تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیردرکلبه فقیرانه ام جواهرپربهایی رادارم که شمادرجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شمارادارم وشماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ">سال 1387 سال پرچم شیروخورشید پاسارگاد2

سی ویکم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

          

 تقریبن همه درجریان رخدادی که درتاریخ  یکشنبه بیست وپنجم فروردین امسال ،حدودساعت یازده شب درخانه فرهنگ رهپویان وصال رخ دادهستیم ونیازی به شرح وتوصیف جزییات این حادثه نیست.امااگردوستان به یادداشته باشندرسانه های مزدورحکومتی، درحالی که شواهددال برمشکوک بودن این واقعه داشت به شیوه مضحک ونابخردانه یی-چون همیشه –سعی می کردندباتمام قوا،انفجاربمب دریک مجتمع فرهنگی را-که منجربه مرگ دست کم بیست تن شده بود-غیرعمدی واتفاقی جلوه دهندوشگفتاکه درظرف کم ترازسی وپنج روزسناریوتغییرکردوبازمصلحت برآن شدتابه زعم خودشان دست توطئه گر امریکا ازآستین تروریسم(این عفریت زاده شده دردامن انقلاب خمینی)بیرون آمده ومطابق وصیت آن پیرمردیاوه گو(روح الله خمینی هندی زاده)لازم شدکه توده های تحمیق شده مردم، انفجارکانون" رهپویان وصال" رانقشه امریکاوانگلیس!!دانسته وهرچه فریاددرته حلقوم شان مانده برسرامریکاواستکبارجهانی!!!بزنند.امروزبرکسی نهان نیست واگرتاپیش ازفاجعه بیست ودوبهمن سال پنجاه وهفت کسانی بودندکه باورنمی کردند پایه های ایدئولوژی اسلامی براساس" کشتن برای وحشت"قوام ودوام می گیرد،دیگرباروی کارآمدن ملابراریکه قدرت، امروزه کودکان پیش دبستانی هم فهمیده اندتارژیم ولایت فقیه ومزدورانش زیرنام سپاه وغیره برزمین خدانفس می کشندنه ایران ونه تمام جهان ٬حاجتی به تروریست وجانی بالفطره ندارند.بله این یک داستان تلخ وتکراری است که جمهوری دیکتاتوری اسلامی باگردن زدن مردم بیگناه آن هم به شکل تصادفی، جرم وجنایت خودرابه نام اپوزوسیون بنویسدتاتنهامشتی مغزهای معیوب وذوب شده دراراجیف این حضرات، باورکنندکه مخالفین نظام اسلامی ،ازخون مردم عادی بهره برداری می کنندآنچه که همواره وبه مددتجربه نقطه مقابل آن رانظاره گربوده ایم.گرچه نارسایی خبری(به شکل عامدانه)دررسانه های حکومتی وابسته به رژیم وقت امری طبیعی وعادی ست امادرهمین رخدادبه خصوص ٬به شکل بارزتر وزننده تری شاهدتناقضات وحشتناک این به اصطلاح رسانه ها درنحوه اطلاع رسانی ازآمارکشته گان ،مجروحین،زمان انفجار ونوع حادثه بودیم به گونه یی که هم زمان باپخش اخبارسراسری ودرحالی که عامل مزدور رژیم اسلامی دربررسی سانحه(علیرضاکاربار)داشت عددکشته هارابیش ازدوازده نفر و زخمیان رانیزفراترازدویست اعلام می کرد،رسانه دلقک فارس نیوز،زیرنظرمحمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امورخارجه حکومت-که شرح کذب گویی هاودروغ های شاخدارش موجب تمسخرحتاجیره خواران شان شده است-کشته هارادونفروآسیب دیدگان را حدودپنجاه نفرارزیابی کرد!!درموردساعت انفجارنیز،رسانه های وابسته به ولایت فقیه ازناراستی ودروغ نویسی خودمضایقه نکرده ولحظه وقوع انفجار رابعضی نه شب ،برخی یازده وبعضی ده وخرده یی نام بردند.

نکته مهم تری را که همه ماشنیده ایم این که نقشه ناکام حکومت آسیدعلی گدا و وزارت مخوف اطلاعاتش این بودتااینبارحادثه شیرازرابه پای "سلطنت طلبان" بگذاردوهمانطورکه شنیده ایم آخوندمصطفاپورمحمدی طی افاضاتی، دربازدید ازنمایشگاه کتاب تهران اظهارداشت که بمب گذاران این حادثه، وابسته به سلطنت طلبان بوده اند!درد این رذالت پیشگان دین پناه- که برعرصه سیاست ایرانزمین تحمیل شده وجزسیاست هرزه منشانه ،فن و روشی نیاموخته اند-ریشه دارترازآن است که بخواهیم مخاطب قرارشان دهیم چراکه ماهیت شان ،ماهیت بشرنیست وگفتاروکردارشان براساس ذهنیات پوچ ونامردم شان شکل یافته است.امابدنیست بالحنی متعجب ومتحیر،ازکسانی که مدعی ایرانی بودن هستنداماسرمویی ازدروغ های شاخدار رژیم منحوس وقت راباورمی کنندبپرسم:آیاماقشرمیهن پرست وشیفته ایران راکه شماسلطنت طلب می نامید،درتمام سال هایی که چون برق وبادگذشتندودرکشاکش وقایعی که داشتندوهمچنان دارندایران راتامرزنابودی مطلق می برند،ماجزحمایت ازایران وازحقوق ایرانیان چه کرده ایم؟آیاوقتی سایه ابرانسانی که شهریارشهریاران وسرورجهانیان است ،وقتی سایه ذات مبارک رضاشاه دوم برسرماقرارداشته وآن حضرت را رهبر،فرمانده وپادشاه مان می دانیم (حتااگرسرسوزنی ازوسعت بیکرانه ی آن قلب دریایی وآن روح اهورایی رادروجودحقیرمان داشته باشیم )حاضربه مرگ مردم عادی که جای خود،حتاحاضربه کشتن یک سگ سپاهی نیستیم .اگرچه نیک واقفیم که خداوندراباتمام خداوندیش نمی توان بایک تارمو ازوجودنمادفره ایزدی، رضاشاه دوم پهلوی قیاس نمودامابه ناچارقیاسی مع الفارق نیازاست تایک موضوع ساده راطوری بگشاییم که ساده لوحان اجتماع –که همواره بهترین پل برای پیاده شدن افکاربی ارزش وتهی مایه حکومت الله بوده اند-دریابندکه جای یک نظام، باچه دیوصدچهره یی روبه روهستند.آیاشماقادرهستید پیروان وسرسپردگان آن پادشاه فرزانه رابامریدان این ملاعلی تازه به دوران رسیده ودیوانه (سردسته خون آشامان عصرحاضر)،یکسان بگیرید؟آیامی توانیدبندگان آن شاهنشاه غربت نشین ومهربان را(که به رغم هرآن جفایی که ازشماناسپاسان نادان دیده اندبازباصراحت می فرمایندکه اگرتلاش می کنندتنهابه این خاطراست که مخالفین ایشان بتوانندبه راحتی حرف شان رابزنند)باافرادی دریک مرزقراردهیدکه درعین حمایت ازتروریسم بین الملل ،به جانوران بی رحم ودرنده یی که مرتکب عملیات تروریستی انتحاری می شوند،لقب مضحک "شهادت طلب"می دهندتاننگ شان رابشویندودرذهن های کوتاه چون شمایی، پاک شان جلوه دهند؟

مااگربه اصل حذف فیزیکی افراد(ولوشرورها وخرابکاران)اعتقاد وباورداشتیم سی سال پیش هرگز وهرگزسروران وصاحبان مان(خاندان جلیل سلطنت پهلوی)برای نریختن خون مشتی موجودبی ارزش،خانه خویش ایران راترک نمی کردندتاامروزمادرحسرت بازگشت پادشاه مان تنهاسخن بگوییم وقلم بزنیم وخون جگرنوش کنیم.مااگرجزاندیشه مان حربه دیگری داشتیم واگرمرگ یک مشت انسان عادی ویاانسان نمای گرگ زاده(مانندسپاه وبسیج و...)برای ماسود وثمری داشت امروزحکایت،حکایت دیگری بود.سلطنت طلب یعنی ایران پرست ویعنی خواهان هویت ،اصالت وآزادی ایران وپیروان چنین تفکری ،شمشیرشان اندیشه وباورآنهاست که گویی آنچنان درقلب سیاه این بی هویتان زخم نشانده که درخیال خام خودمی خواهندباخدشه دارکردن حیثیت ما،براین جراحت های بی درمان شان مرهمی بگذارند.ازباقی مانده مخیله پوک تان کمک بگیریدوببینیدمایی که به پیروی ازاعلاحضرت مان دست اتحاد رابه سوی گروه های چپ نیزدرازکردیم –والبته این دست همدلی برحسب نابخردی برخی دوست نمایان عودت داده شد-چه منفعتی ازمرگ چندجوان که کوچکترین نقشی درامور ومصالح حکومت انیرانی اسلامی نداشتندمی بردیم که بخواهیم بیاییم وباانفجاریک بمب، چندچشم راگریان وچندخانواده راداغدارکنیم.مامیهن پرستان وعاشقان ذات مبارک رضاشاه دوم پهلوی ،سرسپردگان آزادی وطن وخواهان بازگشت حقوق پامال شده تمام آحادملت هستیم وافسوس که سکوت وبردباری بیش ازاندازه مامشروطه خواهان وپهلوی طلبان ،کار وقاحت مزدوران ولایت فقیه رابه جایی رسانده که جنایات احمقانه خودرانیزبه نام "ما"یی تمام می کنندکه جزسربلندی ایران عزیزدرسایه صاحب میهن مان،تعلقی درسرنداریم.اگرچه صدای نابه هنجاررسانه های مزدور رژیم اسلامی بُرد وبازتاب چندانی نداردواگرچه جزچندغرقه درمنجلاب، هیچ جنبنده یی تره برای نمایش هاوگربه رقصانی های سربازان گمنام امام زمان –به نوعی همان صحنه سازان بانام وبی نام بیت ولایت علی خامنه یی-خردنمی کننداماجای پرسش اینجاست که جمهوری ولایت فقیه ازاین همه تحمیق افکارعمومی چه حاصلی می بردکه هرسال وباپیش آمدیک بحران جدی وجدید،برای نجات ازشرایط موجوداقدام به اجرای یک حادثه داخلی نموده وسرنخ ماجرارابه اپوزوسیون وفعالان برون مرزی مرتبط می سازدتاذهن مردم راازتعمق بر واقعیات منحرف ساخته وباخدشه دارکردن وجهه تشکل هاوافرادآبرومند،آبروی نداشته خودوسیستم ازرده خارج اسلامی راوصله بزند.

پارسال بااجرای طرح هولناک گروگانگیری ازعده یی هم وطن عادی که می خواستندازیکی ازجاده های مرزی عبورکنند،داستان سازی کرده ویک ماجرای داخلی راکه ریشه دربی خردی خود وزارت اطلاعات به رغم تمامی مدعیات شان داشت- توطئه انگلیس جازدندتابازعده یی ازناآگاهان یادشان برود،اگرانگلیس وجودنداشت "روح الله خمینی هندی زاده" هرگزازیک بچه پابرهنه توسری خورده فراترنرفته وروی سکوی زمامدار قدرت درکهن میهن مانمی نشست.

نتیجه گیری:این مدل معلق بازی های رژیم اسلامی ،دیگر به شگردی نخ نمابدل شده وازفرط تکرارجزپوزخندی برلب هرایرانی –بافهم متوسط ویابالا-حاصلی عایدشان نخواهدشد.دیگرامروزه ودرعصرانفجاراطلاعات (که جهان راشبیه به دهکده یی کوچک نموده است)جزانگشت شمارانی که به دلایلی خاص ازجمله  وابستگی مالی ویاآنهایی که منافع اجتماعی، اقتصادی و رفاهی شان تابعی ازمتغیر ج .ا می باشدپای موهومات رژیم اسلامی هم آوامی شوندتامبادا رسوایی حاکمان بدکرداری که هرروز وبایک بازی جدید،ناشیانه به فریب اذهان عمومی برمی خیزند،منتج به اضمحلال موقعیت آنان شده وازنشستن برسرخوان کرمی که ولایت فقیه ویارانش برخون بیگناهان ستم دیده گسترده اند،محروم وبی بهره شوند.

ماهمچنان وهمواره ،تانفس درسینه باقی ست خواهیم ایستادوخواهیم جنگیدتامیهن مان ایران راازچنگ اهریمنان رهاکنیم وگوشه گوشه اش رابرای بازگشت وارث کیان پادشاهی، ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلویآذین کنیم.بی تردیدبازگشت وجلوس ایشان براورنگ شاهنشاهی ،برابربانویدفصل آزادی وسربلندی وپایان تمام محنت هاومصایبی است که اکنون ملت باآنهادست به گریبان است.

پایداری پادشاهی پیروزی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست ونهم اردیبهشت دوهزار وپانصدوشصت وهفت شاهنشاهی

  

سخنان اخیرپرزیدنت بوش درآستانه سفرش به منطقه،اگرچه چندان تازه نبوده -وپیش ترنیزخطرات وجودرژیم مرگباراسلامی راگوشزدکرده وتاکیدکرده بودتکلیف جمهوری وقت ایران بایدبه زودی مشخص شود-اماباتوجه به اوضاع اخیرجهان وتقریبن انزجارتمام ملل ودولت هانسبت به رژیم حاکم برایران، اظهارات اخیرآقای بوش می تواندتهدیدی جدی برای حمله نظامی امریکاواسراییل به ایران باشد.

پرزیدنت جورج دبلیوبوش ریاست جمهوری شصت ودوساله امریکا،دربخشی ازسخنانش صراحتن گفت:"رژیم ایران ٬مرکزبسیاری ازمشکلات درخاورمیانه است" وباتاکیدیادآورشد:"رژیم ایران وسوریه، دومانع مهم برسرراه صلح وثبات درخاورمیانه هستند".

اگربخواهیم معقولانه ومنصفانه قضاوت کنیم ،بی تردیدآقای بوش یکسری واضحات راتصریح کرده است.برچه کسی امروزنهان است که جمهوری منفور وکینه افروزاسلامی،آتش جنگ رادرنقطه به نقطه خاورمیانه برافروخته ساخته است.این نظام نامشروع باتاخت وتازبین المللی اش ننگ تروریسم ایدئولوژیک خودراحتابه فرانسه،ایالات متحده ،امریکای لاتین ،هلند،آلمان و...بسیاری ازممالک دنیا آشکارکرده وباقربانی گرفتن ازبسیاری انسان ها،باعث نفرت ملل جهان ازایران وایرانی شده است.دنیا وبسیاری ازمردمانش چندان از محدودیت هاومحرومیت های ملت شریف ایران ودرعین حال حس غضب شان نسبت به حکومت تحمیلی اسلامی ٬باخبر و آگاه نیستندونمی داننداکثریت قاطع مردم کشورمان ازسایه شوم وپلید اسلام گرایان جائربرسرمیهن شان بیزارهستندوپیوسته برای نجات وطن ازدست اهریمنان درتلاشند.این واقعیت تلخی است که بیشترملت ها وحکام دنیا،مردم ایران وحاکمین نامردم اش رابه یک چوب می رانند وتمایزی میان این دونمی توانندقایل شوند.

اگرچه دراهمیت تمامیت ارزی میهن مان ایران شکی نداریم ومرگ هرایرانی-براثروقوع جنگی که دیگربسیارنزدیک به نظرمی رسد-تاسف آور ودردناک است اماگذشته ازاین مساله بدنیست کمی واقع بین باشیم.ایران مابه زودی موردحمله نظامی قرارخواهدگرفت واین تنهاثمرسکوت چندین وچندساله مادربرابر وقاحت حاکمین دجالی است که برسرموطن ما آوارشدند.جنگی که رخ خواهددادعقبات اشتباه جانکاه وغیرقابل گذشتی است که سی سال پیش مرتکب آن شدیم وبا راندن پدر،سرور وصاحب مان آریامهرفقیدونمک ناشناسی مان درحق ایشان وسپستر این همه سال اهمال وکوتاهی مان درامرمبارزه ودرحالیکه جانشین ومیراث دارآریامهر٬ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پیگیرانه وبی لحظه یی درنگ ٬درصحنه بلاانکار نبردقرارداشته وپیام های مهرآمیزشان رادرحمایت ازمبارزین درون مرز وبرون مرزابلاغ می فرمودند- که هماره نیزچنین می کنند-باردیگردرپیشگاه خاندان جلیل سلطنت همانان که معنای وزین حق وحقیقتند، کم فهمی وعدم فرمانبرداری وغیرت مان راثابت کردیم تامشخص شودهنوز ازجفای سی سال پیش مان شرمنده وخجلت زده نیستیم.بله این جنگ سیاه عاقبت ودرآینده یی بسیارنزدیک ایران مارابه ویرانه بدل خواهدساخت وبرخلاف تصورکج اندیشانی که فکرمی کنندهمان شوربی خاصیت- که دراثنای جنگ ایران باعراق میان تنی ازمردم وجودداشت- لاشه فرسوده یی ازآن به اصطلاح شور"جنگ جنگ تاپیروزی" و"تنها ره سعادت، ایمان جهاد شهادت"امروزنیز قابل یافتن است حال آنکه آن حس وشور، دوپینگی رامی ماندکه به علت رخدادهای اوباش مابانه ی انقلابیون ودرپیامدش جوخاصی که به طورموقت درمیان برخی ازمردم به وجودآمده وبابخشیدن یک انرژی کاذب وغیرواقعی ٬به شکلی مقطعی وگذرا آنان رابه حفظ پایه های حکومت اسلامی شایق ساخته بودهرچندهمان "جو زدگان" نیزامروزیابه کام مرگ رفته ویا از ژرفای نادانی وبلاهت خودپشیمان هستند.

بایداین راباورکنیم که حمله نظامی به ایران مساوی بانابودی ماونابودی ایران ماست.بیاییم ودرک کنیم فرصت برای نجات کشورمان بسیاراندک است وبه قولی" یاتن رسدبه جانان یاجان زتن درآید"ودرواقع یاما میهن راآزادکرده وباپس دادن آن به قدوم مبارک پادشاه مان ،ایران رابه ساختارطبیعی ومنطقی اش بازخواهیم گرداندویااینکه بازاجازه می دهیم عنان قدرت دردست حاکمان نالایق دین فروش بماندوآنقدربه این وضعیت شوم ادامه می دهیم تابه زودی کشورماراباخاک یکسان کنندوازمیهن محبوب مان چیزی باقی نگذارند.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

بیست وچهارم اردیبهشت دوهزار وپانصد وشصت وهفت شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

اگرچه روال معمول این وب، قراردادن سروده های این چاکر، به شکل هر ازچند گاهی بودتادرکنارنگاه به وقایع و رویدادهای میهن مان،این ورق پاره های بی ارزش که به خاک پای معبود وقبله بی بدیل ملت ،شهریاربزرگ ایران پیشکش می دارم درپاسارگاد به روزشوندامادراین مدت به علت ازدیاد رخدادهای مهم وبحث های  ناگزیری که طلب می کردندمدتی است حقیرسروده یی راپُست نکرده ام تا اکنون که بازشعری را-که درزیرملاحظه می کنید-به دربارپرافتخارپادشاه مهربان ایران رضاشاه دوم پهلوی -همان یگانه یی که تقدیرم درپنجه ایشان است-شرمسارانه تقدیم داشته ام که ازهرچه بگذری سخن دوست خوش تراست...

جان نثار٬غزل زیررابه پیشگاه ملوکانه پادشاه فرزانه ایران ،ذات اهورایی وکبریایی آن میراث دارفره ایزدی ،برترین برترین ها،آنکه درسایه نام گرانقدر ایشان شرافت وموجودیت مان رقم خورده وآنکه هرچه داریم ازدولت سرخاندان جلیل وبلند مرتبه ی حضرتش می باشدعرضه می دارم.

تقدیمی ناقابلی به محضرعالیقدرذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی :

بازهم داغ غریب غنچه های باغ من تکرارشد

نوبهارآمدولی کابوس وار،ازنوبه ماآوارشد

 

باگُل وبی گُل چه فرقی حال باغ من کندوقتی چنین

بر دوچشم شهر،شیخ شوم همچون رویش صدخارشد

 

طالع ماراطلسم این زمستان سیاه افتاده بود

مالک سرتابه پای خانه وقتی دیوبدکردارشد

 

نازنینم٬ بی حضورحضرتت اینجاقفس جای نفس

بی شماهرنقشی ازاین زندگی ترسیمی ازیک دارشد

 

بی تواینجادفترعمرم فقط آغشته تاریکی است

قلب من بی مهر رویت اززمین واززمان بیزارشد

 

کی می آیی؟کی می آیی؟این معمای تمام لحظه هاست

لحظه های پرتب وتابی که درپای رخ دلدارشد

 

نازچشمت آتشی شد،بی محاباسوخت بنیان دلم

هستی ام را تیرمژگان توحکم مرگ چندین بارشد

 

جان به لب آمد٬تمنای رُخت معبودبی انکارمن

شاه بیتی شدکه درهرسطری ازاین شعرهاتکرارشد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   | 

<