای "پتیشین حمایت ازپرچمدارآزادی ایران"٬منتهای عشق خودرابه کیان میهن وملت عزیزاثبات کنیم.حتمن به وبلاگ پرچمدارآزادی برویدودرراه آزادی ایران ٬این عزیزان رایاوری کنید.متن حمایت نامه رسمی جنبش های نجات بخش ایران ازاعلاحضرت را-که شکل تصحیح شده آدرس راعزیزی مهرورزیده وبرایم به صورت کامنت گذاشتند-به صورت pdfازاینجادانلودکنید.درصورتی که تمایل به دانلودحمایت نامه مبارزین ایرانی به صورت عکس داریدنیز٬باکلیک براین لینک می توانیدآن راذخیره نمایید.برای ذخیره وتماشاکردن فورمت تصویری سخنان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پرچمدارآزادی ایران دراین پیرامون را٬باکلیک براینجامی توانیددانلودکنید.

 

 

برای حمایت ازاعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی-به عنوان رهبروپرچمدارآزادی ایران براین لینک کلیک کنیدوپتیشن راامضاکنید.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست ودوم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

               اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

ای همه شکل تومطبوع وهمه جای توخوش

دلم ازعشوه شیرین شکرخای توخوش

 

شیوه ونازتوشیرین خط وخال توملیح

چشم وابروی توزیباقدوبالای توخوش

 

درره عشق که ازسیل بلانیست گذار

کرده ام خاطرخودرابه تمنای توخوش...

 

روز و روزگارهرمیهن پرستی٬ بی تردیدبایادآن موعوددرغربت ومحبوب قلب های پاک وپروردگارآنهایی که خردراچراغ راه خودکرده اند٬می گذرد.

اکنون ایران ٬کهن میهن آریایی ماحاشا٬سراپای پیکرش رالجن آلوده کردندومشتی جنایت پیشه ی دون مایه٬ ازکاشانه ی دیرین ویرانه ساختندوافسوس ایزدما-کسی که هستی ماتقدیمی کوچکی ست به زیرپایش-ابرمردیگانه وپادشاه بی همتای ایران٬فرزندخلف شاهنشاه فقیدآریامهرمحمدرضاشاه پهلوی خدایگان میهن٬اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی -جانم فدای نام بزرگش باد-همان صاحب وپدرایران نزدیک به سه دهه است٬ درتبعیدی سخت وطاقت فرساسپری می کنندوهمچنان چون سروی صبور٬جزعشق به میهن وجزسخن ملاطفت آمیزخطاب به بندگان حقیرشان٬ کلامی ازآن حضرت نشنیده ایم.

غزل زیرسروده یی ست ناچیزوحقیرکه به خاک پای اعلاحضرت تقدیم داشته ام .اگرچه به نیکی می دانم خاطرمبارک معظم له٬ازاین دست دلنوشته های بی ارزش هرگزشادنمی گرددواگرچه آگاهم ازاین که اعلاحضرت همایونی ٬باذکر این اوصاف والقاب خرسندنمی گردند٬زیراآن حضرت درپیشگاه "کیان میهن" خویش رابرابرملت می دانند٬هرچندبزرگ منشی ایشان ٬چیزی ازحقارت وکوچکی ماکم نمی کند.

غزل رادرزیرملاحظه می کنید:

 

در كوچه‌هاي چشم‌تان دارم شقايق مي‌شوم

من منتظر، بازيچه‌ي دست دقايق مي‌شوم

 

نام تو را اي بهترين سرفصل دفتر مي‌كنم

من مژده‌ي ديدار را پيوسته باور مي‌كنم

 

راز نگاهت ماه من٬يك روز افشا مي‌شود

آن آفتاب مشرقي، اين بار پيدا مي‌شود

 

چشمان خيست را چرا از چشم ما كم مي‌كني؟

اندوه قلبت را فقط يك راز مبهم مي‌كني

 

من حتم دارم عاقبت ٬این بغض  را گم مي‌كنم

این تیره شام کهنه را٬در روشنا گم مي‌كنم

 

با ما تو از غربت بگو٬ اين واژه را آواز كن

اين قفل در گل مانده را ٬با گوشه چشمی باز كن

 

برگرد تا باطل كني٬ اين فصل‌هاي سرد را

تا بشكني در چشم ما تك شاخه‌هاي زرد را

 

تو قول دادي خوب ما ٬يك روز هجرت مي‌كني

آن خاطرات خسته را اين بار قسمت مي‌كني

 

باور بكن اين پنجره٬ با دست او وا مي‌شود

ايمان بيار اي تيره‌ شب، خورشيد پيدا مي‌شود

 

اين جهل در خود خفته را روزی تو باطل مي‌كني

این کشتی سرگشته را٬راهی ساحل می کنی 

 

اين خواب خرگوشي بدان ديري نمي‌پايد ٬عزيز

آهنگ پاي شوم شب ديگر نمي‌آيد ٬عزيز

 

غربت نشين ‌آشنا ٬هر شب صدايت مي‌كنيم

قابل اگرباشدتورا٬جان رافدایت مي‌كنيم

 

شاهنشه خوبان  بيا، برگرد اي آرام جان

عهدی ست مارا نازنين! ما مي‌پرستيمت بدان.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیستم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

        

شرح ماجرای غم انگیزمرگ دکترزهرابنی عامری-که به ظاهرخودکشی اعلام شد-نمونه یی آشکار از"حکومت پوپولیستی" است. آنچنان که جامعه شناسان ازنظام پوپولیستی تعریف می دهند:"حکومت عوام ٬برنخبگان جامعه".آیاغیرازاین است که چندخواهر!!!وبرادر!!!منکراتی که بعیدمی دانم بعضن حتاقادرباشند٬پای یک ورقه امضابزنندوشاید نیازبه جوهرواستامپ پیدا کنند-ازفرط سوادودانش!-مجوزدارندتایک پزشک راتوقیف کرده ودرشرایطی معلق وبارفتاری اهانت آمیز٬یکی از متخصصین جامعه  رابه بندکشیده ودربازداشت نگاه دارند.رسانه های خبری به قدرکافی مرگ مشکوک وتاسف آوراین پزشک فقیدرا-که بیستم مهرماه امسال رخ داد-پوشش دادندونیاز به شرح مفصل تری نیست٬ اماقصددارم چندنتیجه گیری ازاین واقعه داشته باشم:

۱-بازداشت کردن وبه بندکشیدن انسان هادرتمام کشورهای جهان -ودرایران ماپیش ازانقلاب نحس۵۷-درشرایط ضروری وهنگامی صورت می گیردکه واقعن حضورآن فرد دراجتماع موجب خطر یا زیان برای سایرشهروندان باشد٬امادر رژیم منفوراسلامی بی حساب وکتاب وباتوجه به خط قرمزهای آخوندیسم-یعنی بی منطق وبادلایل ماورایی-شهروندان بی گناه یابرخی موارد کم تقصیر٬پای شان به بازداشت وزندان بازمی شود.

۲-اگربخواهیم کمی کودکانه وبی تامل به این حادثه نگاه کنیم وعلارغم شواهدبسیاردال برروحیه بالاواعتقادات قلبی "مرحومه دکترزهرا"٬حرف خواهران منکراتی رابپذیریم که ایشان اقدام به خودکشی کرده است٬ بازهم بازداشتگاه مربوطه مقصر و زیرسوال است که چرانسبت به متهمین ٬دقت وبررسی کافی ندارد٬یاامکانات احتمالی انتحارراازجلوی دست شان دورنمی کند.یاچنان شرایط روانی رابرمتهم تنگ وطاقت فرسامی سازندکه فردموردنظررا از زندگی بیزارکنند٬آیااین نیزبه بحث بی اعتنایی این حضرات نسبت به "جان ملت" برنمی گردد؟؟؟

۳-به عنوان واپسین نکته ٬ذکراین مساله مهم است:آیایکباروقوع چنین ماجرای شومی-که بیش ازده هابارمواردمشابه آن راشنیده ایم-کافی نیست تابه نوابغ ومغزهای مملکت مان حق بدهیم٬ برای همیشه دست ازآب وخاک خودبشویندوبه آن سوی مرزهاپناه ببرند.چنانچه اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی درکتاب "نسیم دگرگونی"نگارش شده به قلم مبارک٬خاطرنشان می سازند:"ابعادفاجعه٬ درفرارمغزهاوازدست دادن استعدادهایی که می توانستنددرخدمت میهن خودبه کارگرفته شوند٬به راستی قابل محاسبه نیست".

آیاکشوری که نخبه هایش گریزان باشندونتواننددرداخل مرزهادوام بیاورند٬باتکیه برکدام اهرم٬قادربه پیشرفت یاحتابقای خودومردمش خواهدبود؟

بی تردیدهرایرانی خردمند٬تاکنون به این نتیجه رسیده که ادامه حیات این رژیم برابربانابودی ملت وملیت ایران است.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

هفدهم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

               

به این بحث ٬درچندین پست پیشترپرداخته شدومروری شدبربحران پیچیده یی که حکومت الله باآن دست به گریبان است والبته نکته یی مهم وشایان توجه در بحث گذشته به چشم می خورد:

رژیم برای رسیدن به فناوری هسته یی صلح آمیز(بخوانیدسلاح کشتارجمعی )٬ناچاربه گزین کردن یک راه ازمیان دوراه بودکه حقیراین گزینش رابرای رژیم اسلامی یک "خودکشی اجباری "نامیدم به عبارتی انتخاب بین "نگهداشتن نیروهای اقلیت تندرووطرفداران ذوب درولایت "یا"گردن زدن آنان وتن دادن به سازش بااسراییل در راستای رسیدن به فناوری هسته یی".

ودراین پست٬به فشارهای دردناک تری خواهیم پرداخت که داردکمراین حکومت سرکش ومستبد راخم می کند:

تحریم های همه جانبه :که دیگرنه فقط ازسوی امریکابلکه اخیرن آنجلامرکر-صدراعظم آلمان -نیزبه آن اشاره یی جدی داشته است.

تهدیدنظامی :هم ازسوی اسراییل ٬ هم ازسمت فرانسه بنابه اظهارات سارکوزی وهمچنین خودامریکاکه پرزیدنت بوش اکیدن تصریح کرده درپانزده ماه باقی مانده ازریاست جمهوری اش ٬تکلیف خودراباایران روشن خواهدساخت وباتوجه به هرگونه تهدیداحتمالی موشکی ازسوی ج.اطرح سپردفاع موشکی دربرنامه نظامی امریکاقرارگرفته است.

اعلام حکم جلب خامنه یی(رهبراعظم!!!رژیم وقت):که جدیدن ازسوی آرژانتین وامریکااعلام شده وبه معنای واضح تر٬"علی خامنه یی" یک متهم فراری به شمارمی رودکه تحت تعقیب اینترپل(پلیس بین الملل)می باشد.

اعلان صریح امریکادال برتروریست بودن گروهک سپاه پاسداران: وهمچنین زیرمجموعه اش "نیروی قدس "وفعالین دست چین شده سپاه درعراق شامل: جیش المهدی٬جیش الشعبی و...

حالاتکلیف ج.ادراین میان چیست؟

آیاباوجوداین همه بحران های کمرشکن ولاینحل٬ بازمی خواهندبرمقوله اتمی شان پافشاری کنند؟یاحتاهمچنان امیددارندحکومتی راکه ازچهارگوشه جهان تهدیددایمی می شودومقامات اصلیش درلیست جنایت پیشگان بزرگ تحت تعقیب هستند٬سرپانگهدارند؟آیاکورسوی امیدی ٬درافق های سیاه حکومت استبدادی اسلامی وقت دیده می شود؟

البته اگردرذهن آنهاچنین باشدعجیب نیست .بنابه فرموده اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی:"احتمالن تصوری ساده لوحانه است که انتظارداشته باشیم٬رژیم بی دغدغه ازصحنه سیاست خارج شده٬ازکنترل دستگاه های دولتی چشم پوشی کرده وپایان جمهوری اسلامی رااعلام کند." 

بی تردیدهمانطوری که معظم له اشاره فرمودند٬رژیم تاآخرین نفسش دست ازرجزخوانی برنخواهدداشت اماوظیفه من وشمای ایرانی ومدعی عشق به میهن٬دراین میان چیست؟آیانبایددربه آزادی رسیدن مرزوبوم اجدادی خودنقش آفرین باشیم؟

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

دوازدهم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی                    

    تروریست 

سال۱۳۵۸وحدودن یک سال پس ازچیرگی نیروهای خرابکاروبه ثمرنشستن رفراندوم فرمایشی دوازده فروردین۵۸که برابربااستقراراختاپوس گونه"حکومت اسلامی" درمیهن مان بود٬هنوزتشکل های مختلف سیاسی درحال زورآزمایی وپنجه افکنی٬ برای به دست گرفتن مسندقدرت بودندوموازی بااین جریانات٬بیدادگاه رژیم نیزدرحال اجرای بی حساب وکتاب" حکم اعدام "برای بیگناهانی بودکه حتاخمینی ویارانش "فرصت دفاع کردن "راازایشان گرفته بودند.

سفارت خانه امریکاواقع درخیابان روزولت ٬تنهانخ باریک ارتباط ایران وامریکابه شمارمی رفت٬ آن هم دروضعیت اسف باری که مملکت ازحالت ثبات وآرامشی که یک دهه قبل برخورداربودخارج گشته ودچارحالت واژگونی وبی ثباتی محض شده بود.دراین گیرودار٬اوباش خمینی بانام پیروان خط امام ٬درتاریخ سیزده آبان سال۵۸به سفارت خانه امریکاحمله ورشده وباخشونت تمام٬شصت وشش سفیرامریکادرایران را-همراه بانقض تمام قوانین بشری-به گروگان گرفتندتادرمقابل سفیران اسیرشده٬امریکامجبورشودشاهنشاه آریامهررا-که درآن زمان بیماروبستری بودند-به ایران بازگرداندتاایشان نیزدرکنارتمام جاویدنامان ارتش پرافتخارشان٬برابرمیزمحاکمه  قرارگیرندودرواقع پاسخگوی قدارانی باشندکه  روزگاری درازخودآن حضرت ٬رحم ومروت درحق آنهارواداشته بودند.این اقدام رژیم اسلامی که به دست نوچه هایش انجام گرفت٬صرف نظرازانگیزه های پلید وافکارباطل وموهوم شان دارای چندموردمهم تخلف آشکار است:

۱-سفارت هرکشوری ٬جزوخاک آن کشورمحسوب شده وتعرض به سفارت خانه برابرباتجاوزبه خاک آن کشور و درواقع اعلان جنگی رسمی وجدی به آن مملکت است.

۲-تلاش برای به اسارت گیری وهرگونه محاکمه یاپیگردهای قانونی ٬درارتباط بافردی که مراحل پایانی یک بیماری لاعلاج رامی گذراند-حتااگرآن فردشاهنشاه محبوب ایران نباشد-به طورکلی خارج ازتمام معیارهاومهم ترازآن خلاف قانون انسانیت است.

۳-هرنوع اقدام توام باگروگانگیری ٬به هرشکل وصورتی یک عمل تروریستی محسوب می شود.

۴-اعمال خشونت ٬کتک٬روش های شکنجه و...برای افرادی که اسیر ودربندهستند-که شیرین بختانه عکس هاوفیلم هایش نیزکشف ودیده شده-اقدامی خلاف قانون ونقض آشکارحقوق بشرمی باشد.

اگرچه سرانجام امریکاحاضربه بازگردانی پادشاه فقیدبه ایران نشدورژیم اسلامی درتلاش شوم خودمغبون ماندودرپایان ماجرا گروگان های امریکایی -البته پس ازتحمل کتک هاوشکنجه های سفارشی ومخصوص حکومت الله -توانستند سلامت به کشورشان برگردند٬امااین واقعه شوم برای همیشه درتاریخ خواهدماندولکه ننگی ابدی بردامن رژیم منفوراسلامی است.

 تبهکاران اسلامی اکنون به سیزده آبان افتخارمی کنندوعنوان" روزدانش آموز"نیزبه آن داده اند!!!! هرچندملل جهان ومردم آگاه ایران ٬همواره ازاین روزبه عنوان یکی ازسندهای سیاه پیشگی وتروریسم آشکار ج.ا یادمی کنند.

پاینده ایران پادشاهی.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

هشتم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی       

        اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

تهران-نهم آبان ماه هزاروسیصدوسی ونه خورشیدی

ملت ایران ٬درشور وشوق وصف ناپذیری هستند.همه درانتظارند.بشارت ومژده این ولادت بزرگ راحدودن نه ماه قبل ودرآستانه نوروزداده اندودرتمام این ماه های انتظار٬ملت تکه یی نمادین ازیک گهواره رابه شوق طفلی که درراه است یایک جفت کفش آبی به نشانه پسربودن نگاری که شهبانوآبستن بودند٬به محضراین بزرگ بانوفرستاده تادیگرباره ارادت وعشق صادقانه خویش رابه دربار وخاندان جلیل سلطنت ٬عرضه دارندواکنون درواپسین ساعات این انتظاربزرگ٬شوق توامان بانگرانی درچشم هرایرانی موج می زند:"خداکندشهبانوبه سلامت کودک شان رابه دنیاآورند." و..."آیااین بارخدای بزرگ پسری به دربارهماره جاویدسلطنت خواهدبخشید؟"٬جمعیتی انبوه بانگاهی مشتاق وعاشق تاچندین خیابان آنسوترایستاده اندوراه هابندآمده اند٬هنگامی که رادیووتلویزیون بامسرت ولادت رضا-نخستین فرزندپسرشاهنشاه بزرگ آریامهرمحمدرضاشاه پهلوی-رامژده می دهند:"کودک ومادر٬هردو درسلامت کامل هستند"٬سیل خروشان وسرازپانشناخته یی ازمردم به سمت درب بیمارستان هجوم می آورند تااگرلایق باشند٬جان خودرابه این وجودنازنین ونورسیده ببخشایند:

دوش ازجناب آصف پیک بشارت آمد

کزحضرت سلیمان ٬عشرت اشارت آمد

برتخت جم که تاجش معراج آسمان است

همت نگرکه موری باآن حقارت آمد

بیمارستان چهارراه مولوی(بنگاه خیریه مادران ایرانی) ٬غرق نورباران وچراغانی است ٬وقتی علیاحضرت شهبانوفرح٬بزرگ بانوی ایران زمین ٬طفل کوچک امابلندمرتبه خویش رادرآغوش گرفته وشانه به شانه پادشاه اعلاحضرت محمدرضاشاه پهلوی ودرمعیت سیل انبوه مردم مشتاق وعاشق٬ازبیمارستان خارج می شوند٬اشک شوق ازدیدگان این خیل کثیرومنتظران به آرزو رسیده راه می گیردوبرگونه های شان جاری می شود٬پس خداوندایران ٬ایران رادوست دارد که ذات بزرگ وبی انتهایش رادرشکل واندام این کودک نازنین ٬دربرابرچشم های ملت آشکارساخته و...

         ..........................

آری چهل وهفت سال پیش درچنین روزباسعادتی یعنی نهم آبان ٬دقایقی چندمانده به ظهر٬میراث دارفره کیانی ویگانه معبودایران پابه عرصه وجودنهاد.درچنین روزی ٬خورشیدباتمام تابناکی اش وباتمام وسعت بی کرانه اش قدم برچشم عاشقان ایران گذاشت واراده کرد٬تابخشی ازنورلایزالش رابه پهنه قلب ایرانیان ببخشاید٬ملایک مقرب آسمان سرهاراخم کرده بودندتابوسه بردستان کوچک این مهرفروزنده زنندوخدابراین خلقت شگرف خودمبهوت مانده بود.مابه راستی بایدهزاران هزاربارسپاسگزارباشیم ٬سپاسگزارخدایی که این گوهریکدانه واین ابرمردفرزانه واین معبودیگانه رابرای ماقراردادکه به حق سزاواراست که دار و ندارمان رابه خاک پای این معبودبی همتاپیشکش داریم ٬اگرچه ناقابل است.بی تردیدامروزنیز٬انتظاری ازهمان جنس اماباشدت و حدت بیشتر٬درقلب هم میهنان خانه کرده است٬انتظاربازگشت دوباره ی آن یگانه دلدارکه دیری است ٬ازستم بیگانگان غربت نشین گشته ولحظه لحظه مان تنهابه عشق آن شهریاروصاحب بی چون وچرای میهن سپری می شود٬آفتاب عالمتابی که طلعت حضوربی کرانش ٬بزرگ ترین آرزوی تک تک عاشقان ایران است :

برا ای آفتاب صبح امید

که دردست شب هجران اسیرم...

این روزبزرگ و وصف ناشدنی رانخست به پیشگاه همایونی معبود٬موعودوبزرگ پادشاه ایران وجودکبریایی وذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی-که جان ناقابلم فدای خاک پای شان باد-وسپس به محضرمادرگرامی معظم له٬علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی وخدمت همسرگرانقدرآن حضرت ،ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی وسه فرزندبلندجایگاه ایشان، پرنسس نور٬پرنسس ایمان وپرنسس فرح دوم پهلوی ٬آنگاه به حضوربرادروخواهرآن وجودمقدس ٬شاهزاده علیرضاوشاهدخت فرحنازپهلوی همچنین به والاحضرت شهنازپهلوی دیگرخواهرمعظم له وتک تک خاندان و وابستگان جلیل سلطنت پهلوی ودرآخربه تمام ملت بیداروآگاه ایران٬ باتمام وجودشادباش وتبریک عرض می کنیم وصمیمانه ازخدامی خواهیم این وجودعزیزوبی مثال واین پادشاه بی تکرارایران را، هزارسال دراین دنیای خاکی برای مان نگهداردتادرپرتوذات همایونی ایشان ٬کهن میهن مان ایران جاویدوسربلندبماند.

جان نثار و سگ آستان همایونی ٬سروده ناچیزی رابه خاک پای آن پادشاه عالی مرتبه ٬تقدیم داشته ام. امیدکه حقارت واژه هاوکوتاهی چاکرشان رابه عظمت وجودلایزال وبی کرانه شان عفوبفرمایندزیرا:

هرچه هست ازقامت ناسازوبی اندام ماست

ورنه تشریف توبربالای کس کوتاه نیست.

 غزل مثنوی رادرپایین  ملاحظه می کنید:

جاده از سينه‌ي شب مي‌گذرد باريك است

همسفر، راه عبور من و تو تاريك است

مشكل اين جاست كه تا آن سوي شب روشن نيست

بازگرديم كه امكان شب و رفتن نيست

جاده امشب چه قَدَر قصد لجاجت دارد

سالياني‌ست به انكار من عادت دارد

گريه از حوصله‌ دفتر ما بيرون است

همسفر، يكسره چشمان من و تو خون است

جاده گر چاره‌ي ما نيست بيا برگرديم

دير شد فرصت آن نيست كه ما برگرديم

بايد اين راه پر از دغدغه را طي بكنيم

شهر را غرق غزل، بوسه، پر از مِي بكنيم

وقت آن نيست كه در غمكده‌ي خويش شويم

بسته در ناله و در شيون و تشويش شويم

گفتمت راه دراز است، كمي دلهره ‌هست

گفتمت خانه سياه است ولي پنجره هست

پنجره رو به افق‌هاي فراسو باز است

حنجره در تب او باز پر از آواز است

شب شكن، موعد برگشتن او نزديك است

تو نگو خانه سياه است نگو تاريك است

ما نبايد كه درين غمزدگي خم بشويم

همچو يك لحظه‌ي خاموش پر از غم بشويم

ما شنيديم كه آن مه‌ ز سفر مي‌آيد

مژده اين بار، كه از يار خبر مي‌آيد

گرچه يك عمر به ويراني و غم طي شد و رفت

عمرِ اين شب‌زد‌گي، مژده به سر مي‌آيد

شب به پايان و نسيمي پُرِ از عطر تنش

تازه با آمدن سبز سحر مي‌آيد

سيزده، سايه‌ شومي به سر تقويم است

نحسي‌ روز سيه، مژده به در مي‌آيد

كسي آري كه پر از عطر بهاري تازه‌ست

من شنيدم كه به زودي زسفر مي‌آيد

كسي از آن ور دريا كسي از آن ور عشق

كسي از معجزه‌ي آمدن از باور عشق

فرصتي تا كه به پرواز كمر بربنديم

فصل آواز شده، باز چرا دربنديم؟

باز در بهت قفس هم چون قناري شده‌ايم

ما خزانيم به عشق تو بهاري شده‌ايم

ما از اندوه و شب و فاصله زخمي شده‌ايم

ما برين كشتي‌ ‌توفان‌ زده حامي شده‌ايم

فرصتي تا همه از خانه فراري بشويم

تا به آبادي‌ غربت همه جاري بشويم

راه بسته است و ما رود وتو دريا، چه كنيم؟

چشم تاريك و هوا بسته، تو رويا، چه كنيم؟

جاده هر شب خبر از آمدن او دارد

ديرسالي‌ست به خواب قدمش خودارد

ما همان طايفه هستيم كه غارت شده‌ايم

در سراييم و پُر از اين غم غربت شده‌ايم

ما همان زخمي‌ از جنگ و ستيز و خونيم

توي اين بازي‌ وحشت، همگی مغبونيم

ما به برگشتنِ تو باورِ محكم داريم

بي تو در شهر، فقط سايه ‌يي از غم داريم

ما نبايد كه بترسيم شما با ماييد

قطره هستيم، حقيريم شما درياييد

پنجره رو به افق‌هاي فراسو باز است

حنجره در تب او باز پر از آواز است

باز كن پنجره‌ را بوي كسي مي‌آيد

گريه كافي‌ست كه فرياد رسي مي‌آيد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

ششم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

       

           اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

 

مژده ای دل که مسیحانفسی می آید

که زانفاس خوشش بوی کسی می آید

 

ازغم هجرمکن ناله وفریادکه من

زده ام فالی وفریادرسی می آید

 

جرعه یی ده که به میخانه ارباب کرم

هرحریفی زپی ملتمسی می آید

 

عزیزان!تاخجسته زادروزابرپادشاه ایران ٬بزرگ خدایگان وسرورخردمندان جهان اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی سه روزباقی است وامیدکه درروزآن میلادمسعود،حقیربتوانم پست جالب توجهی ارایه کنم.درادامه ٬چندعکس ازکودکی معظم له قراردادم .برای دیدن عکس هابرادامه مطلب کلیک کنید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

 پنجم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

         رضاشاه دوم درآغوش پدرآریامهر

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی                        

 

سحرم دولت بیداربه بالین آمد

گفت برخیزکه آن خسروشیرین آمد

قدحی درکش وسرخوش به تماشابخرام

تاببینی که نگارت به چه آیین آمد

 

درآستانه نهم آبان ٬روزی که هست کننده نیستی، نمادفره ایزدی، وارث تخت طاووس٬قادرمطلق ومهرفروزان منت برسرجهان گذارده وقدم دراین سراگذاشت، روزی که ملایک برآن سوگندمی خورند و روزی که کائنات سرافکنده این حضوربی انکارمی مانند.نهم آبان به حق "روزمیلادحقیقت" و"روزمیلادپروردگار و ایزدایران زمین" است٬روزفرخنده یی که ازدامان بانویی بزرگ وپاک نهاد،کودکی ولادت یافت که عرش وفرش درعظمت این وجودبی کران حیرت زده ماندندوخداحتادربرابراین خلقت شگرف سرتعظیم فرودآورد.آری نهم آبان ٬روزولادت اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ابرپادشاه وخدایگان ملت است که سجده بردرگاه ایشان سزاوارمی نماید.

امیدکه این واپسین سالی باشدکه معظم له ٬صاحب وپدرایران، دورازدیارخویش به پیشواز زادروزشان می روندوماهمچنان شرمساروسرافکنده این وجودبی مثال ونازنین هستیم.

ای ابرمرد و ای نوردل ودیده!

هزاران هزارجان قابل بلاگردان تان

زودتربرگردید...

(لازم به گفتن است٬ فرتوربالاازتارنمای ملوکانه پادشاه ایران  اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی برداشت شده است .درضمن شایان توجه بازدیدکننده های عزیز٬همانطورکه درروبه روتوضیح دادم به مناسبت این روزبزرگ٬ازامروزتادهم آبان آهنگ "روزمیلادرضاپهلوی"روی وب قرارداردومی توانیدابتیاع کنید).

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

سوم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی                  

         محمدرضاشاه پهلوی آریامهرایران پدر

 چهارم آبان٬روزبزرگی است.هشتاد وهشت سال پیش٬درچنین روزی ابرفرزانه یی ازدامان خانواده یی نجیب وپرشکوه  برخاست٬ تافصل نوینی ازتاریخ پراقتدارکهن میهن عزیزمان رارقم زند.

چهارم آبان روز ولادت ایران

روز ولادت مهر

روز ولادت انسانیت

روز ولادت بهاردرقلب پاییزی روشن

چهارم آبان٬روزولادت خجسته ی شاهنشاه آریامهرمحمدرضاشاه پهلوی خدایگان و ایران پدر است.

سال هزارودویست ونودوهشت خورشیدی٬درمحله سنگلج تهران٬ شاهنشاه دیده به جهان گشودند.ولادتی توامان باخواهرگرامی شان والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی-که بعدهاحضورپررنگ ودرخشانی درکناربرادرنازنین شان داشتندوهنوزدرغم برادربه سرمی برند-آن روز درخانه رضاشاه کبیرهمه چیزعادی بودوافرادخانواده خوشحال ازاینکه صاحب دوفرزنددیگرشده اندوهیچ کس نمی دانست این طفل کوچک٬ آینده ایران وایرانی رارقم خواهدزد.مادر-ملکه تاج الملوک آیرملو-بالبخندی مهربان بزرگترشدن کودکانش رامی نگریست تااینکه...شش سال بعد٬سال ۱۳۰۴خورشیدی-پرده های ظلمت ازآسمان ماتم گرفته ایران کناررفتندویک دگرگونی ناگهانی وضعیت ایران راتغییری شگرف بخشید.باخلع احمدشاه و رای مجلس شورای ملی سلسله قاجارهامنقرض شد٬همان سلسله نالایقی که دغدغه شان عیش ونوش وتفریح بودوخاطره تلخی ازعهدنامه  خیانت بار"گلستان" دردل مردم به جای گذاشته بودند.رضاسوادکوهی-درجه دارشایسته که چندی بعدلقب سردارسپه ووزیرجنگ راگرفته بود  -بارای اکثریت مجلس رفت تابنیان گذارسلسله ی پادشاهی یی باشدکه ایران غم زده وفرسوده رابه کشوری پررونق بدل سازد.یک سال بعددرمراسمی رسمی٬ این طفل هفت ساله به مقام ولایتعهدی منسوب شدتاآن زمان که به نوجوانی برسد-شاهنشاه محبوب ایران باچندبیماری مهلک وخطرناک دست وپنجه نرم کردوبانظرلطف علی(ع)بنابرگفته خودایشان ازاین بیماری هانجات یافتند.ایشان دوران تحصیل درمقطع ابتدایی رادرمدرسه نظام سپری کردندودرمرزنوجوانی پدربزرگوارشان صلاح دید٬معظم له برای ادامه تحصیل به مدرسه "لوروزه"   درلوزان سوییس برودشاهنشاه به رقم وابستگی های عاطفی نسبت به افرادخانواده ٬باعزم جزم کوله بارسفربربستندوبه سوییس عزیمت فرمودندوتاهفده سالگی جزسفرهایی کوتاه به ایران دیداری بابستگان خویش نداشتند.سرانجام ایشان به میهن بازگشتندوبرای تحصیلات دانشگاهی ابتدابه دانشکده افسری وسپس به دانشگاه برای تحصیل رشته پتروشیمی اقدام فرمودند.سال۱۳۱۸باصلاحدیدپدروهمچنین ابرازآمادگی خودشان٬قرار شدخودرابرای آغاززندگی مشترک آماده سازندوپرنسس فوزیه-شاهدخت زیبای مصری وخواهرملک فاروق-گزینه مناسبی برای این آغازبودکه ثمره اش والاحضرت شاهدخت شهنازپهلوی شد.

درسال۱۳۲۰همزمان بااشغال ایران توسط نیروهای شوروی وبریتانیای کبیر٬اعلاحضرت رضاشاه کبیرسرسلسله این دودمان جلیل باوجودکسالت وبیماری شدیدی که دروجودمبارک شان شروع شده بود٬ناچاربه ترک میهن وآغازتبعیدی تلخ شدندوچون درعمل دیگراختیارزمامداری امور رانداشتندتقدیربرآن شدتاپسربرومندشان برتخت سلطنت بنشیندواین مسوولیت شگفت انگیزوتاریخ سازرابرعهده گیردوادامه دهد. ازآنجاکه شاهنشاه وهمسرشان-فوزیه-ملیت وزبانی متفاوت داشتندوپاره یی مسایل دیگر٬ادامه زندگی برای این زوج جوان امکان پذیرنبودوباتوافق دوطرف ٬طلاق وبازگشت فوزیه به موطن خودرابهترین راه یافتندوپس ازآن والاحضرت شهناز٬در دربار پدرازکودکی پابه نوجوانی گذاشت.شاهنشاه اینبارودومین ازدواج شان با"ثریااسفندیاری"دختری دورگه ونیمه آلمانی -که ازسمت پدربه" ایل بختیاری" تعلق داشت-پیمان زناشویی بستند.این دواگرچه عشق راسرلوحه زندگی کرده بودندودرروزهای تلخ غوغای مصدق وحزب توده درشهراسوان ودربیم وامیدگذرانده وبارستاخیزملی بیست وهشت امرداددیگربارباهم به ایران بازگشته بودنداماانگارتقدیرومشیت ادامه این زندگی مشترک راصلاح نمی دید.ثریاقادربه باروری نبودودربارپرافتخارپهلوی٬ نیازبه ولی عهدداشت.ثریاحتابه تمام کشورهای اروپایی به خرج همسرش-شاهنشاه-برای درمان ناباروری خودسفرکرداماسودبخش نبودوپزشکان به اتفاق وی راجواب کردند.شاهنشاه که ازسویی ولادت یک جانشین پسررابرای دربارلازم دانسته وازسوی دیگرمایل نبودندنامهربانی به همسرشان رواشودصادقانه بحث جدایی رامطرح فرمودندومبلغ سنگینی رابه عنوان مهریه ومبلغ شایان توجهی راهم برای مقرری مادام العمرتعیین کردندوباصورت پذیرفتن طلاق توافقی ٬ثریابه آلمان وپیش مادرش عزیمت کردواعلاحضرت محمدرضاشاه دراندیشه ازدواجی دیگر٬تاهم سایه ملکه یی برسرایران باشدوهم بتوان جانشینی برای تخت طاووس برگزید.درسال۱۳۳۸خورشیدی درشهرپاریس دانشجویی ممتاز٬بلندبالاوازخانواده یی محترم"دوشیزه فرح دیبا"درچشم شاهنشاه مناسب ترین همسربرای دربارسلطنت آمدوطی مراحلی وباکمک والاحضرت شهناز٬این شاهدخت نجیب ومهربان ٬فرح دیبا٬قدم به دربارهمایونی گذاشت تاسرانجام مادرپادشاه کنونی ایران-اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی-باشد.شاهنشاه همیشه جاویدایران محمدرضاشاه٬پس ازولادت فرزندذکورخودوالاحضرت رضا-رضاشاه دوم-باامیدواطمینانی دوچندان به امروسلطنت واداره مملکت پرداختند.دهه چهل٬دهه یی طلایی برای میهن وملت بودودورنمایی روشن رابرای مردم نمایان می ساخت.پس ازصدورفرمان انقلاب سپیدتوسط پادشاه دیری نگذشت که بی سوادی درکشورروبه افول گذاشت وبیماری های عفونی ومسری تقریبن وبیشترجاهاریشه کن شدند.درکناراین حرکت ها٬موجی ازانواع خطرات دربیرون ودرون مرزداشتند ازراه می رسیدند٬امادرایت شاه٬همواره مانعی بودبرای آسیب رسیدن به کیان میهن وبنیان جامعه.تروریسم جهانی به طرزعجیبی فعال شده بودوچهره های بارزی مانند"جان اف کندی" موردسوقصدقرارمی گرفتند.پادشاه اراده کرده بودندتاباانواع روش هاضریب امنیت رادرسطح مملکت بالاببرند.ازسویی عراق نیزبرسردعوی خودمبنی برمالکیت اروندرود پابرجامانده بودوتاخت وتازی رابه مرزهای ایران آغازکرد٬اماارتش شاه ظرف تنهاچهارروزآنان راباخفت وخواری ازمرزبیرون راندوتاهمین جاکافی بود٬آریامهرنخواستندتاعراق رابه تصرف درآورندوتنهافرمودند:همین که فهمیدندکافی است. ازسوی دیگرنیروهای تروریست وآشوبگرداخلی آنی آرام وقرارنداشتند:گروهک فداییان اسلام دست به ترورعبدالحسین هژیر نخست وزیروقت زد٬گروهک مجاهدین خلق مدام درحال آشوب وفتنه بودند٬حزب توده دست ازخرابکاری برنمی داشت وگانگسترهای مغبونی مانندخسروگلسرخی دست به وحشیانه ترین اقدامات می زدندوازطرفی صدای ملایان ناکام وسرخورده ازاصلاحات رضاشاه کبیروفرزندش٬که همچنان ادامه داشت وقطع نمی شد.

چه تدبیری بایداندیشیده می شد؟بی شک انگیزه شاهنشاه این بود٬باکمترین خشونت ٬مفیدترین نتیجه به نفع ایران عایدشودوباوجوداصراراطرافیان براعدام خمینی- ملای بی اصل ونصبی که ریشه های هندوداشت وبه طرزمضحکی دست به اعتراض وکارشکنی می زد-پادشاه تنهابه تبعیداین مرددیوانه بسنده فرمودند.

اگرچه پنجره های زمان روبه افق هایی روشن گشوده می شدندودنیاباتعجب درآمیخته باتحسین به پیشرفت های چشم گیروروزافزون ایران خیره مانده بودوسرسخت ترین تیره اندیشی هادرسراسرجهان می رفت تاآرام آرام این حقیقت رابپذیرد:ایران داردواردرقابت درعرصه جهانی می شود،چه ازحیث قدرت نظامی،چه ازدیدگاه مدرنیته شدن جامعه وچه ازنظربالارفتن سطح علم درایران...

اماناگهان توفان سهمگینی وزیدن گرفت و...چرخ گردون ٬چرخشی وارونه کرد.

درپی کودتایی شوم ٬دست نویس بیگانه وغیرمردمی درتاریخ بیست وشش دی ماه سال۵۷شاهنشاه فقیدآریامهر٬مجبوربه ترک دیارشان شده وسرانجام درروزغم انگیزچهارامردادسال۵۹مارابرای همیشه وداع گفته وبه نامیرایی وجاودانگی تاریخ پرشکوه ایران پیوستند.امایادآن ابرانسان وآن پادشاه بزرگ وفقید٬تاهمیشه درقلب های پاک وعاشق میهن جاودانه خواهدبودوچشم های منتظر٬همواره خیره برافق های فردایی هستندکه فرزندبرومندوجانشین آریامهرسفرکرده ٬همان نمادفره ایزدی اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی ازدیارغربت بازخواهندگشت وایران ویران شده وتاریک را٬به پرتوحضورملوکانه روشن ساخته وبه یمن وجودنازنین شان دیگرباره آباد٬آزاد وپر ازشکوفایی گردد.

 

این زادروزخجسته راگرامی می داریم وبرروح پرفتوح آن ابرتاریخ سازسفرکرده وجاودان نام، درودبی کران می فرستیم .چهارم آبان، هشتادوهشتمین سالگردولادت شاهنشاه آریامهرمحمدرضاشاه پهلوی و والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی خواهربلندمرتبه ایشان را،به پیشگاه همایونی فرزندذکور وجانشین آن حضرت٬وارث تاج وتخت کیانی ،یگانه معبودایران وآفتاب عالمتاب اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی وسپس به محضرمعظم لهاعلیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی وبعدبه خدمت شاهزاده وشاهدخت گرامی والاحضرتان علیرضاوفرحنازپهلوی وتمام وابستگان جلیل دودمان بزرگ پهلوی خصوصن ملکه بزرگوار یاسمین اعتمادامینی پهلوی وپرنسس های عزیز(نور٬ایمان وفرح دوم)ودرنهایت بالحنی عاشقانه به محضرمبارک والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی یگانه خواهربه یادگارمانده  شاهنشاه-که زادروزخودایشان نیزهست-صمیمانه تبریک وشادباش عرض می کنیم .

لطفن شکیبایی کنیدتاعکس های شاهنشاه فقید٬اعلاحضرت محمدرضاشاه پهلوی بارگذاری شونددرصورتی که موفق به دیدن تمام عکس هانشدیدصفحه رادوباره بازکنید.

 


 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

یکم آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

        

 

          اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی 

 

دیشب با واپسین شب ماه مهروداع کردیم ، نخستین خورشیدآبان ماه درخشیدوروزی دیگرآغازشد.

شگفتا تلاقی این دوماه٬یکی ولادت خجسته شهبانوی نازنین مان راباخود داشت ودیگری-آبان-زادروز دوابرانسان که باعث افتخارایران وحتا جهان بوده وهستند:چهارم آبان ،میلادباسعادت شاهنشاه فقیدآریامهرایران پدرمحمدرضاشاه پهلوی ونهم آبان خجسته زادروزاعلاحضرت همایونی شهریارجوانبخت رضاشاه دوم پهلوی پادشاه غربت نشین :

 

یارب سببی سازکه یارم به سلامت

بازآیدو برهاندم ازبندملامت

 

خاک ره آن یارسفرکرده بیارید

تاچشم جهان بین کنمش جای اقامت

 

فریادکه ازشش جهتم راه ببستند

آن خال وخط وزلف ورخ وعارض وقامت

 

اگرچه درآستانه این ماه عزیز٬باتمام وجود و وسعت حقیرقلب مان پیشاپیش فرارسیدن این ولادت خجسته وباسعادت رابه پیشگاه معبود ومحبوب وموعودمان، اعلاحضرت رضاشاه دوم شادباش وتبریک عرض می کنیم اماافسوس که شرمنده وشرمسار آن آفتاب عالمتاب وآن بزرگ پادشاه وخدایگان هستیم که دیگرباراین روزفرخنده رادرغربت وتبعید، به حضور معظم له خجسته باد بگوییم.سروده یی که درپایین ملاحظه می کنید، سیاه مشقی دیگرازسوی حقیراست که به خاک پای رضاشاه دوم عرضه شده است .این شعررا،درقالب سپیدگفته ام وامیدکه موردتوجه قراربگیرد:

 

تیشه بردرخت احساس

هیزم برای هیمه آتش

این جا کسی شناسنامه ندارد

نام حقیر مارا

کوتوله های سیاه پوش، برسرنیزه های تباهی گرفته اند

مابه امیدفصل روییدن شراب

برگ های خزان راازقامت تاک خشکیده پاک می کنیم

ماجاده به تو رسیدن راگم کرده ایم ودرکوره راه ها

پابه پا حماقت خودراه می رویم

کی می آیی؟<